تبليغاتX
واي ، اين شب چقدر تاريك است! - خواندن اين كتاب واجب است٠

شنبه 21 اردیبهشت1387

خواندن اين كتاب واجب است٠

علی دشتی در سال ١٢٧٧ خورشيدی ( ١٨٩٨ ميلادی) دو سال پس از ترور ناصرالدين شاه در دشتستان، در نزديکی
ساحل خليج فارس در ناحيه ای دورافتاده بين بندر ديلم و بوشهر به دنيا آمد.

"همه می دانند که در کيش شيعه حکومت حقِ امام است . جز او هر کس ديگری به حکومت برخيزد غاصب و جائر و فاجر است و پيروان او همه گناهکارند . در زمان امام جعفر صادق، بنيادگزار اين کيش و جانشينان او، خلفايی که می بودند شيعيان آنان را غاصب می شناختند و فرمانبرد اری از آنان را به خود بايا [لازم و ضرور] نمی شماردند... سپس که روزگار گذشته و داستان امام ناپيدا آمده، که در اينجا نيازی به سخن از آن نمی باشد . باور شيعيان اين بوده که در نبودن آن امام حکومت حق علماست . علما جانشينان آن امامند . در نتيجه اين باور است که شيعيان هميشه، چه به خلفای اسلامی که در بغداد يا مصر يا در استانبول می بوده اند و چه به پادشاهان ديگری که در کشورهای اسلامی برميخاسته اند، با ديده دشمنی نگريسته آنان را جز غاصب و جائر نمی شناخته اند.
در خود ايران هميشه اين گفتگو در ميان می بوده که شاهان غاصبند، ماليات دادن به آنها حرام است، به سربازی رفتن حرام است ... اينها چيزهاييست که در خور گفتگو نيست . گفتگو در آن است که ايرانيان که از زمان صفوی کيش شيعی را پذيرفته بودند و اين کشور يکی از کانونهای بزرگ شيعيگری به شمار می رفت و اکنون هم می رود، در چهل سال پيش، کسانی از همان علما و ديگران به جنبش برخاستند و پس از کشاکشها و خونريزيها حکومت مشروطه يا دموکراسی را از توده های اروپايی فراگرفته در اين کشور روان گردانيدند که اکنون هم روان است.

پيداست که آنچه انديشه مشروطه خواهی را در ايران پديد آورد، آن بود که کيش شيعی و دستورهای آن نمی توانست کشور را به راه برد، وگرنه چه نياز به مشروطه بودی؟ ! چرا بايستی علما پيش افتند و مشروطه خواهند؟ ! چرا بايستی فقه جعفری را کنار گزارند و قانونها از فرانسه و انگليس آورند؟! (احمد كسروى) 1

 

http://masharya.multiply.com/journal/item/4 
http://masharya.multiply.com/journal/item/5 

نوشته شده توسط مردآويج در 19:7 |  لینک ثابت   •