<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>واي ، اين شب چقدر تاريك است!</title>
<link>http://mortad.blogfa.com/</link>
<description>اظهار عقائد و نقد آن٠</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 07 Jun 2008 22:17:57 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>افشاگری در مورد پشت پرده های مفاسد اقتصادی کشور </title>
<link>http://mortad.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>
&lt;TABLE id=tblNewsBody&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000 size=1&gt;manshoma.wordpress   : دبیر کمیته تحقیق و تفحص قوه قضائیه روز شنبه 14/2/87 در جمع دانشجویان همدانی دست به افشاگری پشت پرده های مفاسد اقتصادی کشور زد.. این افشاگری ها که من از روی متن فیلم سخنرانی او استخراج کرده ام به این شرح است:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;١- یکی ازآقایان علما آمد گفت یک پسرمعلول جسمی دارم و می خواهم یک موسسه توانبخشی بسازم که پسرم هم زیر نظر خودم باشد. ما هم موسسه را ثبت کردیم. بعد آمد گفت که اقا من ساپورت مالی می خواهم فلان معدن سنگ دهبید فارس را که بهترین معدن سنگ دنیاست به من بدهید. بعد از چند وقت گفت کم است معدن دیگری در زنجان را هم به من واگذار کنید و تا به حال این آقا چهار معدن را تصاحب کرده به بهانه ساپورت یک موسسه توانبخشی. در این زمان دانشجویان با اصرار خواستند که نام این شخص چیست. پالیزار گفت آیت الله امامی کاشانی (عضو شورای نگهبان و یکی از ٤ امام جمعه موقت اما پای ثابت تهران)&lt;BR&gt;٢- آیت الله… آمدند نزد مقام رهبری گفتند که می خواهیم یک دانشگاه قضایی بسازیم برای خواهران در قم. مجوز داده شد. بلافاصله بعد از مجوز رفتند سراغ ساپورت مالی که بله کارخانه لاستیک دنا را مجوزش را بدهید . اقای نعمت زاده هم گفت کارخانه را در ازای 126 میلیارد به شما واگذار می کنیم. در حالی که قیمت واقعی ان 600 میلیارد بود. بعد این اقایان نامه نوشتند به نعمت زاده که تخفیف منظور فرمایید. بعد از بارها نامه نگاری برای گرفتن تخفیف، قیمت را از 600 میلیارد واقعی به 10 میلیارد رساندند. بازآقایان گفتند که ما پول نداریم. 80 درصدش را به اقساط می پردازیم. نعمت زاده قبول کرد. دوباره گفتند بیست درصد بقیه را هم الان نداریم بعد از فروش مستغلات کارخانه می پردازیم. خوب به همین راحتی اقای ایت الله کارخانه را صاحب شد و بعد از مدتی هم این کارخانه را در بورس فروخت. &lt;BR&gt;(دوباره در پی اصرار دانشجویان که نام این آیت الله را میخواستند پالیزار گفت این شخص آیت الله یزدی رئیس سابق قوه قضاییه و دبیر جدید جامعه روحانیت حوزه علمیه قم است که چاپلوسانه ترین نامه تاریخ جمهوری اسلامی را اخیرا برای رهبر نوشت. او به همراه محمد علی شرعی نماینده مجلس خبرگان استان قم )&lt;BR&gt;3ـ خوب مجددا آقای آیت الله یزدی نامه ای می نویسد برای آقای فروزش وزیر صنایع که پسرم حمید بیکار است. ترتیبی فرمایید از جنگل های شما در جهت صادرات چوب بهرمند شود. جالب است که حمید یزدی دراین زمان در قوه قضاییه مدیر کل بود. یعنی بی کار نبود. و به این صورت جنگل های شمال را به تاراج بردند. بعد رفتند مردم بومی شمال را که حالا شاید به اندازه هیزمشان چوب انبار کرده بودند بازداشت کردند که باعث شلوغی جلوی زندان در شمال شد.&lt;BR&gt;4ـ کارخانه ایران خوردو بدون هیچ ضابطه ای به قضات قوه قضاییه ماشین پرشیا به نصف قیمت داد و بقیه اش را هم به اقساط که خیلی که ماشین به نامشان شد این قسط را هم نپرداختند. اما همین بذل و بخشش باعث شد صدای خیلی ها در بیاید. مثلا یکباره بنیادی به نام بنیاد نهج البلاغه آمد گفت که اقا ما هم 500 تا ماشین با این تسهیلات می خواهیم. حالا فکر می کنید چه کسانی هستند اعضای این بنیاد نهج البلاغه. آقای علی اکبر ناطق نوری. رفیق دوست. عسگر اولادی. حسین دین پرور. معزی&lt;BR&gt;5ـ بعد از این ماجرا باشگاه پرسپولیس به سرپرستی عابدینی و بنیادی به نام همگرایی اندیشه هم صدایشان در آمد که آقا ما هم از این ماشین ها می خواهیم. لازم به گفتن است که بنیاد “همگرایی اندیشه” متعلق به حجت الاسلام( فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات و ایت الله علم الهدی امام جمعه حجاب پرور مشهد است).&lt;BR&gt;6ـ دوازده معدن بزرگ در خراسان متعلق به آیت الله واعظ طبسی است و پرونده المکاسب هم که مربوط به آقازاده واعظ طبسی است.&lt;BR&gt;7ـ قاچاقچی بزرگ فرودگاه پیام که هزار و صد پرونده قاچاق کالا دارد اما هنوز موفق به بازداشتش نمی شدیم چرا که تحت الحمایه آقایی ناطق نوری بود.&lt;BR&gt;8ـ در مورد قاچاق سیگار و اینکه اساسا تولید و قاچاق سیگار تولید توتون ایران را فلج کرده و کارگران این کارخانه ها را بیکار.&lt;BR&gt;9ـ موضوع مهم دیگر که او اشاره کرد در مورد سقوط دو هواپیما و دلایلش بود. یکی شهید کاظمی و دیگری شهید دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدی بود. پرونده ای هزار صفحه ای این را می گوید. ( این که چه کسی در این ماجرا دست داشته حرفی نزد) اما در مورد سقوط هواپیمای شهید کاظمی (فرمانده سابق نیروی زمینی سپاه که حدود دو سال پیش هلیکوپترش در غرب ایران سقوط کرد) شهید کاظمی معدن خاک سرخ هرمز را که متعلق به آیت الله خزعلی بود را به علت تخلفات مسدود کرد. بعد از این ماجرا هواپیمایش سقوط کرد. البته صد در صد مشخص نیست که سقوط هواپیما عمدی بوده یا نه!&lt;BR&gt;10ـ در مورد سلطان شکر و مافیای شکر باید بگویم که آنها حاضر بودند 700 میلیارد بدهند که پرونده را از زیر ضرب بیرون ببرند. در مافیای شکر “مدلل” کارگزار و داماد یکی از علمای اعلام(آیت الله مصباح یزدی و یا مکارم شیرازی) است.&lt;BR&gt;11ـ یک سوم جزیره کیش- پارک جنگلی چیتگربه پرونده مفاسد اقتصادی خانواده هاشمی بر می گردد.&lt;BR&gt;در حال حاضر پول هندوانه مصرفی استبل اسب های دختر هاشمی روزی 100 هزار تومان است. شرکت نفتی این خانواده به همراه عمه خانم یعنی خواهر هاشمی در کانادا را هم دیگر که قابل گفتن نیست.&lt;BR&gt;پسر وسطی هاشمی به نام مهدی که در سازمان مدیریت بهینه سوخت مدیریت می کرد با استخدام زیباترین دختران از آنها سوء استفاده هایی می کرد که فیلم آن از اتاق او کشف شد.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;فيلم سخنرانی را در &lt;A href=&quot;http://www.archive.org/details/efshaghari&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;اينجا&lt;/FONT&gt; &lt;/A&gt;مشاهده کنيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.archive.org/details/efshaghari&quot;&gt;http://www.archive.org/details/efshaghari&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Jun 2008 22:17:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mortad&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>mortad</dc:creator>
<guid>http://mortad.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نظر آیت الله العظمی منتظری و  جنگهای پیامبر- ترجمه مناظره میان آیت الله العظمی منتظری و دکترعلی سینا</title>
<link>http://mortad.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=bodytext id=item_body author=&quot;mardavij&quot; author_possessive=&quot;mardavij&apos;s&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial size=3&gt;&lt;STRONG&gt;علی سینا و منتظری، جنگهای پیامبر&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;دومین پرسش&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#0000ff&gt;چطور شخصی که خود را پیامبر خطاب میکند، میتواند به کاروانهای تجارتی حمله کند و همچون یک دزد سر گردنه و یاغی رفتار کند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#800000&gt;در رابطه با قصد حمله به کاروان تجارتی قریش، این کاروان از تعدادی سرمایه داران ضد اسلام مکه به همراه ابوسفیان دشمن سرسخت و معروف اسلام و مسلمانان تشکیل شده بود. در آن سالها دشمنی قریش و تحریکات آنان علیه اسلام و مسلمین از مکه به شدت جریان داشت. مدینه به تازگی مرکزی سیاسی و حکومتی برای اسلام شده بود و از هرسو در معرض تهاجم و دشمنی قریش قرار گرفته بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#800000&gt;مسلمانان بسیاری بودند که با پیامبر (ص) و بعد از ایشان به دلیل فشارهای کفار قریش در مکه مصادره اموال آنان توسط قریش خانه و کاشانه خود را رها و به مدینه مهاجرت کرده بودند، اینان درصدد تقاص و پس گرفتن اموال خویش از قریش بودند و به آنان خبر رسیده بود که این کاروانها ثروت زیادی با خود دارد. رهبری مسلمانان نیز در صدد نا امن کردن راههای تقویت اقتصادی و نظامی دشمن بود. هدف اصلی از حمله نا امن کردن راهها برای دشمن در حال جنگ فرسایشی آنان با مسلمانان بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#800000&gt;این حالت جنگی تا زمانی که مکه فتح شد، ادامه داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#800000&gt;بدیهی است هنگامی که دو کشور و یا دو نیرو در حال جنگ با یکدیگر باشند و هیچگونه پیمان صلح یا آتش بس میان آنها منعقد نشده باشد، هرکدام به خود حق میدهند بنیه اقتصادی و نظامی طرف مقابل را تضعیف نموده و امنیت آنرا به مخاطره بیاندازند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#800000&gt;و این سنت یک سنت پذیرفته شده در دنیا در گذشته و در حال می باشد، و قطاع الطریق از مقوله دیگری است. قطاع الطریق به یاغیان و راهزنانی می گویند که امنیت و آرامش مردمی را که در شهر و کشور خود نه در حال جنگ و نه دشمنی با کسی می باشند از بین ببرند و اموال آنان را غارت نمایند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;&lt;B&gt;دکتر علی سینا&lt;/B&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;آیت الله عظمی منتظری گرامی،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;برای آغاز، مایل هستم از شما به خاطر راستگویی و صداقتتان سپاسگزاری کنم، شما بر عکس بیشتر مسلمانان که ادعا میکنند جنگهای محمد حالت دفاعی داشته است، تایید کردید که محمد مهاجم بود و او بود که به کاروانهای تجارتی حمله کرد. این زمان بسیاری را برای ما حفظ میکند، زیرا دیگر من مجبور نیستم سیاهه ای از حملاتی که محمد به کسانی که آنها را دشمن خوییش میدانست ارائه دهم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;اما گویا شما حملات محمد به کاروانها، شهر ها و کشتن شهروندان را به این دلیل که استراتژی نظامی برای تضعیف دشمنان محمد بوده اند عادلانه میدانید. اما توضیح خود محمد برای این حملات این بوده است که مسلمانان حق دارند آنچه قریش در هنگام تبعید از مسلمانان ستانده، پس بگیرند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;اگر چه حقیقت این است که مکیان محمد را از خانه هایشان نراندند،بلکه مسلمانان به دلیل اصرار محمد مهاجرت کردند. وی ابتدا دستور داد که مریدانش به حبشه بروند و بعد که به اندازه کافی طرفدارانی در مدینه یافت، آنان را به مهاجرت به مدینه فرمان داد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;در حقیقت  علی رغم اینکه محمد بطور دائم در حال دشنام دادن و توهین به مذهب قریشیان بود و آنها را با رفتار فرسایشی خود خشمگین کرده بود، حتی یک مورد نیز در تاریخنامه های اسلامی گزارشی از اعمال خشونت علیه محمد و طرفدارانش نشده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;مسلمانان امروزه هیچ انتقادی علیه دینشان را نمیپذیرند. آنها شخصی را که عقایدشان را زیر سوال ببرد به یکباره می کشند و این چیزی است که پیامبر به آنها آموخت تا انجام دهند. اما اعراب پیش از محمد از بردباری و مدارای دینی بیشتری برخوردار بودند. اعراب پیش از محمد با مسیحیان و یهودیان در توازن همزیستی می کردند، بدون اینکه هیچ نشانه ای از عداوتها و دشمنی های برگرفته از ادیان بین آنها باشد. اما آزمایش بردباری و تحمل دینی نهایی بین اعراب وقتی آغاز شد که محمد شروع به شماتت کردن خدایان اعراب پرداخت. اما با وجود تهمت هایی که به قریش زده می شود،قریشیان میزان بالایی از بردباری و تحمل را از خود نشان دادند، حتی وقتی که محمد آشکارا به مقدسات آنها توهین میکرد، هرگز به محمد و یا هیچیک از پیروانش صدمه ای نزدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;این تحمل و بردباری را با رفتاری که با بهائیان در ایران میشود مقایسه کنید. بهائیها به محمد یا الله او توهینی نمیکنند، آنها امامان را انکار نمی کنند و با هیچ یک از مفاهیم قرآنی نیز مخالفت نمیکنند. تنها چیزی که آنها میگویند این است که پیامبر آنها همان کسی است که ظهور وی به مسلمانان وعده داده شده است. این ادعا در مقابل دشنامهای آشکار محمد به عقاید و مقدسات قریش هیچ است اما نه تنها مسلمانان هیچ بیرحمی و قساوتی را از بهائیان دریغ نکرده اند، بسیاری از آنها را کشته اند، زندانی کرده اند، شکنجه داده اند و کتک زده اند. حقوق انسانی آنها را نادیده گرفته اند و بطور وحشتناکی غیر انسانی با آنها برخورد کرده اند. هیچکدام یک از این اعمال در حق پیامبر اسلام و طرفدارانش انجام نگرفته بود هرچند آنها بطور دائم خدایان قریش را با توهین و طعنه شستشو میدادند و به مقدسات آنها دائم دشنام میدادند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;وقتی مکیان به اندازه کافی محمد را تحمل کردند و نتوانستند تمسخر خدایانشان را تحمل کنند، سرانجام گروهی از بزرگان خود را به نزد ابوطالب فرستادند و به او شکایت کردند که &quot;این برادر زاده تو بسیار زشت و زننده در مورد خدایان و دین ما سخن میگوید. ما را احمق خطاب کرده است و نیاکان ماراگمراه خوانده است. اکنون یا تو اورا نصیحت کن یا دستور ده تا ما نسق کار خود بنهیم اورا از خود و به هر طریق که باشد، دفع کنیم&quot;. ابوطالب نیز با آنها به نرمی سخن گفت و به آنها اطمینان داد که با برادرزاده خود در این مورد صحبت خواهد کرد و از او خواهد خواست که احترام بیشتری از خود نشان دهد. اما محمد اقدامات خود را تغییر نداد، پس آنها مجددا نزد ابوطالب با حالی آشفته بازگشتند و به او اخطار دادند که اگر او  برادرزاده اش را از رفتار زشت خود باز ندارد، آنها خود وی را مهار خواهند کردو به ابوطالب گفتند &quot;و حال دیگر ما براستی نمیتوانیم بیش از این تحملی از خود در مقابل توهین به مقدسات، پدران و خدیانمان نشان دهیم، یا تو اورا از توهین و تمسخر ما بازدار و یا خود با او همزبان شو و به او بپیوند تا ما بتوانیم در مورد این قضیه تصمیم بگیریم.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;این تمام چیزی است که در مورد آزار مسلمانان در مکه گزارش شده است. آنچه آنها گفته اند تنها یک اخطار بود و حتی به تهدید نیز کشیده نشده است. در واقع تا زمانیکه ابوطالب زنده بود و حتی بعد از مرگ وی تا زمانی که محمد در مکه بود هیچ صدمه ای به وی زده نشده بود و هیچیک از یارانش نیز آزاری ندیده بودند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;تنها گزارشی که از خشونت و برخورد فیزیکی علیه مسلمانان در تاریخ گزارش شده است، کتک خوردن خواهر عمر، به جرم اینکه وی اسلام آورده بود و عمر او را مورد ضرب و شتم قرار داده بود است، و از اتفاق همین قضیه نیز موجب پذیرش اسلام از طرف وی شد. اما حتی این برخورد را نیز نمیتوان یک آزار مذهبی نامید، بلکه تنها میتوان آنرا خشونت خانوادگی دانست زیرا عمر انسانی کج خلق و غیر قابل پیشبینی و زود رنج بود که به آسانی کنترل اعصاب خود را از دست میداد و دست به خشونت می برد. اما حتی این حدیث نیز ممکن است درست نباشد، زیرا عمر خود در جای دیگر طریقه اسلام آوردن و آشنایی خود با اسلام را به گونه ای دیگر نقل کرده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;پس پرسش اینجا مطرح میشود، اگر هیچ آزاری علیه مسلمانان وجود نداشت، چه کسی آنها را از خانه هایشان رانده بود؟ ما میدانیم که بسیاری از آنها خانه های خود را رها کردند و به حبشه و بعدها به مدینه رفتند. چرا آنها باید خانه های خود را در حالی که هیچ خطری آنها را تهدید نمیکرد رها میسازند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;پاسخ به این سوال را میتوان در محمد و آنچه در مغز میپروراند یافت. این محمد بود که از آنها خواست که مکه را ترک کنند. درواقع او به آنها دستور داد که مکه را ترک کنند و اینرا نیز از طرف الله بر آنها واجب کرد. آیات زیر به روشنی به این مسئله اشاره میکنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;سوره انفال آیه 72:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;آنان که ايمان آورده اند و مهاجرت کرده اند و با مال و جان خويش در راه ، خدا جهاد کرده اند و آنان که به مهاجران جای داده و ياريشان کرده اند ،خويشاوندان يکديگرند و آنان که ايمان آورده اند و مهاجرت نکرده اند خويشاوندان شما نيستند تا آنگاه که مهاجرت کنند ولی اگر شما را به ياری طلبيدند بايد به ياريشان برخيزيد مگر آنکه بر ضد آن گروهی باشد که ميان شما و ايشان پيمانی بسته شده باشد و خدا به کارهايی که می کنيد بيناست.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;اینها جملات بسیار خشنی هستند که محمد در رابطه با پیروان خودش که مکه را ترک نکردند میگوید. در جای دیگر محمد تاکید بیشتری روی این قضیه میکند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;سوره نساء آیه 89&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;دوست دارند همچنان که خود به راه کفر می روند شما نيز کافر شويد تا، برابر گرديد پس با هيچ يک از آنان دوستی مکنيد تا آنگاه که در راه خدا مهاجرت کنند و اگر سر باز زدند در هر جا که آنها را بيابيد بگيريد و بکشيد و هيچ يک از آنها را به دوستی و ياری برمگزينيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;در آیه بالا محمد به به باورمندان مکه دستور می دهد که خانه خود را رها کرده و به مدینه بروند. او تا جایی پارا فرا میگذارد که به باقی مسلمانان دستور میدهد اگر برخی از مسلمانان خواستند به مکه برگردند آنها را بکشند که این نوع برخورد با طبیعت دینی اسلام سازگار است. بنابر این ما میدانیم که هرچند محمد تحمل قریش را نیز با دشنامهایش به سر آورده بود، خروج مسلمانان از مکه بخاطر آزار و اذیت بت پرستان مکه نبوده است. هیچ آزاری طرف قریش وجود نداشت . تازه باورمندان مکه را به دلیل اینکه محمد از آنها اینچنین خواسته بود ترک گفتند.  تکنیک های اعمال فشار از طرف محمد بر پیروانش آنقدر زیاد بود که او حتی به پیروانش گفت اگر مهاجرت نکنند به جهنم خواهند رفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;سوره نساء آیه 97&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;کسانی هستند که فرشتگان جانشان را می ستانند در حالی که بر خويشتن ستم ، کرده بودند از آنها می پرسند : در چه کاری بوديد؟ گويند : ما در روی زمين مردمی بوديم زبون گشته فرشتگان گويند : آيا زمين خدا پهناور نبود که در آن مهاجرت کنيد؟ مکان اينان جهنم است و سرانجامشان بد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent align=right&gt; &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;H4 style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in; TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: rgb(0,51,102)&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-STYLE: normal&quot;&gt;محمد نقشه کشیده بود که عربستان را فتح کند و ایران را مطیع عربستان سازد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;پرسشی که طبیعتاً مطرح میشود این است که &quot;چرا؟&quot; چرا محمد باید طرفدارانش را مجبور میکرد تا در حالی که تحت فشار نبودند از شهر خود مهاجرت کنند؟ چرا وی باید آنها را وا میشداشت که خانه و کاشانه خود را ترک کنند؟ این عمل محمد آنقدر نامعقول بوده است که حتی تاریخدانان غربی و اسلامشناسانی همچون اسپرنگر (&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-STYLE: normal&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;Sprenger) و سر ویلیام مویر (Sir William Muir) نتوانسته اند نقشه ای را که محمد در مغز خود از همان روزهای آغازین که عده ای واقعا باور کرده بودند او پیامبر خدا است می کشید ببینند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;موئر در &quot;زندگی محمد&quot; از هشامی نقل قول میکند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;قریش هنگامی که آگاه شد ابوطالب در بستر مرگ افتاده است، گروهی را فرستاد تا طرفین بر سر مسائلی با یکدیگر به توافق برسند و محدودیت ها از پیش روی محمد بعد از مرگ ابوطالب برداشته شود. پیشنهاد قریش این بود که قریشیان بر سر باورهای باستانی خود بمانند و محمد نیز تعهد کند که از سوء استفاده و تمسخر و یا دخالت در باورهای قریشیان خود داری کند و قریشیان نیز از آن طرف تعهد کنند که معترض به باورهای محمد نباشند. ابوطالب محمد را فراخواند و این پیشنهاد منطقی را با او در میان گذاشت. محمد پاسخ داد &quot;نه، اما یک کلمه (یا شعار) وجود دارد که اگر شما آنرا تصدیق کنید، میتوانید با آن تمام عربستان را تسخیر کند و عجمان (ایرانیان) را مطیع خود سازید. ابوجهل گفت &quot;خوب است!&quot;، محمد گفت &quot;یک کلمه نیست، بلکه ده کلمه است، بگو، هیچ خدایی جز الله وجود ندارد، و در کنار او هیچ چیزی را نپرست&quot;. و آنها خشمگینانه دست هایشان را به هم میزدند، و گفتند &quot;پس تو قطعا مایلی که ما خدایانمان را به یک خدا تبدیل کنیم؟ این یک پیشنهاد بسیار عجیب است!&quot; و به یکدیگر میگفتند &quot;این شخص، کله شق و لجوج است. از او نمیتوان هیچ امتیازی نسبت به آنچه بدان میل دارد گرفت. بازگردیم، و در مسیر ایمان نیاکانمان قدم برداریم، تا اینکه خدا بین ما قضاوت کند&quot;، پس برخاستند و بازگشتند. هشامی برگ 136&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;از ماجرای بالا میتوان حقایقی را دریافت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;الف. قریش مسلمانان را آزار نمیداد و رئیس قبیله تنها از محمد میخواست که به اعتقادات آنها توهین نکند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;ب. محمد بر ادامه رفتار فرسایشی علیه مردم مکه و عقایدشان مصمم بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;پ. محمد در رویای تسخیر عربستان و مطیع ساختن عجمان (ایرانیان) از اعراب بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;آشکار میشود که محمد وقتی در مکه بود و بیش از تعداد بسیار اندکی طرفدار نداشت، در حال رویا بافی برای فتح عربستان و مطیع ساختن ایران بوده است. آیا این شایسته یک پیامبر خدا است که &quot;تسخیر کردن&quot; و &quot;مطیع کردن&quot; را زشت نپندارد؟ از یک پیامبر که توسط خدا انتخاب میشود باید انتظار داشت که نوری برای انسانها باشد، عقایدی پیشروتر و نیکوتر برای راهنمایی آنها، آموزش و آزادی انسانها داشته باشد، نه اینکه به فکر تسخیر و مطیع ساختن آنها باشد. اینها افکار یک پیامبر خدا نیستند بلکه افکار یک کشورگشا و یک سلطه گر است. اینها تفکرات کسانی است که به فکر حکومت مرکزی و مطیع کردن همگان بوده اند همچون چنگیزخان، ناپلئون، هیتلر و حتی صدام حسین، نه افکار یک پیامبر که باید پرتوافکن عشق و دلسوزی و رحمت و سایر زیبایی های روحانی باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;پیامبر اسلام قطعا یک نمونه آشکار مگالومانیا (&lt;SPAN style=&quot;FONT-STYLE: normal&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;SPAN lang=en-us&gt;M&lt;/SPAN&gt;egalomania&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;) است. او دچار بیماری جنون/افسردگی (&lt;SPAN style=&quot;FONT-STYLE: normal&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;manic/depressive&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;) بود. او وقتی سر شوق بود آن رویاهای تسخیر جهان را در سر میپروراند و وقتی افسرده میشد نقشه های خودکشی را در سر می پروراند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&quot;&lt;SPAN style=&quot;FONT-STYLE: normal&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;SPAN lang=en-us&gt;M&lt;/SPAN&gt;egalomania&lt;SPAN lang=en-us&gt; &lt;/SPAN&gt;نوعی اختلال روانی است. افرادی که دچار این بیماری میشوند خود را به غلط بسیار مهم و یا قدرتمند می انگارند و گمان میکنند میتوانند کارهای بزرگ انجام دهند. معمولا این افراد دچار افسردگی شدید میشوند زیرا آنچه در اطرافشان میگذرد به آنها نشان میدهد که دچار آن قدرت و اهمیتی که به آن فکر میکردند نیستند و این مسئله ضربه شخصیتی بزرگی به آنها میزند&quot; مترجم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;صحیح بخاری، جلد پنجم، کتاب 87 شماره 111&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;I&gt;&lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/087.sbt.html#009.087.111&quot;&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;U&gt;صحیح بخاری، جلد پنجم، کتاب 87 شماره 111&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/I&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;وحی از طرف خداوند برای مدتی قطع شده بود و پیامبر از این بابت بسیار ناراحت بود، چنانکه شنیده شده است او چندین بار قصد پرتاب کردن خود از بالای کوه های بلند را داشت، اما هر وقت میخواست این کار را عملی بکند جبرائیل در مقابلش ظاهر میشد، و به او میگفت &quot;ای محمد تو قطعاً در حقیقت پیامبر الله هستی&quot;. و در نتیجه قلب محمد ساکت میشد و آرامش پیدا میکرد و به خانه باز میگشت. و هرگاه مدت زمان نازل شدن وحی طولانی میشد، او همانکار را تکرار میکرد، اما هرگاه به بالای کوه میرسید جبرائیل بر او نازل میشود و آنچه قبلاً گفته بود تکرار میکرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;این تغییر حالت به ما سرنخ هایی میدهد که پیامبر اسلام یک پیامبر خدا نبوده است، بلکه یک بیمار بوده است که دچار تعادل روانی نبوده است و به بیماری جنون/افسردگی دچار بوده است. رویاهای تسخیر کردن و مطیع ساختن برای وی بسیار &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;جدی و قوی بودند، و این نوع رویاها افکار درونی وی را با چنان حرارتی در خود حل کرده بودند که قدرت تشخیص خوب و بد را از ضمیر وی زدوده بودند. برای وی سلطه بر دیگران داشتن به هدف اصلی تبدیل شده بود. و هیچ چیز نمیتوانست وی را از رسیدن به این هدف بازدارد. او آنچنان با شور و متقاعد کننده دروغ گفته بود که حتی خود را هم گول زده بود، چون الهامات قبلی وی معلول خیالاتش بودند، وقتی که آن الهامات نیز قطع شدند او به ساختن آیات ناشی از وحی های قلابی &lt;SPAN lang=fa&gt;و رویاهایی که خود را در آنها بزرگ می انگاشت با پشتکار قابل توجهی ادامه داد. آدمهایی مثل محمد و هیتلر که دچار &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;مگالومانیا هستند معمولا انسانهایی فرمند هستند با نوعی شخصیت وادار کننده که مخاطبان خود را با سخنرانی هایشان، جاذبه های شخصیتیشان، اعتماد به نفسشان هیپنوتیزم میکنند. نگاه کردن به اینکه چگونه هیتلر با سخنرانیهای  تحریک کننده و قوی که در فضای اطمینان و دلگرمی ایراد شد و اذهان میلیونها مخاطب آلمانی وی را به تسخیر خود در آورد، شاید بتواند به ما سرنخ هایی از آنچه در ذهن رسول الله میگذرد بدهد و برای ما راز مسحور گشتن همراهان و هواداران ساده و خام وی را شرح دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;محمد در حالی در کنار بستر مرگ عمویش ابوطالب قرار گرفت، که رویای تسخیر عربستان و مطیع کردن ایران قدرتمند را در سر میگذراند، حتی وقتی که طرفدارانش هیچ نبودند مگر مشتی از افراد کم تعداد که مشق نظامی نیز ندیده بودند و هرگز قصد جنگیدن و یا دفاع از خویش را نداشتند. اما محمد تنها یک خیالباف نبود، محمد رویاهای خود را با استقامت و یکدندگی دنبال میکرد و حاضر بود همه چیز را برای رسیدن به بزرگی و والایی که برای خود میخواست قربانی کند. حاضر بود کسانیکه با او مخالفت میورزیدند را بکشد. کسانی را که به او پشت میکردند را سلاخی کند، کسانیکه او را نکوهش میکنند و از او انتقاد میکنند را ترور کند. حاضر بود برای رسیدن به رویاهای خود تمام جمعیت یهودی و مسیحی شبهه جزیره عربستان را حذف کند و یکی از ظالمانه ترین قتل عام ها را در حق یهودیان مدینه و خیبر انجام دهد. او داستانهای خیالی اجنه و فرشته ها را میساخت و طرفدارانش را با داستانهای دیدار خود از بهشت و جهنم فریب میداد تا این افراد زودباور و بی پروا را تربیت کند. محمد الله را نیز اختراع کرد و ادعا کرد که پیام آور الله است و با او در ارتباط مستقیم است تا بتواند اطاعت بی چون و چرا و همه جانبه  طرفدارانش را برای خود از این طریق بدست آورد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;رویاهای او وسعت زیادی داشت و نقشه هایش کامل بود. زمانبندی او برای اجرای نقشه هایش عالی بود و اشخاصی که او با آنها کار میکرد بسیار افراد مناسبی بودند. اعراب آن دوران خرافاتی، متعصب، تندرو، جاه طلب، ظالم، وحشی، کله شق، شوینیست و بالاتر از همه اینها ساده لوح و زودباور بودند. طمع تسخیر عربستان و مطیع ساختن ایرانیان در زمان بسیار مناسبی در محمد شکل گرفته بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;اما او چگونه میتوانست بدون ارتش رویاهایش را به واقعیت تبدیل کند؟ چطور میتوانست طرفدارانش را قانع کند تا برخیزند و در مقابل برادران و پدران و دوستان خود شمشیر بدست گیرند؟ او باید نارضایتی را ترویج میکرد. او باید دشمنی و عداوت را در حالی که هیچ عداوتی وجود نداشت ایجاد میکرد،. او باید برادر را علیه برادر تحریک میکرد و بین مردم نفاق می افکند تا آنها با کمال میل اسلحه به دست گیرند و یکدیگر را به فرمان او سلاخی کنند. بنابر این او از یک سو به خدایان قریش دشنام میفرستاد و با عبارات زشت آنها را توصیف میکرد، تا آنها را برانگیزد و آنها را تحریک کند تا بین طرفدارانش و قریشیان دشمنی  ایجاد کند و باعث درگیری شود. از طرف دیگر طرفدارانش را مجبور کرد که سختی تبعید را تحمل کنند و به سرزمین اجنبی سرازیر شوند. بنابر این او گروهی را علیه گروه دیگری قرار داد و باعث شد که طرفدارانش احساس کنند مورد آزار قریشیان قرار گرفته اند. حال آنها فقیر، دلزخم و ستم کشیده بودند. محمد به این خشم و تندی نیاز داشت تا بتواند سلطه خود را بر آنها گسترش دهد و اطاعت آنها را به دست بیاورد. برای حکومت کردن او باید اختلاف بوجود می آورد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;برای اینکه بخواهی بر مردم نادان حکومت کنی و آنها را مطیع خود سازی، باید به آنها دشمنی بدهی. هیچ چیز نمیتواند مردم را بیشتر از یک دشمن مشترک دور شما جمع کند. این در واقع قدیمی ترین حیله درون این کتاب است که توسط تمام دیکتاتورها در طول تاریخ بشریت استفاده شده است. حتی خمینی هم همین سیاست را برای تقویت تسلط خود برای کسانیکه گول دروغهایش را میخوردند استفاده کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;محمد همانطور که خود در قرآن رجز خوانی میکند &quot;مکرو و مکر الله، والله خیر ماکرین&quot; خود یک استاد فریبکاری بود. او توانست میان مردمی که علی رغم نادانی و تعصباتشان هرگز از خود نابردباری مذهبی نشان نداده بودند، خشم مذهبی ایجاد کند. حال محمد طرفدارانی را اطراف خود داشت که مالباخته، ناراضی و عصبانی بودند. آنها آماده بودند تا برایش بجنگند و به او کمک کنند تا رویای خود را به واقعیت تبدیل کند. &quot;اطاعت از خدا و رسولش&quot; به شعار حزبی اسلام تبدیل شد، و البته طبق معمول الله در وحی هایش اختیارات کامل را به محمد میبخشید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;سوره جن آیه 23&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;آنچه می توانم جز رساندن پيام او و انجام دادن رسالتهای او نيست و هرکه&lt;B&gt; خدا و پيامبرش&lt;/B&gt; را نافرمانی کند ، نصيب او آتش جهنم است که همواره در آن خواهند بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;این مسئله بسیار شایان توجه است که قریش بعد از سالها مورد شماتت زبانی قرار گرفتن از طرف محمد، او و طرفدارانش را تحریم اقتصادی کرد. قریشیان هیچ چیز به آنها نمیفروختند و هیچ چیز از آنها نمیخریدند و با هیچ یک از آنان ازدواج نمیکردند. آنها ممکن است حتی او را تهدید کرده باشند که در صورتی که توهین کردن به خدایانشان را قطع نکند اورا تنبیه خواهند کرد. در این مدت محمد خود و اعضای خانواده اش (به جز ابولهب) را در شعب ابوطالب محصور کرد. این حبس خود خواسته 3 سال طول کشید. در این مدت، آنها تنها در زمان حج خارج میشدند و وقتی مراسم حج به پایان میرسید باز میگشتند. اما وقتی قریش به آنجا حمله کرد، به نظر میرسید، از اینکه در خیابانها نیست و به خدایانشان قبیحانه پرخاش نمیکند، خشنود است. اگر قریشیان میخواستند مسلمانان را آزار دهند یا آنها را بکشند، فرصتهای زیادی برای اینکار داشتند. اما آنها هیچ نشانی از خشونت علیه مسلمانان از خود نشان ندادند. هرچند در مقایسه با سه قبیله یهودی مدینه که محمد آنها را منهدم کرد، نابود کردن محمد و خانواده اش برای قریش بسیار آسانتر بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-STYLE: normal&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P align=right&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;این مسئله آنها را مجبور کرد تا یکدیگر را ملاقات کنند تا مسائل را با یکدیگر سبک سنگین کنند. نتیجه آن ملاقات روشن نیست، اما آن ملاقات باعث شد تا محمد با دوست خود ابوبکر از شهر فرار کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;محمد بعدها آن لحظه را یادآور میشود و گمان میبرد که شاید آنها نقشه کشیده بودند که اورا دستگیر کنند، بکشند یا تبعید کنند. اما هیچ مدرکی برای اثبات هیچکدامیک از این اتهامات وجود ندارد، حتی به نظر میرسد خود محمد با خدای علیمش (دانای همه چیز)  نیز از نتیجه آن ملاقات اطمینان نداشته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;سوره انفال آیه 30&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;و آن هنگام را به يادآور که کافران در باره تو مکری کردند تا در بندت افکنند يا بکشندت يا از شهر بيرون سازند آنان مکر کردند و خدا نيز مکرکرد و خدا بهترين مکر کنندگان است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt; &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;H4 style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in; TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-STYLE: normal&quot;&gt;در مدینه&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-STYLE: normal&quot;&gt;  &lt;/H4&gt;
&lt;H4 align=right&gt; &lt;/H4&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;بعد از اینکه محمد و ابوبکر از مکه فرار کردند. خانواده هایشان برای چندین هفته در مکه بازماندند. اما هیچ اتفاقی برای آنها پیش نیامد و قریش آنها را آزار نداد و به هیچ شیوه ای اذیت نکرد. هرچند همانطور که موئر دریافته است &quot;این نابخردانه نبود که آنها بصورت گروگان علیه هرگونه تاخت و تاز خصمانه ای از طرف مدینه نگهداری میشدند. این واقعیتها ما را وا میدارد تا در مورد تنفر شدید و خشونت تلخی که همیشه سنت حاضر است به قریش نسبت دهد شک کنیم. همچنین این واقعیت که اولین تجاوز و حمله بعد از هجرت تنها از سمت محمد و طرفدارانش صادر شد در هماهنگی با همین بینش است. مردم مکه تنها زمانی مجبور شدند برای دفاع از خود پناه به سلاح ببرند که چندین کاروان که غارتگران (محمد) در کمین آنها نشسته بودند غارت شدند و در نتیجه خونشان ریخته شده بود.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;این واقعیت که ابوبکر و محمد اطمینان داشتند خانواده هایشان در مکه در امان خواهند بود به آشکاری نشان میدهد که خشونت و عداوتی که به قریش علیه مسلمانان نسبت داده میشود یک اغراق و تنها یک بهانه است برای توجیه حمله ای که محمد به مکه کرد. هیچیک از مسلمانان تبعید نشده بودند، همه آنها قادر بودند از روی میل و اراده خود مهاجرت کنند. عده ای از آنها توسط خانواده هایشان دستگیر شده بودند و عده ای نیز که برده بودند نتوانستند فرار کنند. باقی آنها بدون هیچ ممانعتی از طرف قریش به محمد پیوستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;وقتی محمد به مدینه رسید، مسلمانان حدود دویست مهاجر و شاید مقدار برابر اهل مدینه از قبایل اوس و خزرج بودند که اورا باور کرده بودند. مکیان غیر ماهر بودند و کارهایی را در زمین ها و کشاورزی پیدا کردند. آنها اکثرا بعنوان کارگر برای یهودیان ثروتمند کار میکردند. این برای آنها دشوار بود. باور به الله خوب بود اما نمیتوانست آنها را سیر کند. محمد میدانست که نمیتواند اطرافیان را تا زمانی که نیازهای زمینی آنها را اشباع نکرده است در کنار خود نگه دارد، علاوه بر این، او برای هدف خاصی آنها را مهاجرت داده بود. برای اینکه برایش بجنگند تا او بتواند بر عربستان سلطه بیابد و ایران را مطیع سازد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;هرچند گروه کوچکش فاقد صلاحیت لازم برای کارهای نظامی بودند، اما او به یارانش که خانه هایشان را ترک گفته بودند قول خانه های زیبا را داده بود. و اکنون زمان آن بود که یا به وعده خود وفا کند یا با آشوب و ارتداد یارانش روبرو شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;سوره نحل آیه 41&lt;/FONT&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;به آنان که مورد ستم واقع شدند و در راه خدا مهاجرت کردند در اين جهان جايگاهی نيکو می دهيم و اگر بدانند اجر آخرت بزرگ تر است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;محمد از کجا میخواست جایگاهی نیکو در این دنیا بدهد؟ مطمئناً الله قادر نبود خودش اینکار را انجام دهد، و این هنگامی بود که او باید نقشه ای را که سالها قبل کشیده بود به اجرا بگذارد. مسلما تسخیر عربستان و مطیع ساختن عجم، تنها با چند پیرو میسر نبود، اما با تاختن به کاروانها و غارت اموال آنها میسر بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H4 style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in; TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-STYLE: normal&quot;&gt;پیامبر یک راهزن از آب در می آید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent style=&quot;MARGIN-LEFT: 0in&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;پس پیامبر به یک راهزن تبدیل میشود و بنابر این دیگر نطق نمیکند که &quot;با مردم به نیکی سخن بگو&quot; (سوره بقره آیه 83)، &quot;و بر آنچه آنها میگویند صبور باش و به وجهی پسندیده از آنها دوری جوی&quot; (سوره مزمل آیه 10). او آغاز به خون خواهی میکند و &quot;قاتلو&quot; (بکشید) به تکیه کلام الله در پیغامهای بعدیش تبدیل میشود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;در شش ماه اول رسیدن محمد به مدینه، هیچ چیز مهمی اتفاق نیافتاد. همه مهاجرین شامل خود محمد مجبور بودن برای در آوردن خرج غذا و پناهگاه خود مبارزه کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;هرچند افکار محمد افکار صلح نبود. او نقشه هایی داشت، نقشه هایی بزرگ. تعداد طرفدارانش در حال زیاد شدن بود. برخی مکه را ترک میکردند و به سایر مهاجرین میپیوستند و برخی اسلام را در مدینه قبول میکردند. حالا او در جایگاهی بود که میتوانست به دسته ای از جنگجویان فرمان دهد. اما مردم مدینه تنها ضمانت داده بودند که از محمد در صورت حمله دفاع بکنند، نه اینکه در حمله او به قریش به او بپیوندند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;پس بجای حمله به مکه، در دسامبر 662 میلادی، در ماه رمضان، هفت ماه پس از رسیدن او به مدینه، محمد عموی خود حمزه را گسیل داشت تا فرمانده گروهی سی نفری از پناهندگان بشود و به یک کاروان مکی که از سوریه بازمیگشد و ابوحکم (ابو جهل) آنرا هدایت میکرد حمله ای غافلگیرانه کنند. این کاروان توسط حدود 300 مرد نگهبانی میشد. حمزه مجبور شد دست خالی به مدینه برگردد و ابوحکم به سوی مکه به راه خود ادامه داد. این اولین رویارویی بود که توسط محمد آغاز شد،  که بخاطر کمبود نیرو و نقشه کشیدن ضعیف و غلط با شکست روبرو شد. خدایی که به پیامبر گفته بود به کاروان ها حمله کند و اموال آنها را غارت کند به او نگفته بود که چگونه باید اینکار را انجام دهد. و پیامبر مجبور بود مانند هر دزد تازه کار دیگری خود با آزمون و خطا این را بیاموزد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;اتفاق بعدی در ژانویه سال 623 میلادی رخ داد، در آن زمان محمد نیروهایی دوبرابر نیروهای پیشین را به فرماندگی عبید ابن حارث به سراغ کاروان دیگری که ابوسفیان توسط 200 مرد آنرا محافظت میکرد فرستاده شد. اینبار قریش وقتی شترهایشان در حال چریدن در سرچشمه ای در دشت ربیغ بودند غافلگیر شدند و چند تیر رد و بدل شد، اما مهاجمان وقتی دیدند تعدادشان بسیار کمتر از تعداد مردان کاروان است عقب نشینی کردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;یک ماه بعد حمله دیگری به فرماندهی جوانی به نام سعد، با بیست نفر در همان مسیر، سازمان داده شد. او قرار بود تا وادی ای به نام خرار که در راه مکه قرار داشت پیش برود و در انتظار کاروانهایی که قرار بود از آن مسیر عبور کنند کمین کند. مانند اکثر گروه های غارتگر بعدی، که میخواستند کاروانها را غافلگیر کنند، شب ها حرکت میکردند و روزها پنهان میشدند. اما با اینکه بسیار با دقت و احتیاط عمل میکردند در صبح پنجم دریافتند که کاروان یک روز قبل از آنجا گذشته است و دست خالی به مدینه بازگشتند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;این حملات در زمستان و بهار سال 623 میلادی اتفاق افتاد. در هر حمله، محمد نشان سفیدی را روی یک چوبدستی یا نیزه سوار میکرد و به رهبر در هنگام عزیمت میداد. اسامی این پرچمداران و نام رهبرهای این حملات و سایر حملاتی که اهمیت داشتند با دقت در احادیث ثبت شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;پیامبر و مردانش در سه نقشه دزدی و غارت دیگر  شکست خوردند. در ابوا و بوات و عشیره.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;نخله، یک شکاف&lt;/FONT&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;بیش از یکسال گذشته بود و علی رغم تلاشهای بسیار محمد برای غارتگری، هیچ یک از این دست درازی ها موفقیت آمیز نبود. پیامبر&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;مگالومانیاک&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt; الله سرانجام دریافت که باید با اهداف کوچکتری آغاز کند. بنابر این وقتی شنید کاروان کوچکی که 4 نفر آنرا نگاهبانی میکردند و از مکه به طائف میرفت، فرصت را غنیمت شمرد و عبدالله ابن جحش را همراه با سه مهاجر دیگر برای غارت این کاروان فرستاد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;گروه رانزنان از نخله که دره ای است بین مکه و طائف و نخلهای خرمایش از شهرت برخوردار هستند رفتند و در آنجا کمین کردند. پس از مدت کوتاهی کاروانی با باری سرشار از شراب، کشمش و چرم هویدا شد. این کاروان توسط چهار مرد قریشی نگاهبانی میش&lt;SPAN lang=fa&gt;د که وقتی بیگانه های مهاجم را دیدند هراسان شدند و به حالت دفاعی در آمدند. یکی از همراهان عبدالله (نام وی عکاشه بن محصن بوده است) برای اینکه نگاهبانان فریب بخورند سر خود را تراشیده بود تا نگاهبانان گمان کنند آنها از حج عمره باز میگردند زیرا این اتفاق در ماهی افتاد که مراسم حج برگزار میشد. کاروانیان با دیدن آنها اطمینان حاصل کردند که آنها دزد نیستند و شترهایشان را به چرا کردن رها کردند و خود به فراهم ساختن غذایشان مشغول شدند. یکی از مردان عبدالله (واقد بن عبدالله) پیش رفت و تیری را رها کرد و آن تیر یکی از مردان کاروان (عمرو بن حضرمی که سرکاروان قریش بود) را درجا از پای در آورد. سپس همگی به سرعت به کاروان نزدیک شدند و دو نفر از نگاهبانان را اسیر کردند و اموال کاروان را به سرقت بردند و به مدینه آوردند. در این میان یکی از نگاهبانان فرار کرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;وقتی که به مدینه بازگشتند، پیروان محمد از اینکه  فرستادگان رسم عدم خصومت در ماه های حرام را زیر پا گذاشته بودند ناراضی بودند. این عمل آنها بر پیامبر الله نیز دشوار افتاد و او تظاهر به عصبانیت کرد. او تمامی اموال ضبط شده را تصاحب کرد و مردان اسیر شده را زندانی کرد و ناخشنود بودن خود را نشان داد. اما پیامبر چاره ساز آیه دیگری از جانب الله از آستین خود در آورد و گناه آنان را پوشانید.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;سوره بقره آیه 217&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;تو را از جنگ کردن در ماه حرام می پرسند بگو : جنگ کردن در آن ماه ، گناهی بزرگ است اما بازداشتن مردم از راه حق و کافر شدن به او و مسجدالحرام و بيرون راندن مردمش از آنجا در نزد خداوند گناهی بزرگ تر است ،و شرک از قتل بزرگ تر است آنها با شما می جنگند تا اگر بتوانند شمارا از دينتان بازگردانند از ميان شما آنها که از دين خود بازگردند و کافر بميرند ، اعمالشان در دنيا و آخرت تباه شده و جاودانه در جهنم باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;بعد از ساختن این آیه، محمد یک پنجم از غنیمت بدست آمده را برای خود برداشت و بقیه را به مهاجمین داد و آنها نیز آنرا بین خود تقسیم کردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;قبل از اینکه عبدالله به نخله برسد، دو نفر از مردانش سعد وقاص و عتبه بن غزوان، شترهای خود را که درحال چریدن در بیابان بودند گم کردند. آنها برای یافتن شترهایشان به راه افتادند و نتوانستند در هنگام حمله در کنار بقیه باشند. وقتی عبدالله به مدینه بازگشت، آن دو مرد هنوز بازنگشته بودند. محمد گمان کرد که ممکن است آنها توسط قریشان اسیر شده باشند، لذا از آزاد کردن اسیران در ازای فدیه خودداری ورزید. از محمد نقل شده است که گفت &quot;اگر شما دو مرد مرا بکشید، هرآینه من نیز مردان شمارا خواهم کشت&quot;. اما بلافاصله بعد از اینکه آن دو نفر از بیابان بازگشتند، محمد قبول کرد که اسرا را به فدیه آزاد کند. محمد هرکدام از آنها را در ازای چهل اونس (حدود یک کیلو و صد گرم) نقره آزاد کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;حمله به کاروانهای تجارتی، جنگیدن در ماه های حرام، فریب دادن و کشتن مردم بیگناه، دزدیدن غیر مشروع مال التجاره، گروگان گیری، تقاضای فدیه برای آزادی آنها، تهدید به مرگ کردن و... کارهایی نیستند که بتوان از یک پیامبر خدا انتظار داشت. کاری که پیامبر کرد یک بزه و جنایت بود، و هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;تنها در آن موقع بود که قریش متوجه شد دشمن به قوانین و اصول احترامی نمیگذارد. این نکته شایان توجه است که اولین خونی که بین مسلمانان و ناباوران ریخته شد، توسط یک مسلمان ریخته شد. مسلمانان هیچوقت قربانی خشونتی نشده بودند، آنها همیشه دیگران را قربانی خشونت میکردند، و متجاوز و محرک بودند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;ابن هشام نیز تایید میکند که &quot;این اولین غنیمتی بود که مسلمانان به چنگ آوردند، اولین اسیری که گرفتند، و اولین شخصی که مسلمانان کشتند.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;گفته میشود که پیامبر عبدالله را به دلیل این موفقیتش امیر المومنین خواند، صفتی که بعدها توسط خلفا نیز استفاده شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;این حمله نشان داد که پیامبر و دار و دسته اش نه برای جان انسانها ارزشی قائل بودند نه برای ماه های حرام که همه جا به آنها احترام گذاشته میشد. اما قریش همچنان تلافی نکرد. هرچند همچنان برخی از مسلمانان در مکه بودند، قریش هیچ خشونت یا عمل تلافی جویانه ای نسبت به آنها نشان نداد.  این را میتوان با کار محمد مقایسه کرد که عده ای را بخاطر خطای عده ای دیگر تنبیه میکرد. وقتی مردان محمد نگاهبانان کاروان را در نخله اسیر کردن، او کاملا آماده بود تا آنها را با فرض اینکه آن دو نفر از طرفدارانش توسط قریش دستگیر و کشته شده اند بکشد. حتی اگر این ماجرا درست بود نیز یک پیامبر خدا چگونه میتواند اشخاصی را بخاطر گناه دیگران بکشد؟ در واقع دهشتناک ترین عمل پیامبر و بیعدالتی او قتل عام مردان بنی غریظه است که در تلافی کشته شدن یک مسلمان توسط یک یهودی بود، به دلیل اینکه آن مسلمان قبلاً یهودی دیگری را کشته بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;بعد از تاراج در نخیله، پیامبر چپاولگری های بسیار سود آور خود را گسترش داد و به یک متخصص در چپاول و جنگ آوری تبدیل شد. کاروانهای بیشتری مورد حمله قرار گرفتند و غنیمتهای بیشتری تابوتهای محمد را پر کرد و دار و دسته اش را ثروتمند ساخت. در اینجا بود که پیامبر آیاتی را ساخت که جنگیدن و کشتن را تبلیغ میکنند، مانند آیه زیر،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;سوره حج آیات 37 تا 41&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;به بزرگی ياد کنيد و نيکوکاران را بشارت ده؛ خدا از کسانی که ايمان آورده اند دفاع می کند ، و خدا خيانتکاران ناسپاس را دوست ندارد؛ به کسانی که به جنگ بر سرشان تاخت آورده اند و مورد ستم قرار گرفته اند، ، رخصت داده شد و خدا بر پيروز گردانيدنشان تواناست؛ آنهايی که به ناحق از ديارشان رانده شده اند جز آن بود که می گفتند :، پروردگار ما خدای يکتاست؟ و اگر خدا بعضی را به وسيله بعضی ديگر دفع نکرده بود ، ديرها و کليساها و کنشتها و مسجدهايی که نام خدا به فراوانی در آن برده می شود ويران می گرديد و خدا هر کس را که ياريش کند ، ياری می کند و خدا توانا و پيروزمند است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;توجه کنید که پیامبر چگونه واقعیت ها را عوض میکند تا طرفدارانش را تحریک کند که آنها دیوانه وار آدم بکشند. همچنانکه دیدیم، به مسلمانان &quot;تاخت آورده&quot; نشده بود و آنها از خانه هایشان رانده نشده بودند. قریش آنها را به خاطر اعتقادشان به خدا مورد آزار قرار نداده بود. این آیات فتنه انگیز همگی دروغ بودند. اما او میخواست که لشگریانش را تحریک کند که برای جنگ آوری اعلام داوطلبی کنند و به او کمک کنند تا رویای تسخیر عربستان و مطیع ساختن عجم خود را به واقعیت تبدیل کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=footnote align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;یک قرارداد در مدینه نوشته شده بود که سکنه مدینه را متعهد میکرد در صورتی که مدینه مورد حمله مکیان قرار گرفت از محمد حفاظت کنند. اما این قرارداد آنها را متعهد نساخته بود تا در تاخت و تازها شرکت کنند تا اموال دیگران را تاراج کنند و پیامبر را از غنیمتهای این تاراجها غنی سازند. راه حل برای این قضیه طبق معمول در یک وحی پیدا شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;سوره بقره آیه 216&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;جنگ بر شما مقرر شد ، در حالی که آن را ناخوش داريد شايد چيزی را، ناخوش بداريد و در آن خير شما باشد و شايد چيزی را دوست داشته باشيد و برايتان ناپسند افتد خدا می داند و شما نمی دانيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;در اینجا ما باید از خود بپرسیم، چه چیزی یک مرد را پیامبر خدا میکند؟ مگر نه اینکه اعمال او و افعال نیک او؟ پیامبر چه برتری ای نسبت به دزدهای معمولی داشت؟ نسبت به راهزن ها، آدمکش ها، اوباش و جنایتکاران؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102)&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P align=right&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102)&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;پرسش پایانی&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;آیت الله گرامی، به نظر میرسد در نامه شما این کار محمد به دلیل اینکه سر انجام آن توجیه شده بود، تایید شده است. شما اصلا به اینکه کاری که او کرده است، غیر اخلاقی، متقلبانه و ظالمانه بوده است، کاری نداشته اید و گویا به نظر شما تنها چون او پیامبر خدا است، هر آنچه او انجام داده است هرچند بگونه ای آشکار غیر عادلانه باشد، درست بوده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;مسئله مهم این نیست که محمد چه کسی بوده است و چه کرده است، محمد مرده است و کارهایش به تاریخ پیوسته اند. مسئله اینجا است که ما که هستیم؟ در مورد اجتماعی که یک قاتل، یک آدمکش حرفه ای، و یک دزد غارتگر را بعنوان رهبر معنوی خود انتخاب کند چه میتوان گفت؟ در مورد ما چه میتوان گفت؟ در مورد ارزشها و اخلاقیات ما، وقتی که ما شخصی مانند محمد را معلم و الگوی خود قرار میدهیم؟ ما چگونه میتوانیم به یک جامعه روحانی تبدیل شویم، در زمانی که محمد عزیز ما یک قاتل بوده است؟ ما چگونه میتوانیم ارزشهای انسانی چون تحمل، برابری، عدالت و عشق را در جامعه احیا کنیم در حالی که رهبر روحانی ما هیچکدام از این ارزشها را نداشت؟ اینها سوالاتی است که کشور ما باید به آن در این لحظات حساس تاریخش پاسخ بدهد. این اولین بار بعد از 1400 سال زیستن در شرایط ترور و وحشت و چشم بسته بودن است که ما به فرصت دیدن خود و پرسش و مواجهه با حقیقت دست یافته ایم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;ما آنچه فکر میکنیم هستیم و ما بر اساس چیزهایی که بدان باور داریم فکر میکنیم. آیا ما هرگز میتوانیم به یک کشور صلح دوست، محبوب، پیشرفته و متمدن تبدیل شویم، در زمانیکه به مردی اعتقاد داریم که یک قتل عامگر، یک دروغگو، یک بچه باز، یک دزد، یک آدمکش، یک متجاوز، یک زنباره شهوتران، یک جنگنده متنفر و یک دزد سرگردنه بوده است؟ آیا ما هرگز میتوانیم صلح داشته باشیم، درحالی که پیامبرمان به ما هیچ چیز جز جنگیدن نیاموخته است؟ آیا ما هرگز میتوانیم نسبت به یکدیگر تحمل و بردباری داشته باشیم و تفاوتهای یکدیگر را جشن بگیریم، در زمانیکه مردی که ما میخواهیم با او در همه چیز برابری کنیم، هیچ چیز جز استهزاء در مقابل کسانیکه همچون او بودند نداشت؟ آیا ما هرگز میتوانیم در اجتماعمان به زنان احترام بگذاریم درحالی که راهنمای معنوی ما، شخصی که ما اورا معصوم مینامیم، در مورد آنها گفته است که در عقلانیت دچار کمبود هستند، کج دنده هستند، عامل مصیبت هستند و در قلمرو شیطان به سر میبرند؟ آیا ما هرگز میتوانیم تنفری را که در قلبهایمان نسبت به اقلیتها میسوزد، جایگزین کنیم، درحالیکه پیامبرمان گفت، آنها نجس هستند، باید کشته شوند، یا مطیع شوند، تحقیر شوند و جزیه بپردازند؟ آیا ما هرگز میتوانیم یکدیگر را دوست داشته باشیم، درحالی که پیامبرمان گفته است تنفر بورزید؟ آیا این درست نیست که یک رهبر باید پیشرو تر از رهروانش باشد؟ ما چگونه میتوانیم پیشرفت کنیم درحالی که رهبرمان بسیار عقب مانده بوده است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;شناخت اسلام، و درک حقیقت در مورد آن در نهایت برابر با شناخت خودمان است، و دانستن اینکه چگونه تاریخ ما به اینجا رسیده است، و ما چگونه به اینجا آمدیم؟ پزشکان میدانند که همان لحظه که دلیل یک بیماری کشف شود، علاج آن نیز در همان نزدیکی یافت میشود. الان زمان آن است که ما بعنوان یک اجتماع به دلیل کسالت خود توجه کنیم، شاید بتوانیم علاج را در همین گوشه و کنارها بیابیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 May 2008 09:00:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mortad&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>mortad</dc:creator>
<guid>http://mortad.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امام زمان اسطوره اى بر فراز منبر و تزوير</title>
<link>http://mortad.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مدتی پیش، سيمای خارجی جمهوری اسلامی (جام جم) فيلم هايی از سالن تمرين وزنه برداری و کشتی ايران را در يک گزارش ورزشی پخش می کرد. دوربين هر چند دقيقه يکبار متمرکز می شد روی ورزشکارانی که هنگام بلند کردن وزنه می گفتند “يا امام زمان”، “يا ابوالفضل و يا وقتی وارد تشک کشتی می شدند می گفتند “يا حسين” و…&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اين ياری طلبيدن ها به امروز و ديروز بر نمی گردد. در گذشته های شاهنشاهی هم بود. نامجو هم می گفت، ملاقاسمی هم همينطور و… اما آنچه دوران کنونی را با آن دوران متمايز کرده سوء استفاده حکومت از اين باورهای مذهبی- تاريخی مردم برای پيش بردن اهداف سياسی خود است. حکومت اين اعتقادات مذهبی را به عرصه سياست و قدرت کشانده است. تاريخ فراموش نخواهد کرد که علی مشکينی امام جمعه قم و رئيس مجلس خبرگان بجای انتقاد از انتخابات کودتائی مجلس هفتم، برگزاری اين انتخابات را به رهبر تبريک گفت و آن را به حساب “صاحب زمان” گذاشت:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; ”بازگشايی مجلس هفتم را به خود مجلسيان كه مورد اعتماد ميليون ها مسلمان&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پايبند به دين و قانون قرار گرفته اند و رهبر معظم انقلاب تبريک می گويم و تشكر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ويژه از حضرت بقيه الله (عج) دارم كه وقتی هفت ماه پيش در شب قدر فرشتگان الهی &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;ليست&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اسامی نمايندگان مجلس هفتم و نام و آدرس آنها را به حضرت دادند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;، حضرت هم همه آنها&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;را امضا كردند.” مردم ما به خوبی دريافته اند که تفاوت اين “يا امام زمان”، با آن “يا امام زمان” که رضازاده هنگام بلند کردن وزنه می گويد باندازه سرقت اعتماد مردم و گذاشتن کلاه بر سر يک ملت ۷۰ و چند ميليونی است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ويا محمد محمدی گلپايگانی رييس دفتر آقای خامنه ای، که با تيتر آيت الله، وی هم صدر نشين روحانيون شده است اين ادعا را در مسجد جامع شهر ايلام مطرح می کند که &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;رهبر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;جمهورى اسلامى &lt;/SPAN&gt;نه تنها با امام زمان&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;در ارتباط &lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;دائم&lt;/SPAN&gt; است بلکه خود وی نيز دارای الهام الهی است و “شناسايی نقشه و توطئه دشمنان اسلام از ويژگی های مقام رهبری می باشد كه البته “ الهام الهی” نيز در اين امر دخيل می باشد. شناسايی توطئه دشمن در تلاش برای به تأخير انداختن انتخابات مجلس هفتم از مصاديق الهام الهی بود.”&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در حالی که اخبار فراوانی از رابطه روحانيون حکومتی ايران و رهبر با امام زمان منتشر می شود سايت بازتاب در روز &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;۲۷ آذر ۱۳۸۴ با عنوان “ ناگفته‌هايی از پيچيده‌ترين مدعی ارتباط با&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; امام زمان” خبر می دهد که &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آيت‌الله تبريزی می‌گويد: كسانی كه اين‌گونه ادعاها را می‌كنند، مردم در جلساتشان شركت نكنند تا جلسات آنان تعطيل شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; و فاش می کند که “ &lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آيت‌الله سيستانی، كسانی را كه مدعی ملاقات‌های مرتب با امام زمان هستند، “دجّال” می‌داند.” &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در حقيقت آقای سيستانی همانی را وفادارانه مطرح کرده است که آخرين نايب امام خاص ۶ روز پيش از فوت خود به عنوان آخرين “توقيع” امام زمان به مردم نشان داد که بعدا به آن خواهيم رسيد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ولی متاسفانه جلسات عوامفريبان &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ادامه دارد و تعداد “دجال” معمم و مکلا که ادعای کراماتی از شمار “هاله نورانی “ احمدی نژاد و ارتباط با امام زمان دارند روز به روز بيشتر می شود. و به مرور آن چه قرار بود فقط برای تحکيم حکومت ولايت فقيه اختصاصی در بيت رهبری محفوظ بماند در جا های ديگر هم شيوع مصرف پيدا می کند و اکنون به يک مساله اجتماعی و سياسی حاد جامعه تبديل شده است. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;می بينيد، تفاوت نقش “امام زمان”ها و “ياحسين”های پيش و پس از انقلاب و در دو نظام شاهنشاهی و جمهوری اسلامی را؟ حالا، بحث از همينجا آغاز می شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;با نگاهی به تاريخ مدون اسلام و تاريخ رسمی شيعه دوازده امامی در می يابيم؛ &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پس از درگذشت پيامبر اسلام، روايات خانواده و صحابه وی در برخی موارد اختلاف پيدا كرده است. مثلا در مورد چگونگی درگذشت ايشان، عايشه زن محبوب پيامبر- مشهور به “ام المومنين” - با ذكر جزئياتی ازجمله مسواك كردن دندانها، آخرين لحظات عمر ايشان را در آغوش خويش بيان كرد. اما چندی بعد روايات شيعه اين درگذشت را در آغوش علی پسر ابوطالب و داماد ايشان ديدند. که دريک روز به روايت کلينی در اصول کافي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;” حضرت محمد در روز وفاتش به علی هزار باب حديث آموخت که هر بابی مفتاح هزار حديث بود.” يعنی يک ميليون حديث در يک روز! که البته اولی با منطق همخوانی بيشتری دارد تا دومی، چرا که خيلی طبيعی است مردی در کنار و حتی در آغوش همسر خويش جان به جان آفرين تسليم کند و آخرين لحظات زندگی اش را با خانواده و يا همسرش سر کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; اكثريت جامعه انصار و مهاجر مدينه پس از تنش هايی، جانشينی پيامبر را، با اجماع امت “نظرخواهی عمومی” بيان كردند و به انتخاب &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;ابوبكر&lt;/SPAN&gt; پدر همسر پيامبر اسلام رسيدند. اقليت معدود طرفداران علی، واقعه غدير و تفسير هايی از برخی آيات قرآن را برای تاييد جانشينی موروثی وی اظهار كردند. هرچند منتقدان می گويند با توجه به اين كه در مسايل جزيی، مانند اجازه يافتن پيامبربرای داشتن همسرانی بيش از ساير مسلمانان، و حتا نحوه ورود و خروج مسلمانان به منزل ايشان آياتی در قرآن وجود دارد. اگر جانشين خاصی هم برای ايشان تعيين شده بود، اين مساله هم به شكلی در آياتی بيان می شد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;چندی نگذشت که در نحوه موروثی بودن خلافت و امامت در شيعه اختلاف بوجود آمد. شيعه اماميه، حسن و حسين- دو فرزند نخستين علی- را، به عنوان جانشينان موروثی ايشان پذيرفت ولی محمد فرزند سوم وی را به امامت نشناخت و او را به جای محمد پسر علی (كه رسم قبايل عرب بود) به نام قبيله مادر وی،”محمد پسر حنفيه” نام بردند. درحاليکه نقش وی در خونخواهی حسين (شهيد كربلا) امام سوم و در رهبری مختار غيرقابل انكار است؛ نام بردن او از سوی فقها شايستگی حتا “عليه السلام” رايج در متون مذهبی شيعه دوازده امامی را نيافت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پس از آن، طرفداران زيد پسر علی و امام چهارم (زين العابدين) كه به جای مناجات خوانی مانند پدر، در مبارزه با هشام پسر عبدالملك خليفه اموی كشته شد و بدن وی در كوفه مصلوب و سر او درشهر های مهم خلافت برستونی به نمايش گذاشته شد، حساب خود را جدا كردند كه به شيعه زيديه مشهورند. بقيه شيعه، محمد مشهور به باقر فرزند ديگر امام چهارم را كه از فعاليت سياسی گريزان بود به عنوان امام پنجم پذيرفتند. در مورد جانشينی امام ششم جعفر صادق هم باز اختلاف پيش آمد. برخی انتصاب فرزند چهارم وی موسی كاظم را نپذيرفتند و فرزند ارشد ش اسماعيل را به عنوان تداوم منطقی امامت يافتند. كه اكنون به شيعه اسماعيليه مشهورهستند. شيعيان دوازده امامی پس از اين انشعاب بزرگ، علی پسر موسی (وليعهد و داماد مامون خليفه عباسی) را به عنوان امام هشتم (امام رضا) به رسميت شناختند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; ب&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;امام نهم تا يازدهم هيچگونه انشعاب مهمی اتفاق نيافتاد اما پس ازفوت حسن عسگری (امام يازدهم)، اختلاف مهمی بين خانواده وی افتاد. در حالی که شيعه اماميه در سخت ترين شرايط فکری تحت هجوم متفکرين شيعه زيدی و اسماعيلی (به ويژه شاخه فاطمی) قرار داشت مشکل وجود و يا عدم وجود فرزندی از حسن عسگری که در سامره دفن شد، به يک مساله مهم خانوادگی و مذهبی و سياسی برای بازماندگان علويان تبديل شد. کنيز امام حسن عسگری ادعا کرد که از وی حامله است، دوسال زير نظر باقی ماند خبری نشد. و برخی ادعا کردند امام يازدهم فرزندی به نام محمد داشته است که با فوت حسن عسگری در ۶ سالگی به امامت رسيده و در همان سال (برخی می گويند در ۸ سالگی و شماری اعتقاد دارند در ۹ سالگی) در سرداب زيرزمينی خانه خويش ناپديد شده است. بايد تصريح کرد که”سرداب، محوطه زير زمينی است که حوضچه ای نيز دارد. اين گونه سردابها در خانه های مرفه ايران و عراق وجود داشته و به هنگام گرما به آن پناه می بردند.”&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; پس ازادعای ناپديد شدن “ امام دوازدهم”، کسانی را كه می گفتند با وی هنوز در ارتباط هستند خود را نايب وی معرفی کردند. سرانجام چهارمين نايب امام دوازدهم به نام علی پسر محمد سامرايی ـ شايد با مشاهده تصرف مصر بوسيله فاطمی ها “ شيعه اسماعيلی” ـ با پيش بينی اين كه ظهور امام غايب نزديك است جانشينی تعيين نكرد. از آن پس به مرور روحانيون وفقيهان با نفوذ كلام و وابستگی محلی، قبيله ای و يا سرزمينی هريك برای خود طرفدرانی دارند و زير هدايت مراجع تقليد سازمان يافته اند. اکنون پس از بيش از هزار سال دستگاه ولايت فقيه به نام نيابت از امام زمان بر ايران حکومت می کند و ادعای حکومت جهانی دارد و در حال تهيه مقدمات تسليحاتی آن است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;البته اين روايت رسمی فقهای شيعه دوازده امامی مورد تائيد همه نيست. اگر نگاهی به وضعيت&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; توالد و ادامه نسل امام اول توجه کنيم؛ تعداد فرزندان پسر آنان که توارث امامت بر اساس آن قرار دارد ـ مانند همه اعضای قبايل عرب ـ يکسان نيست. اگر علی ۱۸ پسر داشت، حسن ۲۰، حسين ۳، سجاد ۱۲، باقر ۵، جعفر ۷، موسی ۱۸، رضا ۱، محمد تقی ۲، علی النقی ۴ فرزند پسر داشته اند. تقريبا همه مورخين به جز موارد استثنايی (از جمله ادعا در مورد تعداد زياد فرزندان موسی، مشهور به سادات موسوی) در اکثريت قريب به اتفاق اين موارد هم قول هستند. اما در اين که حسن عسگری اساسا صاحب فرزندی بوده است &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اختلاف نظر وجود دارد. برخی اعتقاد دارند که امام دوازدهم اصلا وجود نداشته است که غايب شود. زيرا حسن عسگری (امام يازدهم) قادر به توليد فرزند نبوده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; هر چند روحانيون اخباری حديث های زيادی در باره امام دوازدهم (برخلاف نص صريح قرآن ـ در ۲۰سوره ـ که غيب گويی و معجزه را از سوی حضرت محمد ممکن نمی داند) حتا قبل از تولد وی (!!) از”امامان” قبلی نقل می کنند و از شکل و شمايل آن خبر می دهند؛ از باقر امام پنجم روايت شده است كه: او شخصى است سرخ و سفيد با چشمانى گود و فرو رفته و ابروانى برجسته و پرپشت و شانه‏اى پهن و بر سرش حزاز(شوره)&lt;SUP&gt; &lt;/SUP&gt;و بر چهره‏اش نشانه‏اى است.” &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در اسعاف الراغبين نوشته صبان مصرى آمده است كه مهدى “جوانى است سيه چشم و كشيده ابرو و خميده بينى (بينى عقابى) با ريشى انبوه و پرپشت كه بر گونه و دست راستش خال دارد. در فصول المهمه‌ی نيز گفته شده است كه رنگ چهره آن حضرت بين گندمى و سپيدى است. بعدا خواهد آمد كه چون آن حضرت ظهور كند سالخورده اما جوان چهره است به طورى كه بيننده گمان مى‏كند وى چهل سال يا كمتر از آن دارد.”&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شاهدان تاريخی موجوديت “امام دوازدهم” بسيار نادرند و حتا در روايت آنان به ويژه دو نفر، که فقيهان و مورخين شيعه دوازده امامی از آنان به عنوان منابع موثق و شاهدان تولد و وجود امام دوازدهم نقل قول می کنند اين شک و ترديد و ناباوری مشاهده می شود. در نوشته های شيخ صدوق(ابن بابويه&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;متوفای سال ۳۸۱ هـ ق&lt;/SPAN&gt;)و شيخ طوسی (بنيانگذار حوزه نجف متوفای سال ۴۴۸) که اين روايات را برای اولين بار ثبت کرده اند شاهد تولد فرزند حسن عسگری، فقط &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;عمه&lt;/SPAN&gt; وی ذکر شده است. بخش اول اين روايت به شرح زير است که در آن شک وترديد کاملا مشهود است:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;“&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;حكيمه خاتون می گويد: يك روز به منزل امام حسن عسكری (ع) رفته بودم و تا هنگام غروب آفتاب، خدمت حضرت بودم، چون خواستم برگردم، ايشان به من فرمودند: عمه جان! امشب نزد ما بمان، در اين شب فرزندی متولد می شود كه خداوند زمين را به وسيله او با علم و ايمان و هدايت زنده می كند، پس از اين كه با رواج كفر و گمراهی مرده باشد. عرض كردم: &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;از چه كسی؟ من كه در نرجس، آثار حمل نمی بينم&lt;/SPAN&gt;. حضرت فرمودند: خداوند حمل او را چون حمل مادر حضرت موسی (ع) مخفی قرار داده است….”&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شاهد معتبر ديگر”حسن بن ايوب بن نوح‏” است که از شمار مباشران و کارگزاران برادر حکيمه خاتون يعنی علی النقی امام دهم و نواب چهارگانه در بغداد بود در نتيجه می تواند شهادت مصلحت جويانه و سود آور تلقی گردد، که می گويد:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;“ما براى پرسش درباره امام بعدى، به محضر امام عسكرى -عليه السلام- رفتيم. در مجلس آن حضرت چهل نفر حضور داشتند. &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;عثمان پسر سعيد عمرى&lt;/SPAN&gt; بپاخاست و عرض كرد: مى‏خواهم از موضوعى سؤال كنم كه درباره آن از من داناترى. امام فرمود: بنشين. عثمان با ناراحتى خواست از مجلس خارج شود. حضرت فرمود: هيچ كس از مجلس بيرون نرود. كسى بيرون نرفت و مدتى گذشت. در اين هنگام، امام، عثمان را صدا كرد. او بپاخاست. حضرت فرمود: مى‏خواهيد به شما بگويم كه براى چه به اينجا آمده‏ايد؟ همه گفتند: بفرماييد. فرمود: براى اين به اينجا آمده‏ايد كه از حجت و امام پس از من بپرسيد. گفتند: بلى….”&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بايد توجه داشت که در اين روايت از شخص ديگری که نامبرده می شود، &lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;عثمان پسر سعيد عمری &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;است که اولين جانشين امام و سر سلسله نايبان امام است. به همين جهت جالب است بدانيم که وی چه کسی است که به چنين مرتبتی در شيعه دوازده امامی رسيده است که آقای خامنه ای پس از ۱۲ قرن جای وی را گرفته است وشيخ مصباح يزدی هم برای جانشينی وی دندان تيز کرده و در حال تدارک آن است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;با بررسی تاريخ شيعه متوجه می شويم که چهار نايب خاص”امام غايب” صاحب هيچگونه نوشته و تاليفی نبوده، نه از بزرگان دانش و علم وسياست و نه مذهب بوده اند. حتا فقيه شيعه نبوده اند. بلکه همگی کاسبان شهر سامره محل سکونت چهار امام آخر بوده اند که سهم امام را از روستاييان، پيشه وران شيعه جمع آوری می کرده اند. ما در مقابل منتقدين که می گويند در پيدايش افسانه وجود امام دوازدهم و غيبت، مساله اقتصادی يعنی جمع آوری و تقسيم سهم امام نقش اساسی داشته است، زبانمان کوتاه است. زيرا اگر ۹۰ نفر فرزندان پسر نخستين ۱۱ امام را در نظر بگيريم، در سال فوت حسن عسگری (۲۶۰ هجری قمری) در طی بيش از دو قرن و ۹ نسل تواليد، به هزاران فرزندان امام “سادات” تبديل شده و از اين محل يعنی سهم امام امرار معاش می کردند. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اين خيل طايفه هاشمی که&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;پس از شهادت حسين “امام سوم” و دست برداشتن بقيه امامان شيعه اماميه از مجادله بر سر قدرت هر چند تحت کنترل و آزار برخی از خلفای عباسی بودند ولی همگی در رفاه زندگی کردند. حتا امام هشتم و نهم داماد خليفه بودند. فرزندان انقلابی اين امامان از جمله زيد فرزند امام چهارم، اسماعيل فرزند امام پنجم از آنان جدا شده و مورد تکفير قرار گرفتند&lt;/SPAN&gt;. همه اين ها شيعه اماميه را از لحاظ نظری در مقابل ساير فرقه ها به ويژه شيعه اسماعيلی و زيدی و باقيمانده شيعه کيسانيه که درسرزمين تاريخی ايران، مصر و يمن اکثريت داشتند، و با خلفا در جنگ وستيز بودند در شرايط دشواری قرار می داد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;علاوه برآن، از نظر تامين معاش هم که امام بعدی می بايست با بهره گيری از ساختار شبکه طرفداران شيعه اماميه نان آور اين خاندان باشد، آنان را در مضيقه قرار می داد. به ويژه بايد توجه داشت که اولين “نايب امام” قبلا کارگزار و حسابدار امام دهم و يازدهم نيز بوده است. شبکه جمع آوری سهم امام طی اين سال ها زير نظر عثمان پسر سعيد عمری و پسرش محمد (ابوجعفر) سازمان يافته بود. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عثمان پسر سعيد دکاندار روغن فروش بود از قبيله بنى اسد و به مناسبت‏سكونت در شهر سامراء او هم مانند” امام يازدهم‏” عسكرى ناميده مى‏شد. در محافل شيعه از او به نام “سمان‏” (روغن فروش) ياد مى‏شد. شيخ طوسی (ابن بابويه) در کتاب الغيبه می نويسد، “سهم امام را، كه شيعيان به وى تحويل مى‏دادند، در ظرفهاى روغن قرار داده به محضر امام عسكرى مى‏رساند.&lt;SUP&gt; &lt;/SUP&gt;او مورد اعتماد و احترام عموم شيعيان بود.&lt;SUP&gt;” &lt;/SUP&gt;احمد بن اسحاق قمى اشعرى، استاد شيخ صدوق ‏ كه خود از بزرگان شيعه مى‏باشد، مى‏گويد:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;“روزى به محضر امام هادى(علی النقی امام دهم) رسيدم و عرض كردم: من گاهى غايب و گاهى (در اينجا) حاضرم و وقتى هم كه حاضرم هميشه نمى‏توانم به حضور شما برسم. سخن چه كسى را بپذيرم و از چه كسى فرمان ببرم؟ امام فرمود: “اين ابو عمرو (عثمان پسر سعيد عمرى روغن فروش)، فردى امين و مورد اطمينان من است، آنچه به شما بگويد، از جانب من مى‏گويد و آنچه به شما برساند، از طرف من مى‏رساند. “&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;احمد پسر اسحاق سپس ادامه می دهد: “پس از رحلت امام هادى روزى به حضور امام عسكرى-عليه السلام- شرفياب شدم و همان سؤال را تكرار كردم. حضرت مانند پدرش فرمود: اين ابو عمرو مورد اعتماد و اطمينان امام پيشين و نيز طرف اطمينان من در زندگى و پس از مرگ من است. آنچه به شما بگويد از جانب من مى‏گويد و آنچه به شما برساند از طرف من مى‏رساند.&lt;SUP&gt;”&lt;/SUP&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;محمد بن جرير طبرى‏ مورخ بزرگ اسلام می نويسد؛ احمد پسر اسحاق قمى اشعرى، نماينده حسن عسكرى بود. پس از فوت وی نماينده “امام زمان”شد. “او وجوه و حقوق مالى قم و اطراف آن را گرد آورى نموده و به امام مى‏رساند&lt;SUP&gt;. &lt;/SUP&gt;احمد بن اسحاق صد و شصت كيسه طلا و نقره را كه از شيعيان قم گرفته بود، به امام تسليم كرد&lt;SUP&gt; &lt;/SUP&gt;و اين، حجم چشمگير وجوه جمع‏آورى شده را نشان مى‏دهد.” &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اين شواهد تاريخی نشان می دهد کارگزاران و نمايندگان امامان شيعه به رهبری عثمان سمان(روغن فروش) در نيمه اول قرن سوم هجری به چنان سازماندهی مالی و اقتصادی در ميان شيعيان دست يافته بودند، چنان منافع مالی مهمی در ميان بود که اگر امام دوازدهمی وجود نداشت، همانطور که جعفر پسر امام دهم، برادر امام يازدهم اذعان داشت که حسن عسگری فرزندی ندارد. و يا حتا روايت طرفداران عثمان روغن فروش پذيرفته شود که می گويند او صاحب فرزندی بوده و درکودکی در کنار حوضچه سرداب خانه ناپديد شده بود. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عقل و تدبير و “تقيه” شيعه دوازده امامی که راه را برای گفتن هر آن چه باور نداريم باز می کند؛ حکم می کند که اين ساختار کليانتليسم راهی برای تداوم دستيابی به اين منبع درآمد کلان پيدا کنند. در اين مورد هم دفاع فقهای شيعه از “مصلحت نظام” کليانتليسم اولين نايب امام يعنی عثمان روغن فروش هرچند قابل دفاع نيست ولی از سوی پژوهشگران می تواند قابل فهم باشد. طرفداران شيخ مصباح يزدی در مقابل اين که چرا حرف جعفر پسر امام علی النقی و برادر امام حسن عسگری که از “خانواده عصمت و طهارت” است را باور نکنيم ولی روايت عٍثمان روغن فروش را باور کنيم که در هر صورت منافع سرشاری از جمع آوری سهم امام می برد پاسخی ندارند. زيرا همين خشت اول عثمان روغن فروش(سمان) است که ساختمان دستگاه ولايت فقيه را تا عرش اعلای حکومت در ايران به ميراث گذاشته است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اين تناقض ها در همان زمان هم نظر متفکرين را به خود جلب می کرد. از شيخ كلينى كه هم زمان حسين بن روح(سومين نايب امام) بود پرسيدند كه:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;چطور شد شما كه عالم و مجتهديد نايب خاص امام زمان نشديد ولى يك نفر كاسب نايب حضرت شد؟ وی پاسخ داد:” چون او راز دارتر از من بود. اگر حضرت زير عبايش باشد مى‏گويد: حضرت مهدى كجاست؟ ولى اگر من بدانم حضرت مهدى مثلا در بغداد است طاقت نمى‏آورم و اگر يك نفر پرسيد مى‏گويم. حضرت در بغداد است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;.”&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سنجش اعتبار استدلال اين فقيه برجسته قرن چهارم در پناه تقيه در اين مورد به عهده خوانندگان است.&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #0958a6&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;ولی حقيقت مطلب اين است که فقها&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #0958a6&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;اين دستگاه نواب امام زمان را برای حفظ و تداوم شيعه و تامين زندگی خود واين هزاران سادات ضروری تشخيص دادند و از آن پشتيبانی کردند. و با تقويت اين باور به مرور زمان خود جای کاسبان سامره را گرفتند وآن را در دوران صفويه به چنان اصل لايتغيری (دگمی) تبديل کردند که ديگرکسی جرات پرسش نداشته باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در عصر غيبت صغرى، علاوه بر اينها، افراد ديگرى هم پيدا شدند كه مدعى سفارت و نيابت‏ خاص امام بودند و خمس مردم را مطالبه می کردند. ابو محمد شريعى، محمد بن نصير نميرى، احمد بن هلال كرخى، ابو طاهر محمد بن على بن بلال و محمد بن على شلمغانى از مشهور ترين افراد اين گروه بودند.&lt;SUP&gt; &lt;/SUP&gt;شلمغانى از فقهاى شيعه شمرده مى‏شد و حتى كتابى به نام “تكليف‏” نوشته بود.ولی با تکفيرنايبان خاص کشته شد.&lt;SUP&gt; &lt;/SUP&gt;اينجا بود كه نواب خاص امام به مقابله با آنان بر مى‏خاستند و گاه در طرد و لعن آنان از ناحيه امام غايب توقيع(حاشيه نويسی نامه ها از سوی امام غايب) می آوردند. اکثر توقيعاتی که از سوی نواب چهارگانه آورده می شد يا در رد و تکفير ديگر مدعيان بوده است يا در مورد مسايل و مشکلات يک قشر مرفه بازاری و پيشه ور که خود در جمع آوری از سهم امام(خمس در آمد) نقشی اساسی و سهمی در آن داشتند. مثلا &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در اصول کافی شيخ کلينی مضمون يکی از اين توقيعات چنين بيان شده است:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;“ محمد بن صالح گويد: کنيزی داشتم که از او خوشم می آمد. به حضرت امام مهدی (در زمان غيبت صغری) نامه نوشتم و از او خواستم که با علم کامل مرا در امر باردار ساختن او راهنمايی کند. جواب آمد: باردارش ساز. خدا هر چه خواهد می کند. پس با او نزديکی کردم و آبستن شد. سپس بچه را سقط کرد و خودش هم مرد.”&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در آغاز قرن چهارم هجری همزمان با آزار شيعيان در بغداد بوسيله خلفای عباسی، آل بويه(شيعه زيدی) در ايران به قدرت رسيد و فاطميان در شمال آفريقا بويژه در مصر خلافت (شيعه اسماعيلی) بر پا کردند. در چنين فضايی آل بويه به تصرف بغداد نزديک می شد. طبق روايت شيخ طوسى(ابن بابويه) در كتاب”الغيبه”می نويسد که علی پسر محمد سامره اى چهارمين و اخرين نايب خاص “امام غايب” نقل كرده است كه وى چند روز پيش از وفات خود توقيعى از سوى “امام زمان” براى مردم آورد كه در آن چنين آمده بود:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-RIGHT: 1.3pt&quot; align=right&gt;&lt;BR&gt;“بسم‏اللّه الرحمن الرحيم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN-RIGHT: 1.3pt&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اى على ‏بن ‏محمد سمرى؛ خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز ديگر مى‏ميرى. پس كارت را سامان ده و به كسى به عنوان جانشين پس از خود وصيت مكن كه ديگر غيبت تامه واقع شده است. ديگر ظهورى نيست مگر به اذن خداوند و آن پس از مدتى دراز و بعد از آن كه دل‏ها سخت شد و زمين از ستم پر شد، به وقوع خواهد پيوست. به زودى از شيعيانم كسانى خواهند آمد كه ادعاى ديدار مرا مى‏كنند. آگاه باشيد هر كس پيش از خروج سفيانى و صيحه (ندا) آسمانى &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;ادعاى ديدار&lt;/SPAN&gt; مرا كرد، &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;دروغگو&lt;/SPAN&gt; و مفترى است.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;”&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; بر اين اساس بنا نوشته ای که علی پسر محمد سامره ای نشان داد و ادعا کرد که امام غايب آن را نوشته است، از سال ۳۲۹ هجری غيبت کبرای امام زمان شروع شد و هنوز ادامه دارد. بايد توجه داشت که باور به باز گشت امام پنهان(مستور) به شيعه دوازده امامی اختصاص ندارد و يا بازگشت ناجی بشريت چيزی نبود که شيعه دوازده امامی از خود ابداع کرده باشد. بلکه قبل از عثمان روغن فروش(سمان) شماری از طرفداران شيعه کيسانيه يعنی طرفداران محمد پسر علی امام اول که محمد حنفی مشهور بود اين اعتقاد را داشتند که او نمرده است و همچنان مانند يک امام مستور(غايب، پنهان) زندگی می کند. پس از آن طرفداران شيعه اسماعيليه اعلام کردند که از امام هشتم به بعد همه امامان مستور هستند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; اين اعتقاد به بازگشت امام يا پيغمبر و نجات بشريت بوسيله آنان برای اولين باردر ميان اديان يکتاپرستی به وسيله دين &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;يهود&lt;/SPAN&gt; تدوين شد و از اين طريق در اديان مسيحيت و اسلام به ويژه شيعه نفوذ پيدا کرد. “ماشياح” يهود تا قبل از سال ۶۰۰۰ يهود يعنی پيش از ۳۳۴ سال بر روی زمين خواهد آمد تا سرزمين حضرت داود را آباد کند و معبد سوم يهود را در اورشليم (بيت المقدس) بسازد. نشانه های پيش از ظهور ماشياح (مسيح) بی نزاکتی جوانان در برابر پيران، بلند نشدن از زمين به احترام آنها، فراوانی محصولات ولی گرانی آنها، اتحاد فرزندان اسماعيل با دشمنان قوم يهود و… گفته می شود. در حاليکه برای شيعيان دوازده امامی شواهد پيش ظهور آمدن ياجوج و ماجوج، دجال بد سگال، بادی سياه در بغداد، گرفتن ماه، ايستادن آفتاب از ظهر تا عصر و يا به قول &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;مجلسی &lt;/SPAN&gt;(تئوريسين دربار صفويه) در بحار الانوار از”حضرت امام صادق” روايت کرده است: &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;“چون زنان برزين ها در پشت اسبان سوار شوند و از ايشان بوی خوش به مشام مردان رسد، همانا که آخرالزمان نزديک شده است و در آن هنگام به قم و حوالی آن پناه بريد که از اين هر دو موضع در آن اثری نباشد.”&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در هر صورت اين انديشه رجعت اگر چه تحت تاثير يهوديت در شيعه شيوع يافت و ريشه های پيش از يهود آن به اديان زرتشتی و بودايی می رسد ولی در شيعه دوازده امامی از انتظار فعال يهود، شيعه اسماعيلی و زيدی تغيير شکل داده و به پذيرفتن منفعلانه وضعيت کنونی رسيده است. گسترش فرهنگ مذهبی اخباری اين بازگشت را در دنيايی از خرافات و توهم غرق کرده است. شيعه انسان منتظر ظهور را به فردی گناهکار تبديل کرده است که بايد شب و روز عبادت کند، دعا و مناجات بخواند تا از گناهان وی کاسته شود. در صورتی که همه اين ها خلاف نص قرآن است که خداوند انسان را در بالاترين سطح موجودات قرار داده و از همه فرشتگان خواسته است در مقابل آن سجده کنند. ابليس که اين دستور خداوند را اطاعت نکرده است از سوی خداوند طرد شده است. انسانی که در مذاهب اهل تسنن بر اساس سنت قرآنی برفرشتگان “درسلسله مراتب وجود فضيلت دارند.” در مذهب شيعه دوازده امامی به فرد ضعيف و توسری خوری تبديل می شود که خود قادر به تشخيص سره از ناسره نيست. و همواره محتاج به هدايت و رهبری امام و در غياب وی نايبان وی است. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;هر چند زحمتکشان و پيشه وران کوچک اين آرزوی برگشت “امام زمان” را با برقراری عدالت اجتماعی و صلح پيوند داده اند ولی اين مردم معتقد و مومن در انتظار، در مقابل خود آن دستگاهی که وارث شبکه جمع آوری سهم امام است، يعنی وارثان شغلی عثمان روغن فروش(سمان) اولين نايب امام را در برابر خود دارد که از اين باور های پاک و انسانی سوء استفاده می کند و اين معتقدان را به غرق در خرافات و فريب می کشانند. دستگاه ولايت فقيه و روحانيون بنيادگرا در اين گسترش خرافات ذينفع هستند و قصر يخی خود را بر آن بنا کرده اند و به همين جهت است که مانع تابش و گسترش اشعه حقيقت در جامعه هستند و نويسندگان و پژوهشگران حتا مسلمان و حتا شيعه عابد را به بند می کشند تا اين مردم معتقد و مومن به باور های بی پيرايه، به نيرو و توان سازمان يافته خود پی نبرد. دستگاه ولايت فقيه با کوبيدن به طبل چنين خرافاتی که حتا صدای روحانيون سنتی مانند آقايان سيستانی و منتظری را هم در آورده اند همواره تلاش می کنند تا اين زحمتکشان را به پايگاه مشروعيت حکومت خويش تبديل کنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;این مقاله همزمان درسایت های گویا، پیک نت، پیک ایران، اخبار روز،  جمهوری، صدای ما،عصرنو و…منتشر شده  است&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 May 2008 17:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mortad&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>mortad</dc:creator>
<guid>http://mortad.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخوندها اسلام را خراب کرده اند!</title>
<link>http://mortad.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>
&lt;TABLE class=contentpaneopen cellSpacing=0 cellPadding=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top align=left width=&quot;70%&quot; colSpan=2&gt;&lt;SPAN class=small&gt;&lt;FONT color=#999999 size=1&gt;Arash Bikhoda &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;   &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=createdate vAlign=top colSpan=2&gt;d F Y,ساعت H:i:s &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD colSpan=0 rowSpan=0&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;این حکومت ربطی به اسلام ندارد&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;به&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ذات&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ندارد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;عیبی،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;هرچه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;عیب&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلمانی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ماست&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;! &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خودش&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مشکلی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نداره،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آخوند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خرابش&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کرده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اند،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ربطی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;به&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آخوند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نداره،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اینها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;برای&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خودشون&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;همه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چیز&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;رو&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;عوض&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کرده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اند&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;! حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت اسلامی نیست!&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;این یکی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از رایج ترین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;سفسطه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;های&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;رایچ&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلمانان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است. مسلمانان از تاریخ عملی دین خود فرار میکنند، زیرا این تاریخ به قدری وحشتناک و زشت است و این کارنامه بقدری سیاه است که آبرویی برای اسلام نمیگذارد. در 1400 سال گذشته هیچوقت و در هیچ یک از سرزمینهایی که مسلمانان در آنجا اکثریت بوده اند، اسلامگرایان نتوانسته اند یک نظام مردمسالار و انسان محور را پدید بیاورند که بتوانند به وجود آن افتخار کنند و آنرا نشانه ای از ایده آل خود بدانند. بلکه همواره اسلامگرایان شعار حکومت اسلامی را میدهند و بعد از اجرای قوانین غیر کاربردی و روشهای نابخردانه اسلامی مشاهده میکنند که گند به بار آورده اند، و بعد از آن ادعا میکنند که این اسلام نبوده است، اشکال از ما بوده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;پرسش اساسی این است که، دینی که 1400 سال نتوان آنرا پیاده کرد و پیاده شدن آن تنها حکومتهای فاشیستی و ظالم را پدید آورده است، آیا دینی کاربردی است؟ اندیشه ای که به مدت 1400 سال در بیش از 20 کشور اسلامی به بوته آزمایش گذاشته شود و در امتحان خود رد شود آیا اندیشه ای بدرد نخور و مزخرف نیست؟ چگونه است که اسلامگرایان اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی را سمبل کمونیسم میدانند و نابود شدن آنرا نشان بی ارزش بودن عقاید کمونیستی میدانند، اما نابودی و فلاکتی که اسلام در تمام مدت حیات خود به بار آورده است و نتیجه رقت آوری را که همیشه در اثر اجرا کردن قوانین اسلامی حاصل میشود را نشان غیر کاربردی و بدرد بخور نبودن عقاید دینی خود نمیدانند؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;اشکال کار اینجا است که مسلمانانی که این ادعا را میکنند اسلام را نمیشناسند. این افراد تنها نام ایده آل های خود را اسلام میگذارند، اسلام را به رنگ افکار خود میبینند، نه اینکه خود رنگ اسلام بگیرند. براستی به افرادی که به نظام آیت الله ها که هرکدام چند دهه را به تحصیل و تدریس علوم دینی پرداخته اند، اتهام نفمیدن اسلام را میزنند باید چه گفت؟ چگونه ممکن است شخصی که خود را روشنفکر میداند، چون ریش و پشم ندارد و یا روسری و چادر ندارد، و یا اینکه مشروب میخورد و یا دوست پسر و دوست دختر دارد، شخصی که در تمام عمر خود به اندازه انگشتان دستش در مورد اسلام کتاب نخوانده، افرادی مثل آیت الله مطهری را که بیش از 50 کتاب راجع به اسلام نوشته است، متهم به کج فهمی اسلام کنند؟ &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;اشکالی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;افراد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دارند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آخوند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بخاطر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ریش&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بلند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آنها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شکم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;گنده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آنها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بدشان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;می&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آید،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;لذا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آنها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دروغین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;میدانند،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;حالی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;افراد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;وجود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تخیلاتی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مثل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;امام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;زمان&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مدیون&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;همین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آخوند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;روضه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خوان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;هستند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;باید&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بسیار&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ممنون&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شاکر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آقایان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;علمای&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;حوزه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;علمیه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;قم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بدانند&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;، زیرا اکثر مفاهیمی که از آنها برای دفاع از اسلام سود میبرند ساخته و پرداخته همان آخوندها هستند، و این آخوندها هستند که دین آنها را تئوریزه کرده اند و این لقمه جویده شده را در دهان آنها گذاشته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;از این گذشته این افراد دیدگاهی نژادپرستانه (&lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/glossary/racism.htm&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;نژادپرستی چیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;) نسبت به آخوند دارند، به گونه ای صحبت میکنند گویا که این لباس آخوندی معجزه میکند و مغز انسان را مختل میکند، هرکس این لباس را بپوشد تبدیل به آدمکش و دزد و جانی خرافی میشود. این افراد از این واقعیت غافل هستند که آخوند اسلام را خراب نکرده است بلکه اسلام آخوند را خراب کرده است. آخوند نیز یک انسان است با این تفاوت که اسلامگرایی حرفه ای است و اسلامگرایی شغل و تخصص او حساب میشود. آخوند یک دانشمند اسلامی است. هرکس دیگر نیز با اسلام به اندازه آخوندها که در این زمینه تحصیلات رسمی دارند آشنا شود به موجودی پست و نفرت انگیز همچون آخوند تبدیل میشود، کسی که عربی بیاموزد و با تفسیر و حدیث و فلسفه اسلامی و اخلاق اسلامی آشنایی علمی داشته باشد و در این زمینه مطالعه دقیق زیر نظر استاد انجام داده باشد خودبه خود یک آخوند میشود. بدون توجه به اینکه لباس آخوندی را بپوشد یا نپوشد. آخوند منفور است زیرا اسلامگرایی حقیقی است، اگر آخوندی اسلام را کنار بگذارد به انسانی مانند انسانهای دیگر تبدیل میشود، از این گذشته اگر آخوندها را با پیامبر اسلام و یا امام علی مقایسه کنیم و رفتارهای آنها را در کنار یکدیگر بگذاریم خواهیم دید که رفتار آخوندها اگر انسانی تر و بهتر از این دو نباشد، معمولاً بدتر از آنها نیست و آخوند منهای اسلام یک موجود قابل احترام است.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;متاسفانه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بسیاری&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مردم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ایران&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تصوری&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کاملا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خیالی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;غیر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;واقعی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ذهن&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دارند،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اشخاص&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بدون&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اینکه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بدانند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چیست&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;قرآن&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;میگوید&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پیامبر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کرده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نکرده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تنها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;زیباترین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تفکرات&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ایده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;های&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خودشان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;میگذارند،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;وقتی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;میگویند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;واقعی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;منظورشان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آن&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلامی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نیست&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;قرآن&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;می&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آموزد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;محمد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پیامبرش&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بلکه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;منظورشان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلامیست&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خودشان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پیامبر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آن&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;هستند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تخیلات&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ایده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;های&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آنرا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ذهن&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پرورانده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اند&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. هرچه زیبایی است به اسلام نسبت میدهند و هرچه زشتی است اسلام را از آن بری میدانند و این مطلق اندیشی و جزمیت است که این قوم را به اوج جهالت میرساند. این درحالی است که روش علمی و درست مطالعه یک اندیشه هرگز اینگونه نیست، ما  برای درک یک اندیشه باید تمایلات خود را کنار گذاشته و فرضیات پیشین خود را ابطال پذیر فرض کرده، آنگاه به سراغ آن اندیشه برویم، و جوهر آنرا درک کنید، حال اگر این جوهر صحیح (و نه لزوماً خوش آیند) است آنرا پذیرفته و در غیر اینصورت آنرا رد کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;همان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اولین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;روزهای&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ظهور&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;جزيره&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;العرب،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;فرم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;سیاسی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;داشته&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;به&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;همین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;امروز،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بعد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;محمد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;حکومت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلامی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تشکیل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;داد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;زمان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ابوبکر،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;عمر،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;عثمان،علی،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بنی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;امیه،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بنی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;عباس&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تمامی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;سالهایی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ترکها،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;عربها،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;افغانها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مغولها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ایران&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;حکومت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کرده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;همواره&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نقش&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اساسی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;داشته&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خیلی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;قوانین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مفاهیم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلامی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پیاده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ميشده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است، مگر در دورانهای بسیار کوتاه مدتی مثل دوران نادر شاه و یا امیرکبیر و اواخر دوران محمد رضا شاه و اواخر دوران محمد رضا شاه.&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اما&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلمانان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;هیچ&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کدام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اینها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;حکومت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;حاکمین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلمان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;یا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلامی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نمیدانند،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;البته جای شکرش باقی است که حداقل عده ای از اسلامگرایان حداقل حکومت جمهوری اسلامی را اسلامی و بنیانگذار آن&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;روح&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;الله&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خمینی&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; (&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;اولین&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نماینده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خداوند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;روی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;زمین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بعد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; 1400 &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;سال&lt;/SPAN&gt;) &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلمان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;میدانن&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;د&lt;/SPAN&gt;! &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;دلیلی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پشت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;قضیه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;وجود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دارد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تاریخ&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;حکومتها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;حاکمین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بقدری&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کثیف&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;زشت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ناپسند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اکثر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلمانان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;عهده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;گیری&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;حقیقت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;افراد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلمان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بوده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;وحشت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دارند&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;!&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;اسلامی بودن جمهوری اسلامی را در دو عرصه تئوری و عملی میتوان سنجید. حکومت جمهوری اسلامی کاملا از لحاظ تئوری بر اساس قوانین اسلامی بنا نهاده شده است، کسانی که به این مسئله شک دارند میتوانند &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/articles/Articles/new_page_203.htm&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;اصول اسلامی قوانین اساسی نظام خلافت اسلامی&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt; را مطالعه کنند و ببینند که تمام چهارچوب های این حکومت مبتنی بر اسلام است، کلمه اسلام در این 177 اصل بیش از 150 بار کلمه اسلام استفاده شده است، یعنی حدودا در 85% اصول قوانین اساسی کلمه اسلام استفاده شده است، لذا قوانین و نرم افزار حکومت جمهوری اسلامی کاملاً اسلامی هستند. از طرفی دیگر مراجع دینی در نظارت بر این حکومت نقش اساسی دارند، نیمی از شورای نگهبان را فقها تشکیل میدهند و این فقها بر کلیه امور انتخاباتی و همخوان بودن قوانین مجلس با اصول اسلامی نظارت مستقیم دارند، لذا در تولید نرم افزار های حکومت نیز از در تئوری این حکومت کاملاً اسلامی است. تمامی قوانین وحشیانه ای که در جمهوری اسلامی بکار برده میشوند که نمونه هایی از آنها را میتوانید در کتاب &lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/books/ghavanin_mojazat_eslami.htm&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;مجموعه قوانين مجازات اسلامی گردآورنده&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;  بیابید، بطور مستقیم از اصول فقهی اسلامی گرفته شده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;اما در عرصه عمل چگونه باید در مورد جمهوری اسلامی حکم داد؟ چگونه میتوان دانست که این حکومت بر اساس قوانین و اصول اسلامی رفتار کرده است یا نه؟ برخی از قوانین و اصول اسلامی به دلیل اینکه بعضاً بسیار مضحک و نابخردانه هستند اساساً قابل پیاده شدن نیستند، بعنوان مثال مسئله حرمت ربا را در نظر بگیرید. اگر قرار باشد ربا حذف شود اصولا اقتصاد یک کشور ویران میشود و نظام بانکی آن کشور مختل میشود، از همین رو است که پیاده کردن چنین قانون بی خردانه ای اساسا میسر نیست و همواره باید برای آن بهانه تراشید و به روشهایی نشان داد که بهره بانکی و سود سپرده و غیره مغایرتی با اسلام ندارند، درحالی که میدانیم اینگونه نیست. لذا از هیچ حکومتی نمیتوان انتظار داشت اسلام را بطور دقیق پیاده کند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;از این گذشته اساساً اسلام چیست که کسی بخواهد آنرا پیاده کند یا نکند؟ همانگونه که گفته شد دیدگاه عوام نسبت به اسلام بسیار آرمانگرایانه است، این افراد هرآنچه خود نیک میدانند به اسلام میچسبانند و هرآنچه نیک نمیپندارند آنرا بی ارتباط با اسلام میدانند. به همین دلیل ده ها و هزاران و میلیونها تفسیر مختلف از اسلام وجود دارد. اسلام در حقیقت خود نمیتواند بیش از یک معنی و اسلوب و روش باشد اما به دلیل بی در و پیکر بودن و مبهم بودن و مبین نبودن اسلام، هزاران و ده ها فرقه و روش و قرائت مختلف از اسلام وجود دارد. حال هرکدام از این قرائتهای مختلف قرار باشد پیاده شود، از آنجا که همه این قرائت ها به دلیل وجود مشترکات بسیار بسیار مضر و ناکار آمد، همیشه در عرصه عمل با شکستی مفتضحانه روبرو میشوند، باقی مسلمانان که برداشت و قرائی متفاوت با این برداشت پیاده شده داشته اند، خواهند گفت که آن اسلام، اسلام واقعی نبوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;جدا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اینکه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آنچه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلمان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;میکند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آنچه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;میتواند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;متفاوت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;باشد،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اما&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تاریخ&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلماً&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آن&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چیزیست&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلمین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;انجام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;داده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اند&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;! &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;بنابر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تاریخ&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اعمال&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;زشت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پلید اسلامگرایان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ثبت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کرده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;جلوی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ما&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;گذاشته&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ما&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;عصری&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;زندگی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;میکنیم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پلیدی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;زشتی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آنچه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دانشمندان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلامی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;انجام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;داده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شاهد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بوده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ایم&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;! &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;حال&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلمانان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بسیار&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تلاش&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دارند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تاریخ&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ماهیت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;جدا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کنند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;به&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شدت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;معتقدند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تاریخ&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ربطی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;به&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ندارد، و حتی جنایات امام علی و محمد و عمر و بعدها بنی امیه و بنی عباس و.... تا سر انجام دستگاه خلافت اسلامی خمینی ربطی به اسلام نداشته و ندارند. چرا ندارند؟ آیا آنچه امروز وضعیت مسلمانان است نتیجه تربیت و محیطی نیست که اسلام برایشان پدید آورده؟ فصل مشترک تمامی کشورهای اسلامی که در فقر و فلاکت و بدبختی یکی بدتر از دیگری هستند چه چیزی به غیر از اسلام میتواند باشد؟ آیا غیر از این است که درهر کشوری که اسلام وجود دارد از دموکراسی و حقوق بشر خبری نیست؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;حال برداشت واقعی اسلامگرایانی که از تاریخ اسلام فرار میکنند از اسلام چیست که اسلام خود را اسلامی و بقیه اسلام ها را غیر اسلامی میدانند؟ خود تفسیری دیگر و قرائتی دیگر با اندکی تفاوت با اسلامی که پیاده شده است. از همین رو است که تمام مسلمانان تنها خود را مسلمان واقعی میدانند و باقی مسلمانان را به شرک، کفر و نفاق و داخل کردن امیال شخصی در قرائت آنها از اسلام متهم میکنند. همه گمان میکنند که تنها خود آنان به اسلام راستین دست یافته اند و باقی از این گنجینه بدور هستند. جالب است بی پایه و اساس بودن اسلام تا حدی است که اختلافات بسیار فاحش در برخی موارد دیده میشود. مثلا عده ای معتقد به ازدواج موقتی هستند اما عده ای آنرا زنا میدانند. عده ای معتقدند تئوری تکامل با قرآن سازگار است، عده ای این عقیده را باطل میدانند و حتی در هر مذهب و فرقه ای نیز اختلافات شدید وجود دارد. این است که در کل هیچ چیز مشخصی بعنوان اسلام وجود ندارد. اسلام یک دین بدون چهارچوب های مشخص و با ستون های تق و لق است.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;مسلمانان هر روز نماز میخوانند، اما در مورد روش خواندن این نماز با یکدیگر اختلاف نظر دارند. پیامبر اسلام 23 سال پیامبری کرده است یعنی تقریباً 8000 هزار روز زندگی کرده است، و در اگر روزی 5 بار نماز خوانده باشد در کل 40 هزار بار نماز خوانده است، و هر نماز نیز چند رکعت بوده است، اما مسلمانان هنوز سر این مسئله با یکدیگر اختلاف نظر دارند که آیا دستهای محمد هنگام نماز خواندن جمع بوده است یا آویخته بوده است، آیا بر روی مهر نماز میخوانده است یا نه. و حال آنکه نماز ستون دین است، وقتی اساسی ترین مسئله و ستون یک دین اینقدر تق و لغ باشد، چه انتظاری میتوان از سایر مسائل داشت؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;شاید یکی از راهکارهایی که بتوان برای حل این مشکل از دیدگاه سکولار یافت این باشد که اسلامی را ملاک اسلام بدانیم که قرائت اکثریت اسلامگرایان کشورمان است. و آن اسلام بدون شک اسلام سنتی، یعنی همان اسلامی است که در حوزه ها و توسط آیت الله ه و حجت الاسلامها و در یک کلام آخوندها، تئوریزه، تبلیغ و پیاده میشود. اکثریت مردم همان برداشتی از اسلام را دارند که آخوندها دارند، یعنی برداشت سنتی شیعه دوازده امامی. باید توجه کرد که این انتخاب به معنی اسلام اصیل خواندن این قرائت و برداشت از اسلام نیست، بلکه به این معنی است که اگر قرار باشد اسلامی در این مملکت پیاده شود، قطعاً نظر اکثریت اسلامگرایان ملاک تعریف این اسلام خواهد بود، و آشکار است که تعداد اینگونه اسلامگرایان بسیار بسیار بیشتر از تعداد اسلامگرایانی است که اسلام سنتی را قبول ندارند و مدعی برداشتی جدید و صحیح تر از دین هستند. اگر قرار باشد اسلامی در ایران پیاده شود مطمئناً از آخوندها و آیت الله ها کسی تخصص و علم بیشتری در این زمینه نخواهد داشت و حرف آنها نهایتاً بر کرسی خواهد نشست&lt;SPAN lang=en-ca&gt; &lt;/SPAN&gt;و همین افراد خبیث و د بشر هستند که باید حکومت شیعه را بگردانند، و البته این جدا از این مسئله است که برداشت اسلامگرایان سنتی (آخوندها) از دین در واقع علی رغم بسیار ضد بشر بودن و غیر انسانی بودن آن، برداشت و قرائتی کاملاً خالصانه و علمی و بدون دخالت امیال از منابع اسلام (قرآن و حدیث) است که توسط هزاران دانشمند و محدث و فیلسوف و فقیه و مفسر تا به امروز در کلاسهای درس و مباحث و مناظرات مختلف توسعه یافته شده است و به شکل امروزی خود رسیده است، و این قرائت از اسلام واقعاً از اصالت و قدرت بسیار بسیار بیشتری نسبت به سایر قرائتهای اشخاصی که خود را &quot;روشنفکر&quot; دینی میدانند برخوردار است، و اسلامی است.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;از کسانیکه مدعی پیاده نشدن دین اسلام در طول تاریخ هستند و برداشت سنتی را قبول ندارند باید پرسید&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;، &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;اگر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اندیشه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ایست&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; 1400 &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;سال&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;وجود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دارد،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;همه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کشور&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلمان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دنیا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;طول&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مدت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;وجود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;داشته&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;همانطور&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلمانان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;معترف&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;هستند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نتیجه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خوبی نداده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;هیچ&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کدام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چنین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;جوامع&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلامی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;به&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;سعادت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نرسانده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است، و کشورهای اسلامی همه فقیر و جهان سومی و استبدادی و یکی بدبخت تر از دیگری هستند، &lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آیا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بدان معنی نیست که این اندیشه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;غیر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;قابل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اجرا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بدرد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نخور&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;! آیا نباید اندیشه ای که چنین نتایج وحشتناکی را بوجود آورده است و هرجا به قدرت رسیده است اختناق و فقر و پلیدی به بار آورده است را مضر خواند و آنرا دور انداخت؟ &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;آیا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بهتر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نیست&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دنبال&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مفاهیمی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;باشیم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;قابل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اجرا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;باشند؟ و حداقل به کرات نتایج بد ببار نیاورده باشند؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اگر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;همه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آدم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;همه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کشور&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دنیا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نتوانسته&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پیاده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کنند،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مسلماً&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دسته از اسلامگرایان نیز بر اساس قوانین احتمال ریاضی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نخواهید&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;توانست&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;! یا احتمال پیاده شدن اسلامی باب میل این افراد آنقدر کم است که در عرصه عمل این ایدئولوژی آنها کاملا مخرب و غیر مفید است.  آن اسلام خیالی که مسلمانان از آن حرف میزنند و مدعی آن هستند در واقع پیاده شدنش تلخ ترین نتایج را بوجود خواهد آورد. خودشان نیز آینرا میدانند، میگویند امام زمان با ظهور خود آنقدر آدم خواهد کشت که تا زیر لگام اسبش یا در برخی از روایات تا زیر گردن اسبش خون جمع خواهد شد! اسلامی تر شدن یک جامعه و یک حکومت یعنی چی؟ اسلامی تر شدن یعنی دست دزد را بیشتر قطع کردن، بیشتر سنگسار کردن، بیشتر حکم ارتداد را پیاده کردن، آیا مسلمانان واقعا اینقدر کودن هستند که فکر میکنند با پیاده شدن بیشتر مفاهیم دینیشان، کشور ما پیشرفت خواهند کرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;نتیجه آنکه اگر قرار باشد پیاده شدن اسلام در جامعه را بسنجیم باید اصل را برداشتی از اسلام قرار دهیم که برداشت اکثریت و معروف به برداشت سنتی از دین است، یعنی همان نظرات آیت الله های انسان ستیز و دایناسور حوزه علمیه قم. با قبول این اصل حال باید دید آیا رفتارهای جمهوری اسلامی کاملاً مبتنی بر این برداشت از دین بوده است یا نه؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;پاسخ به این سوال نه است، از نظر فقه سنتی ربا حرام است، موسیقی حرام است، زناکار را باید سنگسار کرد، دست و پای دزد را باید برید، مرتد را باید کشت، همجنسگرا را باید کشت، اما این قوانین بقدری نابخردانه و غیر انسانی هستند که به دلیل مبارزات فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی آیت الله ها هرگز نتوانسته اند آنها را به جامعه تحمیل کنند، از طرفی این قوانین بعضاً بسیار مضر هستند، اما به مرور زمان منسوخ شده و از بین خواهند رفت، لذا پیاده کردن این نوع اسلام پرداخت هزینه های زیادی را میطلبد که جامعه ایرانی حاضر به پرداخت آن نشده است، و ما باید بسیار خوشحال و مغرور باشیم که اجازه نداده ایم اسلامگرایان این قوانین وحشیانه را در کشور ما پیاده کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;اما در برخی از موارد، قوانین و اصول اسلامی نه بطور کامل بلکه بطور ضمنی پیاده شده اند، از آنجمله کشتن و ترور مخالفان اسلام است. از نظر اسلامی کسی که عمل آن غیر اسلامی باشد اما ظاهر وی اسلامی باشد و ادعای اسلامی بودن بکند اما در واقع به کفر نزدیکی بیشتری داشته باشد منافق حساب میشود، یعنی همانگونه که آخوندها سازمان مجاهدین را سازمان منافقین مینامند، سازمان مجاهدین نیز آخوند ها را منافق میداند. و این در تاریخ اسلام بسیار رایج بوده است که گروهی از مسلمانان گروه دیگر را به دلیل اختلافات ایدئولوژیک منافقین و خوارج بنامد و آنها را تار و مار کند. بعبارت دیگر دگر اندیش مسلمان در اسلام سیاسی منافق خوانده میشود. در &lt;STRONG&gt;یک مصاحبه که با آیت الله خلخالی قبل از مرگش&lt;/STRONG&gt; انجام شده است وی گفته بود،&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=justify&gt;&quot; &lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;تازه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;حاکم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شرع&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بودم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بنا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;داشتم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;با&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;منافقين&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;قاطعانه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;برخورد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کنم&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;براي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خيلي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;همکارانم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;سوال&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چگونه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اين&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;سر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;جايشان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نشاند&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;عصر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پيش&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;امام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بازگشته&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بودم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;با&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;همراهان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;همکاران&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;محافظانم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;قرار&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;منزلم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بخوريم&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;داشتيم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آمديم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;داخل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کوچه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;منزل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شيشه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ماشين&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ديدم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دوتا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بچه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پانزده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شانزده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ساله&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;گويا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مخفيانه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چيزي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;با&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;هم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;رد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بدل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کردند&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;دستور&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دادم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بگيرند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بگردندشان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ببينم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ماجرا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چيه&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;خودم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کيف&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پسره&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اين&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;روزنامه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مجاهدين&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آوردم&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;يادم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;هست&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;فاميلش&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شريعتي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خانواده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;هاي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسمي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;قم&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;همانجا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پسره&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;با&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;گلوله&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;زدم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;به&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;همراهانم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;گفتم&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اينجوري&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بايد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;با&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اين&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;جانوران&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;برخورد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کرد&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;! &quot; &lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;خلخالي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;درست&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;گفت&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; . &lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;امين&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شريعتي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پانزده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ساله&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;به&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دست&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;او&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اعدام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;انقلابي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;حالي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;به&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خانواده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اش&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;گفته&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بودند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;فلان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;روز&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;زندان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آزاد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شود&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;جنازه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نوجوان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تحويل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;خانواده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اش&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شد&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;به&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;سالي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نرسيد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مادرش&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دق&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کرد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مرد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پدرش&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;راهي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دارالمجانين&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شد&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;. &lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;آيت&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;الله&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;گويي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;با&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;لحظاتي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چنين&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;زندگي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مي&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کرد&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&quot; &lt;/STRONG&gt;&lt;A style=&quot;COLOR: rgb(59,0,202); TEXT-DECORATION: underline&quot; href=&quot;http://news.gooya.com/politics/archives/002727.php&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;منبع&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;STRONG&gt;حال این عمل آیت الله خلخالی که مشابه آن، در این حکومت بسیار اتفاق افتاده است را با آیات زیر مقایسه کنید.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT size=3&gt;سوره احزاب آیات 60 و 61&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;لَئِن لَّمْ يَنتَهِ &lt;/FONT&gt;الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا. مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر منافقان و کسانی که در دلهايشان مرضی است و آنها که در مدينه شايعه می پراکنند از کار خود باز نايستند ، تو را بر آنها مسلطمی گردانيم تااز آن پس جز اندکی با تو در شهر همسايه نباشند. اينان لعنت شدگانند هر جا يافته شوند بايد دستگير گردند و به سختی کشته شوند&lt;/U&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;در قرآن تاکید شده است که منافق را باید به سختی کشت، یعنی کشتن معمولی برای این افراد کافی نیست، بلکه باید آنها را بگونه ای سخت و درد آور کشت، آیا این کار آیت الله کاملا بر اساس تعالیم الهی اسلام نبوده است؟ آیا اگر چنین آیاتی که آنها را&lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/quran/jenayi.htm&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt; آیات جنایی قرآن&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; مینامیم، در این کتاب وجود نداشتند چنین اتفاقاتی در کشور ما می افتاد و چنین عباراتی استفاده میشد؟ اینجاست که باید دانست آخوندها از اسلام سوء استفاده نمیکنند بلکه از آن استفاده میکنند، و به نام اسلام جنایت نمیکنند بلکه جنایاتشان مبتنی بر بینش و منش اسلامی است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;مسئله اینجاست که اگر جنایتی رخ دهد باید دید که آیا این جنایت از روی انتخاب شخصی یک فرد بوده است یا جنایتی است که از یک مکتب فکری و یا روش برخورد و ایدئولوژی و دین و سازمان برخاسته است، اگر پشت جنایتی ایدئولوژی وجود داشته باشد آن جنایت یک جنایت سازمانیافته بشمار خواهد آمد، و در چنین شرایطی علاوه بر مجرم، پرواضح است که باید آن سازمان را نیز محکوم و مجازات کرد. این است که بیهوده نیست اگر بگوییم آخوندها اساساً بیگناه هستند، زیرا تمام جرائم آنها از روی اسلام، این راهنمای آدمکشی و خباثت بوده است، و لذا اگر قرار است این جنایت را محکوم کرد قبل از عاملین به این دسئور العمل ها باید خود دستور العمل یعنی اسلام را محکوم کرد، اگر خوب به تاریخ اسلام دقت کنیم و آثار و کلمات باقیمانده از پیامبر را بررسی کنیم خواهیم دید که انسانهایی همچون بن لادن، خمینی، خلخالی و باقی اسلامگرایان سنتی رفتاری کاملاً مطابق با تاریخ اسلام و رفتار پیامبر اسلام انجام داده اند، و حتی میتوان گفت رفتار آنها بسیار انسانی تر از رفتار پیامبر اسلام بوده است. به نمونه ای دیگر در این زمینه توجه کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;اعدامهای سال 1367 و قتل عام زندانیان سیاسی بدون شک از سیاه ترین برگ های تاریخ سیاسی کشور ما هستند و بدون شک این لکه ننگ بر روی چهره کثیف اسلام سیاسی برای نسلهای آینده باقی خواهد ماند. حال باید دید که آیا این اعدامها و رفتاری که با این افراد شد از روی اصول و روش اسلامی بوده است یا خیر. روش کار این بوده است که از زندانیان پرسش میشده است که ایا اسلام را قبول دارند؟ آیا نماز میخوانند، و آیا گروهک خود را محکوم میکنند یا نه؟ و بعد درصورتی که تشخیص داده میشد شخص اسلامگرا نیست یا باور به این مسائل ندارد وی را اعدام میکردند. البته این اتفاق زمانی افتاد که سازمان مجاهدین عملیات مرصاد و یا فروغ جاویدان را آغاز کرده بود، لذا اگر این افراد علاوه بر مرتد و منافق بودن محارب نیز به شمار میرفتند و حکم محارب و مرتد و منافق در اسلام کاملا مشخص است، تمام آنها را باید بی درنگ کشت، مرتد حتی نباید آفتاب روز بعد را ببیند. منافق را باید با درد کشت، به همین دلیل بوده است که تیر را به گلوی این افراد میزدند تا با زجر و شکنجه بمیرند. محارب را نیز باید کشت.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;این افراد همچنین اسیر به شمار میرفتند، حال این عمل جمهوری اسلامی را با ماجرای بنی قریظه و جنایتی که پیامبر اسلام در مورد این قبیله یهودی انجام داد مقایسه کنید. برای بحث مفصل و شرح کافی از ماجرای بنی قریظه به نوشتاری با فرنام &lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/islam/BaniQurayza/index.htm&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;در ماجرای بنی قریظه واقعا چه اتفاقی افتاد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; مراجعه کنید. بعد از خواندن این نوشتار خواهید دید که رفتار جمهوری اسلامی با این افراد بسیار انسانی تر از رفتار پیامبر با بنی قریظه بوده است، در هر دو مورد اسرای جنگی به دست اسلامگرایان افتاده بودند. رسم اسلامگرایان این است که وقتی کسی را معدوم میکنند زن و بچه او را باید بین خود بعنوان برده و کنیز تسخیر کنند و اموال وی را نیز برای خود مصادره کنند. اما میبینیم که در جمهوری اسلامی چنین اتفاقی نمی افتد، یعنی محارب را بعد از اینکه معدوم میکنند به زن و بچه اش کاری ندارند، اگر قرار بود، اسلام را واقعا پیاده کنند باید زن و بچه اش را هم میان برادران حزب اللهی تقسیم میکردند، لذا بازهم میبینیم که رفتار جمهوری اسلامی با مخالفانش بسیار انسانی تر از رفتار محمد با مخالفانش بوده است. حال آیا این قتل عام از روی اصول اسلامی و مطابق با رفتار پیامبر اسلام بوده است یا خیر؟ همچنین اگر باور ندارید این رفتارها با یکدیگر همگونی دارند و جنایات جمهوری اسلامی الگو برداری شده از جنایات پیامبر اسلام هستند، این اعتراف را از زبان خود آیت الله خمینی در برگی با فرنام &quot;&lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/audioandvideo/khomeini_bani_quraizah.htm&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;سخنان آیت الله خمینی در مورد یهود بنی قریظه&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;&quot; بشنوید که ایشان نیز کشتارهای آیت الله خلخالی را مشابه آنچه پیامبر اسلام بر سر یهود بنی قریظه آمده است میداند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;تروریسم از مسائل دیگر اسلامگرایان است، تروریسم در میان تمام طیفها و تفکرهای اسلامی وجود دارد، اساساً نمیتوان گروهی اسلامگرا را یافت که کنار یکدیگر نشسته باشند و حزبی تشکیل داده باشند یا سازمانی را تدارک دیده باشند که تروریست از آب در نیاید. در کشور ما گروه فدائیان اسلام به سرکردگی نواب صفوی یک گروه اسلامگرا و تروریست بود. حسنعلی منصور توسط یک جوان عضو این گروه که کتاب قرآن (راهنمای تروریسم) و عکس خمینی را در جیب داشت ترور شد. گروه دیگر گروه فرقان طرفدار اندیشه های شریعتی بود که گروهی تروریست از آب در آمد، و آیت الله مطهری را ترور کرد. گروه دیگر حزب الله است که ترورهای بیشماری را انجام داد و گروهی تروریست است. گروه اسلامگرای دیگر سازمان مجاهدین است که آنهم یک سازمان تروریستی است و قبل و بعد از انقلاب به ترورهای متعددی دست زد. در عرصه جهانی نیز سازمان القاعده، حزب الله لبنان، الفتح، حماس، جنبش ابوسیاف، مجاهدین چچن، همه و همه گروه های تروریستی هستند، اساساً محال است عده ای اسلامگرا دور یکدیگر جمع شوند و تروریست نباشند. حال باید دید که این گروه ها با یکدیگر چه چیز در اشتراک دارند که همگی تروریست بشمار میروند؟ آیا چیزی غیر از اسلام در میان آنها مشترک است؟ لذا باید دید که آیا پیامبر اسلام یک تروریست بوده است و این تروریسم اسلامی از روی رفتار او با دشمنانش برخاسته است یا اینکه ابداع و اختراع خود اسلامگرایان بوده است؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;برای یافتن پاسخ به این قضیه به نوشتارهای زیر مراجعه کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/islam/personal/kab.htm&quot;&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;&lt;U&gt;ترور کعب بن اشرف توسط پیامبر اسلام.&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/islam/personal/abu_afak.htm&quot;&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;&lt;U&gt;ترور ابوعفاک توسط پیامبر اسلام.&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/islam/personal/asma.htm&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;ترور عصماء بنت مروان توسط پیامبر اسلام.&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;سایر ترور ها و رفتار وحشیانه محمد رسول الله با دشمنان عقیدتی اش را در بخش &lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/islam/personal/index.htm&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;محمد و ترور دشمنان شخصی اش &lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; بیابید.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=justify&gt;حتی &lt;SPAN lang=fa&gt;دجال صفتی آیت الله خمینی ای و تغییر منش و رفتار وی از پاریس به تهران همان تغییر رفتار و خدعه محمد، که در مکه چیزی و در مدینه چیز دیگر میگفت. هردو وقتی در قدرت نبودند حرفهای انسان دوستانه میزدند اما وقتی به قدرت رسیدند دشمنان خود را از دم تیغ گذراندند. برای اطلاعات بیشتر به نوشتاری با فرنام &lt;/SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/islam/Accusations/Montazeri/genocide.htm&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;قتل عام یهودیان.- بخش چهارم مناظره آیت الله منتظری با دکتر علی سینا.&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; مراجعه کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;دزدیهایی که در جمهوری اسلامی انجام میشود مشابه همان &lt;SPAN lang=fa&gt;انفال و غارتگریهایی است که محمد از غارت و کاروان زنی بدست می آورد؟ برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به نوشتاری با فرنام &lt;/SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/islam/Accusations/Montazeri/wars.htm&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;جنگهای پیغمر- بخش دوم مناظره آیت الله منتظری با دکتر علی سینا.&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; مراجعه کنید. البته نباید منکر این قضیه شد که در این راه افراطهایی انجام گرفته است، اما بازهم باید تقصیر را گردن اسلام انداخت زیرا این اسلام است که باعث بوجود آمدن شرایطی شده است که در آن دزدها و غارتگران بر اجتماع حکومت کنند، بنابر این اسلام نه تنها بطور مستقیم بلکه بطور غیر مستقیم نیز ضربه های زیادی را بر پیکر جامعه پدید آورده و می آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;اختناق موجود در این حکومت همان اختناقی است که در زمان حکومت علی وجود داشت و سرکوبهای این حکومت همان سرکوبهایی است که در زمان حکومت علی انجام میگرفت. برای اطلاعات بیشتر در این مورد به نوشتاری با فرنام &lt;/SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/articles/pdfarticles/new_page_116.htm&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;کارنامه درخشان حضرت علی امام اول شیعیان&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;  مراجعه کنید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;آیا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;با این همه متشابهات&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;میتوان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بدون&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;استدلال&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دلیل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;گفت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آخوند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;به&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ربطی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ندارند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;یا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تنها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;یک&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;سفسطه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پایه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;برگرفته&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;احساسات و عدم واقع بینی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است؟ از کسانی که میگویند اسلام در ایران پیاده نشده است و این حکومت ربطی به اسلام ندارد باید پرسید &lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چیزی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اجرا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نشده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;! &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;آیا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شما&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ندیده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اید&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مملکت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;سنگسار&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;قصاص&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;جهاد&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; ... &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;شده&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;! &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;چه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چیزی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;از&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;مانده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دانشمندان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;علمای&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آنرا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;روی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ما&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;موشهای&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آزمایشگاهی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آزمایشگاه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;الهیشان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پیاده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آزمایش&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نکرده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;باشند؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;آیا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;هیچ&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;به&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;فکر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کرده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اید&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;با&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;پیاده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شدن&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلام&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;سراسر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;جهان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چندین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;میلیون&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;نفر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;باید&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;سنگسار&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شوند؟&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;آیا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;به&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;این&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;فکر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کرده&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اید&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;که&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;در&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; 90% &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;دانشگاه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;های&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;جهان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;باید&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بست&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;چون&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;علومشان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;یکسره&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;غیر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;الهی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;است؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;! &lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl&gt;آیا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;شما&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;میتوانید&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تصور&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کنید&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;روزی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;قاضی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;های&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;دیوان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بین&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;المللی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;لاهه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;را&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;عمامه&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بسر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;ها&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;و&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلامگرایان &lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;قضاوت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کنند&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;تا&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;بر&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;جهان&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;عدل&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;اسلامی&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;عدالت&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;کند؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; آیا این افراد نمیدانند که خفقان جوامع اسلامی ریشه در خفقان جامعه ای دارد که محمد تشکیل داده بود؟ کشتن مخالفان و تروریسم جمهوری اسلامی آیا همان خشونت و تروریسم محمد رسول الله نیست؟ باید بارها تکرار کرد که مشکل مسلمانان این است که اسلام را نمیشناسند! و الا اگر اسلام را و به ویژه قرآن را به زبان خود بخوانند و مطالعه کنند و از فیلتر عقل و خرد خود عبور دهند هرگز  ننگ مسلمان نام نهادن خویش را بر خود ارزانی نخواهند داشت!&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal align=right&gt;نتیجه آنکه &lt;SPAN lang=ar-sa&gt;آخوندها از اسلام سوء استفاده نمیکنند، بلکه از آن استفاده میکنند. آخوند خراب است چون اسلام خراب است، آخوند جنایتکار است زیرا اسلام آیین جنایت است، آخوند معلول است و اسلام علت و بجای مبارزه با معلول و رد و پای اژدها شایسته است که با علت و خود اژدها مبارزه کرد، و آن اژدهای پلید خود اسلام است، اسلام ناب محمد&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 May 2008 16:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mortad&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>mortad</dc:creator>
<guid>http://mortad.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قرآن تحریف نمیشود!</title>
<link>http://mortad.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;STRONG&gt;قرآن تحریف نمیشود!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; 
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;اسلامگرایان معمولا در این قضیه بسیار اغراق میکنند که قرآن از هرگونه تحریف شدنی در امان است. البته این قضیه چندان هم اهمیتی ندارد زیرا همین قرآن به اصطلاح تحریف نشده نیز اساساً آش دهان سوزی نیست و حاوی انواع و اقسام اشکالات و تناقضات است که در بخش &lt;/SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/quran/errors.htm&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;اشتباهات قرآن، خطاهای تازینامه &lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;به آنها پرداخته شده است.  مسلمانان معمولا کتب مسیحیان و یهودیان را محکوم به تحریف شدن میکنند و  این را نشانه برتری قرآن میدانند که خداوند آنرا از تحریف شدن حفظ میکند. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این درحالی است که تحریف نشدن قرآن ابداً اصالت و حقانیتی برای قرآن نمی آورد، زیرا اگر قرار است هرکتابی که 1400 سال تحریف نشده باشد از طرف خدا باشد، میتوان کتابهای تاریخی بسیاری را یافت که قدمتی حتی بیش از 1400 سال دارند، لذا این ادعای مسلمانان ارزش منطقی چندانی ندارد اما، &lt;SPAN lang=fa&gt;اسلامگرایان معمولا ادعا میکنند که  تفاوت میان قرآن و آنچه این کتاب را از سایر کتابها جدا میکند این است که قرآن هرگز تغییر نکرده است، حتی یک نقطه از قرآن در 1400 سال گذشته تغییر نکرده است و هیچ اختلافی نمیتوان میان قرآنهای مختلف یافت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;در این نوشتار ما به بررسی مختصر این ادعا و رد آن خواهیم پرداخت. آیا واقعا تمام قرآنهای موجود بر روی کره زمین یک شکل هستند؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;ما این ادعا را در سه قسمت بررسی خواهیم کرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;اندکی در مورد تاریخ تغییرات قرآنی توضیح خواهیم داد&lt;/SPAN&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;دو قرآن را از دو نقطه مختلف با یکدیگر مقایسه خواهیم کرد&lt;/SPAN&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;به قرآنی نگاه خواهیم افکند که نوشتارهای مختلف قرآن را در مورد هر آیه ذکر کرده است&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;ن.ج. داود مترجم عرب قرآن در مقدمه ترجمه خود از قرآن مینویسد:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;با توجه به اینکه قرآن در اصل به خط کوفی نوشته شده بود و دارای حرکت و نقطه نبود، قرائتهای مختلفی از آن توسط مسلمانان بوجود آمده است که به یک اندازه دارای ارزش و رسمیت میباشند. &lt;A href=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/safsateh49.htm#1&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;1&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;با توجه به نوشته این دانشمند دینی، نوشتارهای مختلفی از قرآن وجود دارد، اما طبیعت این نوشتارهای مختلف چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که قرآن توسط اشخاصی که &quot;قاری&quot; قرآن حساب میشوند نوشته شده است و با نام  این افراد به یادگار مانده است. قرائتهای مشهوری از قرآن در قرنهای اولیه اسلام وجود داشت. این قرائتهای مختلف قرآنی در نهایت توسط افرادی که نوشتن میدانستند بصورت نوشته در آمد، به آن افراد راوی گفته میشود که قرائتهایی از قرآن را روایت کرده اند. بنابر این در واقع هر نسخه از قرآن نقل قولی است که توسط یک راوی از یک قاری قرآن انجام گرفته است و قرآن را نمیتوان خواند مگر اینکه به یکی از راوی ها و قاری ها اعتماد کرد. و ما بر آنیم تا بدانیم چه روایت هایی از قرآن امروزه در دنیا وجود دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوشتار زیر که توسط یک مسلمان نوشته شده است این مهم را با جزئیات بیشتری شرح میدهد:&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=justify&gt;قاریان بسیاری وجود داشتند و تعداد آنها به دلیل اینکه افرادی که قرآن را حفظ کرده بودند میمردند زیاد شد و کار آنها اهمیت بیشتری یافت و به دلیل اینکه قرآن با خط بسیار ابتدایی عربی نوشته شده بود و فاقد حرکت و نقطه بود باعث شد که خواندن و درک قرآن دشوار شود، بنابر این در قرن 4 ام اسلامی تصمیم بر این گرفته شد که قرائت های مختلف قرآنی را از هفت قاری اصلی جمع آوری کنند و برای هر قاری دو راوی قرار دادند تا قرآن را با دقت و با حرکت و نقطه بنویسند. و نتیجه این کار 7 قرآن اساسی بود که هرکدام دو راوی داشت و همگی با حرکت و نقطه بود که با یکدیگر اندکی اختلاف داشتند.&lt;A href=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/safsateh49.htm#2&quot;&gt;&lt;SPAN lang=en-us&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt; 2&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=justify&gt;این کار در سال 322 هجری قمری توسط خلیفه المقتدر سازماندهی شد و بالاخره انجام گرفت. دکتر شجاع الدین شفا در کتاب پس از 1400 سال برگ 101 مینویسد:&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=justify&gt;در قرن چهارم هجری ابن مجاهد، یکی از فقهای بزرگ بقداد، به اتکاء حدیثی از پیامبر نظر داد که قرآن در هفت قرائت وحی شده است و هرچه جز آن باشد مخدوش است، و این نظر مورد تایید دستگاه خلافت نیز قرار گرفت. بدین ترتیب هفت قرائت مختلف از قرآن که هرکدام از آنها به یکی از فقهای بزرگ قرون اول و دوم هجری در شهرهای مهم جهان اسلام ارتباط داده میشد در سال 322 هجری توسط خلیفه المقتدر به رسمیت شناخته شد. بعد از آن در دو مرحله متوالی سه و چهار قرائت دیگر بر آن ها اضافه شد، بطوریکه سر انجام شمار قرائت های مجاز قرآن به چهارده رسید (که حافظ ما در غزلی که انتاب آن بدو مورد تردید است، مدعی از برداتن همه آنها است). متن قرائتی برگزیده جامع (دانشگاه) الازهر که چاپ مصر رایج قرآن در جهان امروز بر اساس آن صورت گرفته است، منسوب به فقیهی بنام عاصم بن ابی النجود است. که در سال 127 هجری در کوفه درگذشته است.&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;این قرائتهای رسمی از این قرارند.&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=justify&gt;نافع، از مدینه سال 169&lt;SPAN lang=en-us&gt;/785&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;- &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Times New Roman&quot;&gt;ابوعبدالله نافع بن ابي نعيم مدني‌، مُكنَّي به «ابي رويم‌» مي‌باشد. نافع اصلاً از اصفهان بود و در مدينه مي‌زيست و در همانجا (به سال 176 يا 169) درگذشت‌، يادآوري كرده‌اند كه وي قرآن را نزد ابوميمونه، «مولي ام سلمه‌»، همسر رسول خدا (ص‌) قرائت نموده است‌. روايان وي عبارتند از: ورش و قالون‌. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ابن کثیر، از مکه سال 119&lt;SPAN lang=en-us&gt;/737&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt; - &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Times New Roman&quot;&gt;(عبدالله بن كثير مكي‌) از ايرانياني بود كه كسراي ايران او را با كشتي‌هايي كه به يمن فرستاده بود براي فتح حبشه گسيل داشت‌. ابن كثير مردي فصيح و بليغ‌... بود. و از جمع صحابه عبدالله زبير و انس‌بن‌مالك را درك كرده‌ بود. روايان وي عبارتند از: بُزِي‌ّ و قٌنبل‌. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ابو عمرو الاعلی، از دمشق سال 153&lt;SPAN lang=en-us&gt;/770&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt; - &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Times New Roman&quot;&gt;ابوعمروبن علاء بصري&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Times New Roman&quot;&gt;وي  اهل  ايران بوده است و در ميان قرّأ سبعه از لحاظ كثرت اساتيد و شيوخ قرائت‌، كسي به پاية او نمي‌رسد، و قرآن را در مناطق مختلفي مانند مكه و مدينه و بصره و كوفه بر استادان زيادي قرائت كرد. سيدحسن صدر، ابي‌عمرو را شيعي مي‌داند. راويان قرائت وي عبارتند از: دوري و سوسي (وي ايراني و اهل شوش بوده است‌).&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ابن عامر، از بصره سال 118&lt;SPAN lang=en-us&gt;/736&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt; - &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Times New Roman&quot;&gt;وي در زمان عمربن عبدالعزيز و قبل و بعد از آن‌، امام مسجد دمشق (جامع اموي‌) و قاضي و پيشواي آن ديار بوده واز معمّرترين قرّأ سبعه به شمار مي‌رود. ابن عامر بنا به قول صحيح به سال 118 هجري قمري در نود و نه سالگي از دنيا رفت‌. راويان قرائت ابن عامر عبارتند از: هشام و ابن ذكوان‌.&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حمزه، از کوفه سال 156&lt;SPAN lang=en-us&gt;/772&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt; - &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Times New Roman&quot;&gt;حمزة‌بن‌حبيب زيّات كوفي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Times New Roman&quot;&gt;حمزه اصلاً ايراني است و زمان صحابه را درك كرده است و شايد برخي از آنها را ديده باشد. حمزه نيز مانند عاصم شيعي است و قرآن را بر امام صادق (ع‌) خوانده است‌. شيخ طوسي نيز حمزه را از اصحاب امام صادق (ع‌) معرفي كرده‌است. در وجه ملقب شدن حمزه به «زيّات‌» مي‌نويسند كه وي با آوردن روغن از كوفه به حلوان و آوردن پنير و گردو از حلوان به كوفه امرار معاش مي‌كرد .( زيت نيز به معني روغن و زيّات روغن فروش است‌.)&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;الکسائی، از کوفه سال 189&lt;SPAN lang=en-us&gt;/804&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt; - &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Times New Roman&quot;&gt;وي از مردم سرزمين ايران بوده است و گويند در ميهن خود در «طوس‌» يا «ري‌» وفات كرد. وي قرائت را چهار بار از حمزه اخذ كرد، به طوري كه مي‌توان به قرائت او اعتماد نمود. كتاب‌ها و آثار زيادي به كسائي منسوب است‌. راويان وي عبارتند از: حفص دوري و ابوالحارث‌.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ابوبکر عاصم، از کوفه سال 158&lt;SPAN lang=en-us&gt;/778&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt; - &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Times New Roman&quot;&gt;عاصم بن ابي النجود كوفي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Times New Roman&quot;&gt;از مردم كوفه است‌، عاصم از قرّأ هفتگانه و شيعي است و قرآن را بر ابي عبدالرحمن عبدالله‌بن‌حبيب سلمي شيعي ـ كه از ياران اميرالمؤمنين علي (ع‌) بود... قرائت كرد. عاصم با يك واسطه راوي قرائت اميرالمؤمنين (ع‌) است‌. به همين جهت گفته‌اند فصيح‌ترين قراآت‌، قرائت عاصم مي‌باشد، زيرا وي قرئت اصيل آورده است‌. خوانساري در كتاب روضات الجنان در شرح احوال عاصم مي‌نويسد: &quot;وي پارساترين و پرهيزگارترين قرّأ، و رأي او درست‌ترين آرأ در قرائت به شمار مي‌رود&quot;. قاطبة ي دانشمندان شيعي‌، قرائت عاصم را فصيح‌ترين قراآت دانسته‌اند. روايان وي عبارتند از: حفص و ابوبكر عياش‌. اطلاعات مربوط به قراء سبعه از &lt;A href=&quot;http://www.tehrantabligh.ir/html/darQuran/16.html&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;اینجا&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; گرفته شده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt; &lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در حقیقت قرائتهای بیشتری از قرآن در دنیا موجود میباشد، جدول زیر، لیستی از قرآنهای مورد استفاده در کشورهای مختلف دنیا، راوی و قاری آنها و منطقه ای که این قرآنها درآنجا وجود دارند نشان میدهد.&lt;/P&gt;
&lt;CENTER&gt;
&lt;DIV align=center&gt;  
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;TABLE id=table28 cellSpacing=3 cellPadding=3 width=&quot;97%&quot; border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TH width=&quot;33%&quot;&gt;قاری&lt;/TH&gt;
&lt;TH width=&quot;33%&quot;&gt;راوی&lt;/TH&gt;
&lt;TH&gt; &lt;/TH&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TH colSpan=3&gt; &lt;/TH&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;نافع&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=71 alt=&quot;The Qur&apos;an according 
to the Warsh transmission&quot; hspace=10 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh.jpg&quot; width=50 align=middle border=0&gt;ورش &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;الجزایر، مراکش، قسمتهایی از تونس، غرب آفریقا و سودان&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=75 alt=&quot;The Qur&apos;an according 
to the Qalun transmission&quot; hspace=10 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/qalun50.jpg&quot; width=50 align=middle border=0&gt;قالون &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;لیبی، تونس و قسمتهایی از قطر&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;ابن کثیر&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;البیزی&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;قنبل&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;ابو عمرو الاعلی&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=63 alt=&quot;The Qur&apos;an according 
to the al-Duri transmission&quot; hspace=10 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/duri50.jpg&quot; width=50 align=middle border=0&gt;الدوری&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;قسمتهایی از سودان و غرب آفریقا&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;السوسی&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;ابن عامر&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;هشام&lt;/TD&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;قسمتهایی از یمن&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;ابن ذكوان &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;حمزه&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;خلف&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;خالد&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;الکسائی&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;الدوری&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;ابی حارث&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;ابوبکر عاصم&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=70 alt=&quot;The Qur&apos;an according 
to the Hafs transmission&quot; hspace=10 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs.jpg&quot; width=50 align=middle border=0&gt;حفص &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;تمام کشورهای اسلامی&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;ابن وردان&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TH colSpan=3&gt;&quot;قرآنهای سه گانه&quot;&lt;/TH&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;ابوجعفر&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;ابن وردان&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;ابن جماز&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;یعقوب الهاشمی&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;رویس &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;روح&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;خلیف البزار&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;المروزی&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;ادریس الحداد&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TH colSpan=3&gt;&quot;قرآنهای چهارگانه گانه&quot;&lt;/TH&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;ابن محسن&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;ابن شنبوز&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;البیزی&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;الیزیدی&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;احد بن فرح&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;سلیمان بن الحکم&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;الحسن البصری&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;ابو نعیم البلخی&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;الدوری&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD rowSpan=2&gt;الاعمش&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;امتودی&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;الشنبیزی الشتاوی&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD colSpan=3 rowSpan=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;قرائتهای بیشتری از این قرائتها نیز وجود دارد، اما این قرائتها رسمی ترین آنها حساب میشوند، اطلاعات مربوط به ناحیه استفاده شدن این قرآنها از ابو عمار یاسر قاضی نقل شده است. &lt;A href=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/safsateh49.htm#3&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;3&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/CENTER&gt;
&lt;P&gt;جدول بالا به این معنی است که قرآن از نسخه های روایت شده مختلفی بجای مانده است، تمامی این نسخه ها امروز چاپ و استفاده نمیشوند اما بسیاری از آنها همچنان چاپ میشوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; گفتنی است بسیاری از اشخاص از این طبقه بندی اطلاع ندارند و چون برای اولین بار با آن روبرو میشوند در صحت آن شک میکنند، این افراد کافی است شناسنامه قرآنی که خود استفاده میکنند نگاه کنند تا متوجه شوند که چه قرائت و چه روایتی است، تصویر زیر، شناسنامه قرآنی است که نگارنده این نوشتار از آن استفاده میکند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=851 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/quran_backpage.GIF&quot; width=443 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اکنون به تفاوتهای میان دو قرآن که از دو روایت مختلف از دو جای مختلف نوشته شده است، میپردازیم و خواهیم دید که آیا این دو قرآن که در دو جای مختلف دنیا چاپ میشوند بایکدیگر برابر هستند یا نه. قرآن سمت راست قرآنی است که بر اساس روایت حفص از قرائت ابوبکر عاصم نوشته شده است و در تمام کشورهای اسلامی استفاده میشود و معمولا بعنوان قرآن اصلی از آن یاد میشود و قرآن سمت چپ قرآنی است که بر اساس روایت ورش از قرائت نافع نوشته شده است، قرآن روایت ورش بیشتر در شمال آفریقا استفاده میشود.&lt;/P&gt;
&lt;CENTER&gt;
&lt;DIV align=center&gt;
&lt;TABLE id=table29 cellSpacing=3 cellPadding=3 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=202 alt=&quot;The Qur&apos;an according 
to the Hafs transmission&quot; hspace=10 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs.jpg&quot; width=145 border=0&gt; &lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top colSpan=3 rowSpan=3&gt;وقتی قرآنها را باهم مقایسه میکنیم، در میابیم که با هم از شش جنبه در تفاوت هستند. 
&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;تفاوت املائی 
&lt;LI&gt;تفاوت میان حرکت ها 
&lt;LI&gt;تبدیل شدن کلمه به کلمات مشابه 
&lt;LI&gt;تفاوت میان نقطه ها (اعراب) 
&lt;LI&gt;اضافه و یا حذف شدن کلمات 
&lt;LI&gt;تغییر جایگاه یک کلمه&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=206 alt=&quot;The Qur&apos;an according 
to the Warsh transmission&quot; hspace=10 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh.jpg&quot; width=145 border=0&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/CENTER&gt;
&lt;P align=justify&gt;حال بیایید به گوشه هایی از این تفاوتها نگاه کنیم. مثالهای زیر از کلمات مشابه از یک سوره از این دو کتاب آورده شده است، اما شماره آیات در قرآنها بایکدیگر برابر نیست و قرآنهای مختلف شماره آیات مختلفی دارند. بنابر این مثلا آیه 132 سوره بقره در روایت حفص از عاصم برابر است با آیه 131 سوره بقره در قرآن ورش.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;تفاوت میان حروف:&lt;/B&gt; تفاوتهایی از لحاظ تحریری در نوشتن الفبای عربی در میان این قرآنها موجود است و این عثمانی ها بودند که روی طریقه نگارش قرآن کار کردند و استاندارن و مبنایی برای آن بوجود آوردند.&lt;/P&gt;
&lt;TABLE id=table30 cellSpacing=4 cellPadding=4 width=&quot;100%&quot; align=DEFAULT border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;B&gt;قرآنی که بر اساس روایت امام حفص نوشته شده است&lt;/B&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;B&gt;قرآنی که بر اساس روایت امام ورش نوشته شده است&lt;/B&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=85 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs_1.gif&quot; width=139 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره بقره آیه 132&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=80 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh_1.gif&quot; width=92 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره بقره آیه 131&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=80 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs_11.gif&quot; width=141 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره شمس آیه 15&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=80 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh_11.gif&quot; width=161 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره شمس آیه 15&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=82 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs_2.gif&quot; width=101 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره بقره آیه 132  &lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=86 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh_2.gif&quot; width=74 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره بقره آیه 131&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=90 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs_3.gif&quot; width=195 border=0&gt;&lt;BR&gt; سوره آل عمران آیه 133&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=88 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh_3.gif&quot; width=117 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره آل عمران آیه 133&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=90 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs_4.gif&quot; width=92 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره مائده آیه 54&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=90 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh_4.gif&quot; width=98 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره مائده آیه 56&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;مثالهای بالا تفاوتهای میان حروف را در این دو قرآن نشان میدهند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;تفاوت میان حرکت ها&lt;/B&gt;:همانگونه که گفته شد هنگامی که قرآن نگاشته میشد در آن نقطه و حرکتی وجود نداشت، و این طبیعی است که در قرآنهای موجود در دنیا تفاوتهایی نیز میان نقطه های استفاده شده در قرآن وجود داشته باشد. نقطه در نگارش عربی نقش بسیار مهمی دارد و تفاوت میان نقطه ها بطور کلی معنی جمله را عوض میکند. در قرآنی که نقطه نداشته باشد تمامی حروف  &lt;I&gt;&lt;IMG height=25 hspace=5 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/baa.gif&quot; width=25 align=absBottom border=0&gt;ب ، &lt;IMG height=25 hspace=5 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/taa.gif&quot; width=25 align=absBottom border=0&gt; ت، &lt;IMG height=25 hspace=5 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/thaa.gif&quot; width=25 align=absBottom border=0&gt; ث، &lt;IMG height=25 hspace=5 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/nuun.gif&quot; width=25 align=absBottom border=0&gt;ن و &lt;IMG height=25 hspace=5 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/yaa.gif&quot; width=25 align=absBottom border=0&gt; ی &lt;/I&gt;به شکل&lt;IMG height=25 hspace=5 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/root.gif&quot; width=25 align=absBottom border=0&gt; نوشته شده اند. لازم به ذکر نیست که حروف دیگری همچون &lt;SPAN lang=en-us&gt;[&lt;/SPAN&gt;ص ض ط ظ ز ر ذ د س ش ع غ ف ق&lt;SPAN lang=en-us&gt;]&lt;/SPAN&gt; نیز در نگارش بدون نقطه عربی کاملا مانند هم نوشته میشوند. جالب است که بر خلاف دروغی که مسلمانان میگویند اولین بار عثمانی ها به قرآن نقطه را اضافه کردند نه حضرت علی(!). قرآنی که منسوب به امام حسن است و در موزه آستان قدس رضوی نگهداری میشود هیچ نقطه و حرکتی ندارد. قرآن را تا پیش از زمان عثمانی میشد به چندین روش خواند و از راویان مختلف قرآن که قرآن را حفظ کرده بودند می آموختند که باید یک آیه را چگونه بخوانند. قرآنهایی که ما آنها را بررسی میکنیم هرکدام دارای سبک خواندن خود نیز هستند و آنها را به انواع مختلفی قرائت میکنند. در مثالهای زیر مشاهده میشود که در محل قرارگرفتن نقطه ها در قرآن نیز بین قرآنهای موجود اختلاف بسیار است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;TABLE id=table31 width=&quot;100%&quot; align=DEFAULT border=2&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;B&gt;قرآنی که بر اساس روایت امام حفص نوشته شده است&lt;/B&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;B&gt;قرآنی که بر اساس روایت امام ورش نوشته شده است&lt;/B&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=80 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs_5.gif&quot; width=119 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره بقره آیه 140&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=95 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh_5.gif&quot; width=107 border=0&gt;&lt;BR&gt; سوره بقره آیه 139 &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=70 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs_6.gif&quot; width=158 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره آل عمران آیه 81 &lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=90 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh_6.gif&quot; width=117 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره آل عمران آیه  80 &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=80 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs_7.gif&quot; width=155 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره بقره آیه 259&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=90 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh_7.gif&quot; width=106 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره بقره آیه 258&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;از مثالهای بالا نتیجه گرفته میشود که مردم در جاهای مختلف حتی قرآنها را یک شکل نیز نمیخوانند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;تفاوت میان حرکت ها&lt;/B&gt;: مثالهای زیر از این دو قرآن نشان میدهد که آنها در حرکات خود نیز با یکدیگر برابر نیستند و تفاوت در میانشان وجود دارد. حکومت عثمانی بر روی این ضعف از قرآنهای پیش از خود نیز کار کرد و آنرا بصورت استاندارد در آورد.&lt;/P&gt;
&lt;TABLE id=table32 width=&quot;100%&quot; align=DEFAULT border=2&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle height=49&gt;&lt;B&gt;قرآنی که بر اساس روایت امام حفص نوشته شده است&lt;/B&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle height=49&gt;&lt;B&gt;قرآنی که بر اساس روایت امام ورش نوشته شده است&lt;/B&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=80 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs_8.gif&quot; width=87 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره بقره آیه 214 &lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=90 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh_8.gif&quot; width=80 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره بقره آیه 212 &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=90 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs_9.gif&quot; width=175 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره بقره آیه 10&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=95 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh_9.gif&quot; width=127 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره بقره آیه 9&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=90 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs_10.gif&quot; width=260 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره بقره آیه 184&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=100 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh_10.gif&quot; width=202 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره بقره آیه 183&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=85 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/hafs_12.gif&quot; width=155 border=0&gt;&lt;BR&gt;سوره قصص آیه 48&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG height=90 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/warsh_12.gif&quot; width=121 border=0&gt;&lt;BR&gt;48 سوره قصص آیه 48&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P align=justify&gt;البته بسیاری از محققین اسلامی معتقدند علی رغم تفاوتهای بسیاری که میان روایات قرآنی بویژه روایت حفص و ورش وجود دارد، هیچکدام از آنها تاثیر چندانی بر معنی قرآن ندارند، و روی تفکرات اسلامی تغییرات چندانی نمیدهند. بررسی این ادعا بطور مفصل و دقیق در حوصله این نوشتار نیست، اما این تفاوتها ادعای قابل تحریف نبودن قرآن را حداقل از یک ادعای منطقی و دقیق به یک ادعای احساسی و غیر محکم همچون سایر ادعاهای دینی تبدیل میکند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بررسی تفاوتهای میان تمامی نسخه های مختلف قرآن کار دشواری است اما کتابی که در اینجا معرفی میشود، اختلافات میان ده قرائت رسمی پذیرفته شده قرآن را با یکدیگر در مورد هر آیه بررسی میکند. و این کتاب ادعای &quot;مهم نبودن تفاوتهای میان نسخه های مختلف قرآنی&quot; را زیر سوال میبرد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=525 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/10cover.jpg&quot; width=350&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;B&gt;آسان کردن خواندن آنچه نازل شده است.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در این کتاب محمد فهد خرم ده نسخه از نسخه های مختلف که نام آنها را ذکر کردیم جمع آوری کرده است و آنها را در حاشیه هر صفحه که حاوی قرآن نسخه حفص است آورده است. البته نسخه های دیگری نیز وجود داشته است که وی آنها را جمع آوری نکرده است. همانطور که اسم کتاب میگوید، این کتاب بررسی آنچه از قرآن بر جای مانده را آسان میکند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در پایین یک برگ از این کتاب بصورت تصادفی انتخاب شده است، برگ زیر سوره بقره آیات 270 تا 274 را نشان میدهد، و در حاشیه اختلافاتی که میان نسخه های مختلف قرآن وجود دارد آورده شده است. بطور کلی میتوان ادعا کرد حد اقل در دو سوم آیات قرآنی نوعی از اختلافات یاد شده وجود دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=712 src=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/fallacy/images/10page.jpg&quot; width=500 border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;در اینجا نیز شایسته است مثالهایی دیگر از تفاوتهای میان قرآنهای موجود بیاوریم.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;&lt;B&gt;مثال نخست&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;: سوره مريم 19 آیه 19&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;?XML:NAMESPACE PREFIX = O /&gt;&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت حفص&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{قال أنما أنا رسول ربك إليك &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;لأهب&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; لك غلاماً زكياً}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;واضح منها بأن جبريل (رسول ربك) سيهب مريم غلاماً زكياً.&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت نافع، أبو عمرو، قالون، ورش&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{قال أنما أنا رسول ربك إليك &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;ليهب&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; لك غلاماً زكياً}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;الأختلاف هنا يرينا بأن الهبة ليست من جبريل بل من الله.&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;البحر المحيط، الكشاف&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{قال أنما أنا رسول ربك إليك &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;أمرني أن أهب&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; لك غلاماً زكياً}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;في هذه القرائت جبريل يوضح بأن الله أمره بأن يهب مريم غلام.&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;&lt;B&gt;مثال دوم &lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;: سوره مريم 19 آیه 25&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت حفص&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{وهزي إليك بجزع النخلة &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تُساقط&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; عليك رطباً جنيا}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت حمزة، الأعمش&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{وهزي إليك بجزع النخلة &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تَسَاقط&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; عليك رطباً جنيا}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت عاصم، الكسائي، الأعمش&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{وهزي إليك بجزع النخلة &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;يسّاقط&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; عليك رطباً جنيا}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت أبو ناهيك، أبو حي&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{وهزي إليك بجزع النخلة &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تسقط&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; عليك رطباً جنيا}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;كتاب الأعراب للنحاس&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{وهزي إليك بجزع النخلة &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;نٌساقِط&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; عليك رطباً جنيا}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت مسروق&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{وهزي إليك بجزع النخلة &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;يُساقِط&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; عليك رطباً جنيا}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت أبو حي&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{وهزي إليك بجزع النخلة &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تَسقُط&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; عليك رطباً جنيا}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت أبو حي&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{وهزي إليك بجزع النخلة &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;يَسقُط&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; عليك رطباً جنيا}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت أبو حي&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{وهزي إليك بجزع النخلة &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;تتساقط&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; عليك رطباً جنيا}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت أبو الأسمال&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{وهزي إليك بجزع النخلة &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;يُسقط&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; عليك رطباً جنيا}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;&lt;B&gt;مثال سوم&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;: سوره مريم 19 آیه 26&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت حفص&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{فكلي وأشربي وقري عينا فما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;صوماً&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; فلن أكلم اليوم أنسياً}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت زيد بن علي&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{فكلي وأشربي وقري عينا فما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;صياماً&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; فلن أكلم اليوم أنسياً}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت عبد الله بن مسعود، أنس بن مالك&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{فكلي وأشربي وقري عينا فما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;صمتاً&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; فلن أكلم اليوم أنسياً}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت أبي بن كعب، أنس بن مالك&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{فكلي وأشربي وقري عينا فما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن&lt;FONT color=#ff0000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;صوماً صمتاً&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; فلن أكلم اليوم أنسياً}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;قرائت أنس بن مالك&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;{فكلي وأشربي وقري عينا فما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;صوماً وصمتاً&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; &lt;/FONT&gt;فلن أكلم اليوم أنسياً}&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;برای تکمیل رد ادعای تحریف ناپذیر بودن قرآن، تارنمای زندیق نسخه ای از یکی از روایات قرآن را که اختلافات فراوان با قرآن موجود در اکثر کشورهای اسلامی دارد در بخش &quot;&lt;A href=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/quran/corruption/index.htm&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;&lt;B&gt;اسناد تعدد نسخ قرآنی و تحریف قرآن&lt;/B&gt;&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; با مشخص کردن کلماتی که با یکدیگر در این دو قرآن اختلاف دارند قرار داده است.&lt;/P&gt;
&lt;TABLE id=table33 dir=ltr cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top&gt;&lt;BR&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P align=right&gt;آیا وجود این اختلافات میان نسخه های مختلف قرآن، و تاریخی که قرآن دارد نمیتواند بهترین دلیل برای نامفهوم و گنگ بودن آن باشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بسیاری از اطلاعات ذکر شده در این صفحه از دو مقاله &lt;A href=&quot;http://answering-islam.org/Green/seven.htm&quot;&gt;&lt;FONT color=#dc8500&gt;http://answering-islam.org/Green/seven.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; و&lt;FONT color=#0081bf&gt;&lt;U&gt; &lt;A href=&quot;http://www.exmuslim.com/khaled/aquran.htm&quot;&gt;&lt;FONT color=#dc8500&gt;http://www.exmuslim.com/khaled/aquran.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;گرفته شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ترجمه و تحقیق: آرش بیخدا&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://www.zandiq.com/farsi/people/pages/arash_bikhoda.htm&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#0081bf&gt;نوشتارهای بیشتر از همین نویسنده...&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A name=1&gt;&lt;FONT color=#dc8500 size=2&gt;1&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt;) (N.J. Dawood, &lt;I&gt;The Koran&lt;/I&gt;, Middlesex, England: Penguin Books, 1983, p. 10, bold added) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=en-us&gt;&lt;A name=2&gt;&lt;FONT color=#dc8500 size=2&gt;2&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt;)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;Cyril Glass? &lt;I&gt;The Concise Encyclopedia of Islam&lt;/I&gt;, San Francisco: Harper &amp; Row, 1989, p. 324, bold added) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A name=3&gt;&lt;FONT color=#dc8500 size=2&gt;3&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt;)&lt;I&gt;An Introduction to the Sciences of the Qur&apos;aan&lt;/I&gt;, United Kingdom: Al-Hidaayah, 1999, p. 199&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 May 2008 00:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mortad&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>mortad</dc:creator>
<guid>http://mortad.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواندن اين كتاب واجب است٠ </title>
<link>http://mortad.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;P class=bodytext author=&quot;masharya&quot; author_possessive=&quot;masharya&apos;s&quot;&gt;علی دشتی در سال ١٢٧٧ خورشيدی ( ١٨٩٨ ميلادی) دو سال پس از ترور ناصرالدين شاه در دشتستان، در نزديکی&lt;BR&gt;ساحل خليج فارس در ناحيه ای دورافتاده بين بندر ديلم و بوشهر به دنيا آمد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=bodytext author=&quot;masharya&quot; author_possessive=&quot;masharya&apos;s&quot;&gt;&quot;همه می دانند که در کيش شيعه حکومت حقِ امام است . جز او هر کس ديگری به حکومت برخيزد غاصب و جائر و فاجر است و پيروان او همه گناهکارند . در زمان امام جعفر صادق، بنيادگزار اين کيش و جانشينان او، خلفايی که می بودند شيعيان آنان را غاصب می شناختند و فرمانبرد اری از آنان را به خود بايا [لازم و ضرور] نمی شماردند... سپس که روزگار گذشته و داستان امام ناپيدا آمده، که در اينجا نيازی به سخن از آن نمی باشد . باور شيعيان اين بوده که در نبودن آن امام حکومت حق علماست . علما جانشينان آن امامند . در نتيجه اين باور است که شيعيان هميشه، چه به خلفای اسلامی که در بغداد يا مصر يا در استانبول می بوده اند و چه به پادشاهان ديگری که در کشورهای اسلامی برميخاسته اند، با ديده دشمنی نگريسته آنان را جز غاصب و جائر نمی شناخته اند.&lt;BR&gt;در خود ايران هميشه اين گفتگو در ميان می بوده که شاهان غاصبند، ماليات دادن به آنها حرام است، به سربازی رفتن حرام است ... اينها چيزهاييست که در خور گفتگو نيست . گفتگو در آن است که ايرانيان که از زمان صفوی کيش شيعی را پذيرفته بودند و اين کشور يکی از کانونهای بزرگ شيعيگری به شمار می رفت و اکنون هم می رود، در چهل سال پيش، کسانی از همان علما و ديگران به جنبش برخاستند و پس از کشاکشها و خونريزيها حکومت مشروطه يا دموکراسی را از توده های اروپايی فراگرفته در اين کشور روان گردانيدند که اکنون هم روان است.&lt;/P&gt;
&lt;P class=bodytext author=&quot;masharya&quot; author_possessive=&quot;masharya&apos;s&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;پيداست که آنچه انديشه مشروطه خواهی را در ايران پديد آورد، آن بود که کيش شيعی و دستورهای آن نمی توانست کشور را به راه برد، وگرنه چه نياز به مشروطه بودی؟ ! چرا بايستی علما پيش افتند و مشروطه خواهند؟ ! چرا بايستی فقه جعفری را کنار گزارند و قانونها از فرانسه و انگليس آورند؟&lt;/STRONG&gt;! (احمد كسروى) 1&lt;/P&gt;
&lt;P class=bodytext author=&quot;masharya&quot; author_possessive=&quot;masharya&apos;s&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=bodytext align=left author=&quot;masharya&quot; author_possessive=&quot;masharya&apos;s&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://masharya.multiply.com/journal/item/4&quot;&gt;http://masharya.multiply.com/journal/item/4&lt;/A&gt; &lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://masharya.multiply.com/journal/item/5&quot;&gt;http://masharya.multiply.com/journal/item/5&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 May 2008 15:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mortad&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>mortad</dc:creator>
<guid>http://mortad.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> مناظره میان آیت الله العظمی منتظری و دکترعلی  سینا سن پایین عایشه</title>
<link>http://mortad.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;STRONG&gt;سن پایین عایشه.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; 
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;B&gt;ترجمه مناظره میان آیت الله العظمی منتظری و دکترعلی  سینا. قسمت نخست.&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;دکتر علی سینا یک ایرانیار، خردگرا، آزاد اندیش و بنیانگذار &lt;SPAN&gt;تارنمای&lt;/SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://www.faithfreedom.org/&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt; آزادی ایمان&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN lang=en-us&gt; &lt;/SPAN&gt;است که از بهترین تارنماهای مرجع اطلاعاتی در مورد اسلام بشمار میرود،  وی مناظره زیر را با آیت الله منتظری از مراجع تقلید شیعه و علمای عظام اسلام بصورت کتبی انجام داده است. برای اطلاعات بیشتر در مورد این مناظره به برگ &quot;&lt;A href=&quot;http://zandiq.com/farsi/islam/Accusations/Montazeri/index.htm&quot;&gt;مناظره های دکتر علی سینا با آیت الله منتظری&lt;/A&gt;&quot; مراجعه کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;&lt;B&gt;دکتر علی سینا&lt;/B&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;محمد وقتی عایشه 6 سال سن داشت با وی ازدواج کرد و وقتی وی به سن 9 سالگی رسید با او همبستر شد. چطور یک شخص 54 ساله که خود را پیامبر خدا میخواند میتواند نسبت به دختری 9 ساله احساسات جنسی داشته باشد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&lt;B&gt;1- &lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&lt;B&gt;آیت الله منتظری&lt;/B&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;سنت ازدواج در آن روزگار بر اساس آداب و سنتهای قبیله ای بود، انگیزه از ازدواج بیش از هرچیز تحکیم دوستی با پدر عروس بوده است، بنابر این ازدواج پیامبر با عایشه یک حرکت سیاسی بوده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;B&gt;دکتر علی سینا&lt;/B&gt;:&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;این به هیچ عنوان بهانه خوبی برای ازدواج با یک دختر بچه کم سن نیست. اشکالی که ما به محمد وارد میکنیم این نیست که چرا با دختر ابوبکر ازدواج کرده است، بلکه اشکال در کم سن بودن عایشه است. برای یک پیامبر خدا هرگز شایسته نیست که نسبت به یک دختر کوچک احساسات جنسی داشته باشد، و این بسیار غیر معقول است که بر اساس این احساسات عمل کرده باشد. امروزه اگر یک مرد 54 ساله با یک دختر 9 ساله تماس جنسی داشته باشد، او را بعنوان یک بیمار پدوفیل (بچه باز) به زندان می اندازند، چرا پیامبر اسلام باید بخشیده شود؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&quot;بیماری پدوفیلیا شامل تحریک شدن مکرر جنسی و یا احساس نیاز و هوس کردن و بر انگیخته شدن احساسات جنسی در قبال کودک و یا کودکان است. بیمار پدوفیل باید بیش از 16 سال سن داشته باشد و تحریک جنسی باید مربوط به کودک 13 یا کم سن و سال تر باشد. اختلاف سنی بین بیمار و شخص محرک باید حداقل 5 سال باشد.&quot; مترجم&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt; منبع &lt;A href=&quot;http://www.umkc.edu/sites/hsw/issues/pedophil.html&quot;&gt;+&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&lt;B&gt;2- آیت الله منتظری&lt;/B&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;پیامبر در سن 25 سالگی با خدیجه 40 ساله ازدواج کرده است، و پیامبر تا زمانی که خدیجه زنده بود با هیچ زن دیگری ازدواج نکرد. اگر پیامبر اسلام انسان شهوت رانی بود، با زنی پیر تر از خود ازدواج نمیکرد و تا زمان مرگ وی به او وفادار نمی ماند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;دکتر علی سینا:&lt;/SPAN&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;خدیجه زنی ثروتمند بود و محمد مستخدم فقیر وی بود. ازدواج با یک زن ثروتمند برای محمد خیزشی در پلکان موقعیت اجتماعیش بود. در آن دوران محمد یک پسر یتیم و جاه طلب بود. چون مرد فقیر و جوانی بود، هیچ کس به او توجهی نمیکرد. خدیجه برای محمد یک لطف بزرگ بود. او برای محمد آرامش خاطر و رفاه مالی را به ارمغان آورد. حال محمد میتوانست در انزوا به غار خود برود و تخیلات خود را به پرواز در بیاورد، با اجنه دیدار کند، با شیطان بجنگد، با جبرئیل و سایر مخلوقاتی که فکر سستش را شکار کرده بودند محاوره کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;دلیل  اینکه محمد به خدیجه وفادار ماند، نجابت محمد نبود، بلکه به این دلیل بود که خدیجه زنی قدرتمند بود و هرگز چیزی غیر از این را از طرف محمد تحمل نمیکرد. در آن دوران محمد طرفداری نداشت و ممکن بود با رنجاندن زن پولدارش همه چیز را از دست بدهد و بطور کامل نابود شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;اگرچه وی بعد ها رنگ واقعی اش را نشان داد و وقتی به قدرت رسید در واقع هیچ چیز نمیتوانست اورا از آنچه بدان میل داشت بازدارد. آنوقت بود که تمام هنجارهای نجابت را به اذن الله اش شکست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&lt;B&gt;3- آیت الله منتظری&lt;/B&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;قصد پیامبر از ازدواج با زنان بیوه متعدد، جدا از مصلحت های سیاسی و اجتماعی، تقویت موقعیت و جایگاه اجتماعی آنان بود. در آن روزگار، زنان بویژه، کنیز ها (بردگان مونث) ارزش بسیار کم یا بطور کلی بی ارزش بودند، و نادانی در حدی بود که آنها دخترانشان را زنده به گور میکردند. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;دکتر علی سینا:&lt;/SPAN&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;محمد همانطور که در بالا آمد، به دلیل ثروت خدیجه با وی ازدواج کرد. بعد از مرگ خدیجه محمد با عایشه که تنها 6 سال داشت ازدواج کرد، و بخاطر خواهش پدر عایشه، پیامبر تا سه سال به وی دخول نکرد. در این میان وی به یک زن نیاز داشت و زنان ناباور از آنجا که وی را یک دیوانه میدانستند از ازدواج با او سر باز می زدند. در میان طرفداران اندکش نیز زنان واجد الشرایط بسیار اندک بودند. سوده  یک زن مسلمان و یک بیوه بود. وی زنی ایده آل برای شرایط محمد به شمار میرفت و میتواند بستر محمد را گرم کند و از خانه  محمد نگهداری کند و نیازهایش را برآورد. محمد دو ماه بعد از مرگ خدیجه با وی ازدواج کرد. خدیجه و سوده تنها دو زن پیامبر بودند که وی از روی نیاز و نه از روی شهوت ازدواج کرد. البته ممکن است که حفصه دختر عمر نیز به گفته پدرش و محمد چندان زیبا نبوده باشد، و محمد ممکن است تنها برای شاد کردن عمر با وی ازدواج کرده باشد. تمامی سایر زنان محمد یا بکر و زیبا بوده اند یا بیوه زنان زیبایی بوده اند و اکثر آنها، اگر نگوییم تمام آنها در سنین نوجوانی (زیر 20 سال) بوده اند. پیامبر تنها به دلیل ظاهر و زیبایی آنها یا با آنها ازدواج کرد یا به سادگی با آنها بدون حتی ازدواج همبستر شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;حتی برخی اوقات مجبور میشد بعضی از قوانین را نیز زیر پا بگذارد و الله را به صحنه وارد کند الله آیاتی را برایش افشا کند تا بتواند بدانچه به آن میل داشت دست یابد. بعنوان مثال این اتفاق در مورد زینب بنت جحش، ماریه و عایشه افتاد. هیچ کدام از زنان محمد از سوء تغذیه رنج نمیبردند و هیچکدام قبل از ازدواج با محمد زنان تنها و فقیری نبودند. داستانهای زنانی مثل سفیه، ماریه و زینب داستانهای عاشقانه ای هستند که طعم و بوی شهوت، خیانت و جرم میدهند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;شما البته به درستی به وضعیت رقت انگیز و اسفبار دختران برده (کنیزان) در آن دوران اشاره کردید، اما اشاره به این موضوع را فراموش کردید که بسیاری از آن دختران برده، تا قبل از اینکه پیامبر آزادی آنها را بستاند و مقام آنها را از آزاد به برده تقلیل دهد آزاد دختران و زنانی بودند. آیا شما میگویید که آن دختران برده باید برای اینکه محمد عزیزان و همسران آنها را کشت و آنها را در بازارها به مسلمانانی که آنها را می خریدند و به کنیز و مستخدم و یا بردگان جنسی تبدیل میکردند سپاسگزار پیامبر باشند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&lt;B&gt;4- آیت الله منتظری&lt;/B&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;ازدواج محمد و عایشه در سال نخست و یا دوم بعد از هجرت با فشار و اصرار پدرش ابوبکر و تنی چند از دوستانش انجام گرفت. پیامبر برای مدتی بعد از مرگ خدیجه مجرد ماند. هدف اصلی اش از این ازدواج دلایل سیاسی بود.زیرا محمد زیر فشار فراوان از طرف دشمنانی سرسخت همچون ابو لهب و ابوجهل بود که وی را متهم میکردند؛ لذا او کاملا به حمایت قبایل مختلف دیگر نیاز داشت. ابوبکر نفوذ قبیله ای بسیاری داشت. و رد این تقاضای ابوبکر در آن شرایط به مصلحت پیامبر نبود. در واقع این ازدواج یک ازدواج نمادین بود و نه برای اشباع غریزه جنسی، زیرا بر حسب عادت یک مرد 53 ساله نمیتواند احساسات جنسی نسبت به یک دختر 9 ساله داشته باشد. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;دکتر علی سینا:&lt;/SPAN&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;پیامبر با عایشه به دلیل اصرار پدرش ازدواج نکرد، احادیث بسیاری وجود دارد که محمد میل به عایشه داشت و از ابوبکر خواست که دختر 6 ساله اش را به وی بدهد. درواقع ابوبکر از شنیدن چنین خواسته ای شوکه شده بود. وی اعتراض کرد که وی با محمد پیمان برادری بسته است و یا او برادر رضاعی پیامبر است، که این پیمان ازدواج محمد با برادرزاده خویش را غیر قانونی میکند، اما پیامبر نظر ابوبکر را با گفتن اینکه ما برادران حقیقی و خونی نیستیم رد کرد و استدلال کرد که پیمان برادری آنها ربطی به این ماجرا ندارد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt; &lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;CITE style=&quot;FONT-STYLE: normal&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;&lt;A style=&quot;COLOR: blue; TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/062.sbt.html#007.062.018&quot;&gt;صحیح بخاری 7.62.18&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/CITE&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;پیامبر از ابوبکر ازدواج با عایشه را تقاضا کرد. ابوبکر گفت &quot;اما من برادر تو هستم&quot;. پیامبر گفت &quot;من و تو در دین الله و کتابش برادر هستیم اما عایشه بر من حلال است.&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;I&gt;&lt;BR&gt;&lt;/I&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;اعراب مردمان بدوی ولی به هم پیوسته ای بودند که اندک قوانین نیز برای خود داشتند. برای خود اصول اخلاقی ای داشتند که با دقت و وسواس بدانها عمل میکردند. بعنوان مثال در ماه های مشخصی از سال جنگ نمیکردند. همچنین شهر مکه را بعنوان شهری مقدس به رسمیت میشناختند و هرگز علیه آن جنگ نمیکردند. زن برادر رضاعی همچون برادرزن واقعی به شمار می آمد و ازدواج با وی جایز نبود. همچنین بسیار رایج بود که دوستان نزدیک پیمان برادری باهم میبستند و همدیگر را همچون برادران واقعی به رسمیت میشناختند. پیامبر هر زمان که این قوانین در مقابل او و منافع یا آرزوهایش قرار میگرفتند آنها را زیر پا میگذاشت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;ابوبکر و محمد پیمان برادری بسته بودند، و بنابر رسوم و قوانین عایشه همچون برادرزاده محمد بود، اما این محمد را از میل به عایشه باز نداشت، حتی وقتی که عایشه 6 سال سن داشت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;اما پیامبر که اخلاقیات را نسبت به امیال خود تغییر میداد با استناد به همین رسم که نمیتوان با دختر برادر ازدواج کرد، از ازدواج با دختر حمزه سر باز زد. چون او چندان زیبا نبود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 5pt 0.5in&quot;&gt;&lt;I&gt;&lt;CITE&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Arial; TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;&lt;A style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/062.sbt.html#007.062.037&quot;&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;صحیح بخاری 7.62.37&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/CITE&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 5pt 0.5in&quot;&gt;&lt;CITE style=&quot;FONT-STYLE: normal&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;از ابن عباس نقل شده است:&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/CITE&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;A style=&quot;TEXT-DECORATION: underline&quot; href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/087.sbt.html#009.087.140&quot;&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;از پیامبر پرسیده شده بود، &quot;آیا با دختر حمزه ازدواج نمیکنی؟&quot;، او پاسخ داد &quot;او برادر زاده من است&quot;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;حدیث زیر نشان میدهد که پیامبر به عایشه گفته بود قبل از اینکه از پدرش تقاضای ازدواج کند خواب او را دیده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN-LEFT: 0.5in&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;A style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/087.sbt.html#009.087.140&quot;&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;صحیح بخاری 9.87.140&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN-LEFT: 0.5in&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;از عایشه نقل شده است:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN-LEFT: 0.5in&quot;&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;رسول الله به من گفت &quot;تو دوبار قبل از اینکه من با تو ازدواج کنم در رویاهای من ظهور کرده بودی.  من فرشته ای را دیدم که ترا در تکه ای لباس ابریشمی حمل میکرد، من به او گفتم، لباسش را در بیاور و اورا نگاه دار، او تو بودی. به خود گفتم &quot;اگر این از طرف الله است، پس این (لخت شدن عایشه) باید واقعا اتفاق بیافتند&quot;. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN-LEFT: 0.5in&quot;&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT face=Arial color=#003366&gt;این بهانه که ازدواج محمد با عایشه یک &quot;حرکت سیاسی&quot; بود را میتوان به سادگی رد کرد. ابوبکر دوست خوبی برای محمد بود، او از پیروان محمد و برادر رضاعی محمد بود، به قبیله پیامبر متعلق بود، هیچ لزومی برای پیامبر الله وجود نداشت که برای تحکیم دوستی اش با ابوبکر لازم باشد که با دختر خردسالش همبستر شود. مدارک نشان میدهد که پیامبر مقدس از هواخواهی این مرد و اعتمادی که به او داشت سوء استفاده کرد و&lt;SPAN lang=fa&gt; اورا وادار کرد تا دختر کوچکش را به ازدواج با او در بیاورد. چطور میتوانید درخواست مردی را که معتقدید پیامبر خدا است انکار کنید؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;ابوجهل (پدر جهالت) و ابولهب اسامی مستعار موهنی بودند که به عبدالعزی توسط محمد داده شده بود. عبدالعزی عموی پیامبر و یک مرد دانشور بود. قریشیان وی را ابوالحکیم (پدر خرد) میخواندند. بسیار دشوار است که بدانیم رابطه میان خوابیدن با یک دختر 9 ساله، چطور میتوانست وی را از شر دشمنانش محافظت کند؟ همانطور که اشاره کردید، این ازدواج یک یا دو سال بعد از هجرت اتفاق افتاد. دشمنان محمد در مکه بودند. حتی اگر این ازدواج میتوانست باعث حفاظت بیشتر محمد شود، که این یاوه ای بیش نیست، او خود در مدینه در امان کامل بود. بنابر این عذر نیز غیر قابل قبول است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;به هر حال، مسئله این است که پیامبر با دختر ابوبکر ازدواج کرد، مسئله این است که با یک دختر بچه 9 ساله همبستر شد. اگر معتقدید که پیامبر این کار را کرد تا از خود محافظت کند، پس محمد یک آدم فرصت طلب بوده است که به یک دختر بچه تجاوز کرده است تا جان خود را حفظ کند. لطفاً نگویید این عمل یک تجاوز نبود برای اینکه یک دختربچه 9 ساله به اندازه ای بالغ نیست که رضایت به تماس جنسی و یا ازدواج بدهد و اگر نتواند رضایت بدهد پس تماس جنسی با او، تجاوز حساب میشود. دفاعیات شما پیامبر اسلام را حتی از اتهام های ما بیشتر متهم میکند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;میگویید این ازدواج یک ازدواج نمادین و سمبلیک بوده است، واقعا این مسئله چقدر میتواند نمادین باشد که پیامبر وقتی به عایشه نزدیک میشود که به گواهی خود عایشه، وی در حال بازی کردن با اسباب بازیهایش بوده است، و پیامبر یک چیز کاملا متفاوت از اسباب بازیهای عایشه را در اختیارش قرار میدهد تا آن دختر بچه &quot;حیرت زده&quot; با آن بازی کند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN-LEFT: 0.5in&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;A style=&quot;COLOR: blue; TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/062.sbt.html#007.062.090&quot;&gt;صحیح بخاری 7.62.90&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;از عایشه نقل شده است:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN-LEFT: 0.5in&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;وقتی پیامبر با من ازدواج کرد، مادرم نزد من آمد و مرا وادار کرد که به خانه پیامبر وارد شوم، و هیچ چیز موجب تحیر من نشد، مگر  آمدن پیامبر به نزد من قبل از ظهر.&lt;I&gt;&lt;BR&gt;&lt;/I&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;نوشته اید، &quot;بر حسب عادت یک مرد 53 ساله نمیتواند در قبال یک دختر 9 ساله احساسات جنسی داشته باشد&quot;، کاملا صحیح است. این دقیقا مسئله ای است که مورد نظر من نیز هست. متاسفانه ما در دنیای کاملی به سر نمیبریم و کسانی هستند که بیماری های روانی ای دارند و قوانین و عادتها را زیر پا میگذارند. حتی امروزه نیز مردان پیری وجود دارند که رویای داشتن رابطه جنسی با کودکان را در سر میپرورانند، عکسهایشان را جمع آوری و بر روی اینترنت تبادل میکنند. به این افراد پدوفیل (بچه باز) گفته میشود و ما برای حفاظت از کودکانمان آنها را به زندان میاندازیم. اگر پیامبر آن دختر را قبل از ظهر همان روزی که مادرش اورا به خانه محمد آورده بود &quot;متحیر نمیکرد&quot;، من میتوانستم قبول کنم که این ازدواج نمادین و سمبلیک بوده است، هرچند شایستگی آن آشکار نیست. اما وقتی پیامبر اسلام همان روز به آن دختر کوچک دخول میکند، واقعا دشوار است که این مسئله را بعنوان یک مسئله &quot;نمادین&quot; دید. این کار به درستی نمادی از چه چیزی بوده است؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&lt;B&gt;5- آیت الله منتظری&lt;/B&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;شکی وجود ندارد که شرایط آب و هوایی روی رشد فیزیکی و روانی دختران تاثیر میگذارد و رشد آنها در آب و هوای گرمسیری بیشتر است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;دکتر علی سینا:&lt;/SPAN&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;در نوشتار قبلی شما اشاره کرده بودید که این ازدواج یک ازدواج سمبلیک و نمادین بوده است،  و گفتید که بر حسب عادت، یک مرد 53 ساله نمیتواند برای یک دختر 9 ساله احساسات جنسی داشته باشد&quot; اما حال به قضیه از زاویه ای کاملاً متفاوت نگاه میکنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;من نگران هستم که نکند دختران 9 ساله در عربستان در واقع همان دختران 9 ساله باشند. مگر اینکه شما نظریه تکاملی بسیار پیشرفته ای را ارائه دهید که نشان دهد نژاد انسانها در 1400 سال پیش تابحال دچار جهش و تغییر ناگهانی شدید و شگرفی شده است، و آن روزها زنان در سن 9 سالگی به بلوغ میرسیدند، اما واقعیت همچنان باقی میماند که پیامبر دچار احساسات جنسی نسبت به یک دختر نابالغ بود و این خطا بود. برای اینکه مطمئن شویم که کودکان 9 ساله همیشه حتی زمان محمد نیز کودک بوده اند، تنها کافی است که به حدیث بعدی نگاه کنیم. در این حدیث عایشه توضیح میدهد که وقتی مادرش برای بردن او به خانه پیامبر آمد، وی در حال بازی با تاب بوده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;سنن ابو داوود&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/abudawud/041.sat.html#041.4915&quot;&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt; 31.4915&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#003366&gt; و &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=en-us&gt;&lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/abudawud/041.sat.html#041.4916&quot;&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;31.4916&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#003366&gt; , &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/abudawud/041.sat.html#041.4917&quot;&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;31.4917&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;منقول است از عایشه مادر مومنان:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;پیامبر اسلام وقتی با من ازدواج کرد که من شش یا هفت ساله بودم. وقتی ما به مدینه آمدیم، چند زن آمدند، ام رومان وقتی &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102)&quot;&gt;من در حال تاب بازی بودم پیش من آمد، مرا بردند، آماده و آرایشم کردند، بعد مرا نزد پیامبر خدا بردند،  و او وقتی من 9 ساله بودم با من جماع کرد. او مرا جلوی در نگه داشت و من از خنده در حال ترکیدن بودم.&lt;/SPAN&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;عایشه همچنین با عروسکهایش بازی میکرده است.  &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN-LEFT: 0.5in&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;A style=&quot;COLOR: blue; TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/0673.sbt.html#008.073.151&quot;&gt;صحیح بخاری 8.73.151&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;منقول است از عایشه:&lt;BR&gt;من در حضور پیامبر با عروسکهایم بازی میکردم و دختر بچه های دیگر که دوستان من بودند نیز با من همبازی میشدند. وقتی پیامبر خدا به مکان بازی من وارد میشد آنها (دوستان عایشه) پنهان میشدند، اما پیامبر آنها را صدا میکرد تا بیایند و با من بازی کنند. (بازی با عروسک و تصاویر ممنوع است، اما برای عایشه مجاز بود زیرا در آن زمان وی هنوز دختر کوچکی بود، و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود (فاتح البری ج.13 ص.143)&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent2 style=&quot;MARGIN: 5pt 0.5in&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;A style=&quot;COLOR: blue; TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/muslim/008.smt.html#008.3311&quot;&gt;صحیح مسلم 8.3311&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyTextIndent2 style=&quot;MARGIN: 5pt 0.5in&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی 7 سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است 9 سال داشته است، و عروسکهایش همراه وی بوده اند، و وقتی پیامبر اسلام فوت شد، وی 18 سال سن داشته است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;قاعدتاً ممکن است شخصی بگوید اینکه عایشه همچنان با عروسکهایش بازی میکرده است نشان میدهد که به اندازه کافی بالغ نبوده است که در مورد مسائل جنسی چیزی بداند، دست کم از کسی که میتوانست پدر بزرگش باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&lt;B&gt;6- آیت الله منتظری&lt;/B&gt;:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;تفاوت سن میان مرد و زنی که باهم ازدواج میکنند، در جوامع بدوی، قابل قبول و یک رسم بوده است. همچنین برای یک مر هیچ قباحت و زشتی ای وجود نداشته که با دختران بسیار کوچکتر از خود ازدواج کند، و مردم آن دوران این عمل را یک عمل غیر اخلاقی نمیدانستند. حتی تا به امروز میتوان بین اعراب اشخاصی را یافت که با دختران بسیار جوان ازدواج میکنند. قاعدتاً رسوم و قواعد اجتماعات قبیله ای آن دوران را نباید با جوامع مدنی و پیشرفته امروز مقایسه کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;دکتر علی سینا:&lt;/SPAN&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;من موافق هستم که اجتماعات بدوی  رسومی داشته اند که امروز با حساسیتی که جوامع مدرن دارند برای ما شوکه آور هستند. انسانهای پیشین کارهای بسیاری کرده اند که مارا وحشتزده میکند. آنها حیوانات و انسانها را قربانی میکردند، میان جنس زن و مرد تبعیض قائل میشدند، برده داری میکردند و به انواع مختلفی حقوق انسانی را زیر پا میگذاشتند. من جوامع بدوی را محکوم نمیکنم، زیرا آنها نمیدانستند که میتوانند بهتر از این نیز رفتار کنند. من انسانهای مدرنی را محکوم میکنم که به وسیله دنبال کردن مردی که خود نتیجه و محصول اجتماع بدوی خود بوده است، آن جوامع بدوی و کهنه را دنبال میکنند. من مردی را محکوم میکنم که خود را پیامبر الله &quot;رحمتی بر عالمیان&quot; و یک نمونه و الگو برای انسانها معرفی کرده است، کسی که بجای اینکه خود اخلاق و راستی و درستی را پایه گذاری کند، رسوم و قواعد اجتماع بدوی اش را دنبال کرد و بنابر این مهر تایید بر آنها زد و آنها را به رسومی جاودانه تبدیل کرد که باید از آنها تقلید کرد. من اجتماعی را محکوم میکنم که شکوه و جلال و افتخار و فخر  خود را فراموش کرده است و الان تلاش میکند تا رسوم قبایل کهنه را نسخه برداری کرده و مفاهیم کهنه آنها را با دنبال کردن پیامبری که هیچ چیز جدید برای اضافه کردن به اجتماع خود نداشت بلکه خود محصول این اجتماع بود،  مبنای رفتار خود را پایه گذاری کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;آری ما نباید رسوم قبایل قدیمی و بدوی را با اجتماعات مدرن امروز مقایسه کنیم، اما چرا باید این رسوم را بکار گیریم؟ چرا باید آنها را دنبال کنیم؟ چرا باید پیامبرشان را که عرضه شکستن بربریت و توحش جامعه خودش را نداشته است قبول کنیم؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;اگر پیامبر واقعا یک پیامبر بود، باید نوع دیگری رفتار میکرد، نمیباید رسوم جامعه خود را دنبال میکرد، بلکه باید استاندارد و چهارچوب جدیدی را پایه میگذاشت. اگر او نیز رسوم جامعه خود را دنبال میکرد، ما چرا باید از او پیروی کنیم؟ از طرفی مسلمانان دنیا زندگی محمد را به دقت مطالعه میکنند، و سعی میکنند از آن پیروی کنند. همچون وی لباس میپوشند، چهره شان را همچون وی آرایش میکنند، شبیه وی راه میروند و شبیه وی حرف میزنند، اعمالشان را شبیه به او میکنند و شبیه او زندگی میکنند و معتقدند هرچه او کرده حکم شده از طرف خدا و صحیح بوده است، و او در واقع بعنوان نمونه و الگویی برای انسانها فرستاده شده است، اما شما میگوید عمل محمد تنها تقلید و ادامه ای بوده است از عملی که عرف جامعه بدوی و جاهل وی حساب میشده است و چرا ما باید گناه اورا تنها به دلیل اینکه او تنها یک قربانی اجتماع خودش بوده است ببخشیم؟  نگاه کنید بر سر سرزمین ما که افتخار گذشته خود را فراموش کرده است و اکنون کور کورانه مردی را که رسوم جامعه بدوی خود را دنبال میکرده است پیروی میکند، چه آمده است. آیا ما میتوانیم بیش از این نیز غرق شویم؟ آیا هیچ تحقیری سیاه کننده تر از این هم وجود دارد؟ چقدر آنهایی از ما که این را هنوز درک نمیکنند رقت بار هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt; &lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;&lt;B&gt;7&lt;SPAN lang=fa&gt;- آیت الله منتظری&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;:&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT color=#800000&gt;به مسائل هر زمان و مکانی باید با توجه به معیارها و استانداردهای همان زمان و مکان نگاه کرد، نه با توجه به معیارها و استانداردهای دیگر زمانها و مکان ها. از طرف دیگر پیامبر با بسیاری از رسوم زمان خود که در تضاد با اهداف و اصول تربیتی و معنوی اسلام نیستند مخالفتی نکرد، بلکه با واقع گرایی با آنها روبرو شد تا کم کم آنها را از بن و اساس برطرف سازد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;&lt;SPAN lang=fa style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;دکتر علی سینا:&lt;/SPAN&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;من هم معتقد هستم که مسائل را باید در متن و زمینه زمان و مکان خودشان بررسی کرد. چیزی که 1400 سال پیش در عربستان قابل قبول بود، امروز دیگر قابل قبول به نظر نمیرسد. شاید صحیح نباشد که ما در مورد مردم آن دوران به این سختی قضاوت کنیم. اما سوال این است که چرا ما باید آن مردم را و رسومشان را پیروی کنیم؟ راه حل هایی که در آن دوران برای آنها مناسب بود دیگر برای زمان ما مناسب نیست. چرا باید عقایدی را دنبال کرد که سودمندی خود را از دست داده و در تاریخ گیر کرده اند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;مسلمانان به این تشویق میشوند که سنت پیامبر را دنبال کنند. شما میگویید پیامبر یک عرب بود و قواعد و رسوم مردم خودش را دنبال میکرد، بنابر این کاری که او در آن زمان میکرد در جامعه بدوی خودش درست بود. اما آیا با دنبال کردن سنت های وی، درواقع جاودان کردن آن قوانین و رسوم غلط و ناشایسته اعراب 1400 سال پیش نیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;شما تایید کردید که پیامبر با رسومی که در زمان خودش در تضاد با آموزه های تربیتی و معنوی اسلام نبودند، مقابله نکرد. سوال من این است که آن آموزه های تربیتی و معنوی اسلام چه هستند؟ هدف اصلی اسلام چیست؟ طبیعتاً پاسخ مسلمانان این است که هدف اسلام تایید یگانگی خداوند و اینکه او هیچ شریکی ندارد و اینکه محمد پیامبر او است میباشد. این اصلی ترین پیام اسلام است، مفاهیم و آموزه های تربیتی و اخلاقی در درجه دوم مطرح میشوند. همه گناهان میتوانند بخشیده شوند. دزدی، قتل، کشتار و بچه بازی بخشیده میشوند اما شریک قرار دادن برای خدا بخشیده نمیشود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;سوره نساء آیه 48&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;هر آینه خدا گناه کسانی را که به او شرک آورند نمی آمرزد، و گناهان دیگر را برای هرکه بخواهد می آمرزد. و هرکه به خدا شرک آورد، دروغی ساخته و گناهی بزرگ مرتکب شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,51,102); FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;به عبارت دیگر، صدام حسین، عیدی امین، بن لادن، خلخالی و خمینی بخاطر اینکه مسلمان هستند و شرک نورزیده اند علی رغم جنایاتشان بخشیده خواهند شد، اما گاندی به دلیل اینکه هندو بود و به ادعای مسلمانان هندو ها به چند خدایی اعتقاد دارند، تا ابد در جهنم خواهد سوخت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;این الله باید بیمار باشد، باید دیوانه و موجود حقیری باشد که اینقدر پافشاری روی شناخته شدن خودش میکند و اینقدر حسادت  نسبت به شرک می ورزد. اگر این خدای محمد است، شایسته هیچ ستایشی نیست، بلکه باید او را به سرعت در بیمارستان روانی بستری کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;اما آن رفتارهای غلط مردم که پیامبر با آنها مقابله نکرد اما تلاش کرد آنها را کم کم با سازش محو کند، به راستی چه بودند؟ در دنیای ما، پدوفیلیا یک جرم است. واقعا شرم آور است که پیامبر بچه بازی را به  دلیل اینکه با اصول اسلامی در تضاد نیست به اندازه کافی مهم تشخیص نداد که با آن مقابله کند. با اینحال بسیار جای خوشحالی بود اگر مشاهده میشد حداقل در جایی آنرا تقبیح کند، اما نه او هرگز حتی پدوفیلیا را تقبیح نیز نکرده است. او نه تنها اینکار را نکرد بلکه با تکرار آن، مهر جاودانگی بر آن زد. این روش درستی برای محو کردن رسوم غلط نیست؛ بلکه اتفاقا روش تایید و تبلیغ آن است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;قبل از اسلام ما ایرانیان انسانهای بافرهنگی بودیم. ما چنین رسوم وحشیانه ای را نداشتیم، اما به لطف اسلام این قوانین امروز در فرهنگ ما نیز رخنه کرده است و در سرزمین ما پیاده میشوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;پدوفیلیا تنها یکی از هدایایی است که اسلام برای ما آورده است. پیامبر اسلام رسوم بسیار دیگری را نیز تایید کرد که به همین اندازه شرم آور و ننگین هستند. ترور کردن شخصی که اندیشه مخالفی دارد نیز سنتی از سنت های پیغمبر بود. او دژخیمانی را شبانه به خانه های دشمنانش میفرستاد تا آنها را بکشند. طرفداران رژیم اسلامی ایران نیز در حال پیروی از همان سنت های پیامبر الله (بر روح معصومش صلوات) هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 May 2008 14:05:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mortad&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>mortad</dc:creator>
<guid>http://mortad.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> ماریه قبطی </title>
<link>http://mortad.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=6&gt;ماریه، برده جنسی پیامبر مقدس&lt;/FONT&gt; 
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;&lt;O:P&gt;By Ali Sina   &lt;?XML:NAMESPACE PREFIX = O /&gt;&lt;O:P&gt; &lt;/O:P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;The following is Muhammad’s scandalous love affair with Mariyah the Copt who was one of the prophet’s wives’ maids. Muhammad slept with her without any ceremony, which caused uproar among his wives and finally was settled by Divine intervention.  This story is recorded in an authenticated Hadith and is reported by Omar. &lt;O:P&gt; &lt;/O:P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;This Hadith is describing the reason for the revelation of verse &lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/quran/066.qmt.html#066.004&quot;&gt;66: 4&lt;/A&gt; of Quran. The verse says:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;I&gt;“If ye two turn in repentance to Him, your hearts are indeed so inclined; But if ye back up each other against him, truly Allah is his Protector, and Gabriel, and (every) righteous one among those who believe,- and furthermore, the angels - will back (him) up.”&lt;/I&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Omar explains that these two women were Hafsa and Ayesha who became disrespectful of the prophet causing him grief until he thought of divorcing all of his wives. Here is the full story.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;Bukhari &lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/043.sbt.html#003.043.648&quot;&gt;Volume 3, Book 43, Number 648:&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;Narrated &apos;Abdullah bin &apos;Abbas:&lt;BR&gt;I had been eager to ask &apos;Umar about the two ladies from among the wives of the Prophet regarding whom Allah said (in the Qur&apos;an saying): If you two (wives of the Prophet namely Aisha and Hafsa) turn in repentance to Allah your hearts are indeed so inclined (to oppose what the Prophet likes) (66.4), till performed the Hajj along with &apos;Umar (and on our way back from Hajj) he went aside (to answer the call of nature) and I also went aside along with him carrying a tumbler of water. When he had answered the call of nature and returned. I poured water on his hands from the tumbler and he performed ablution. I said, &quot;O Chief of the believers! &apos; Who were the two ladies from among the wives of the Prophet to whom Allah said:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&apos;If you two return in repentance (66.4)? He said, &quot;I am astonished at your question, O Ibn &apos;Abbas. They were Aisha and Hafsa.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;Then &apos;Umar went on relating the narration and said. &quot;I and an Ansari neighbor of mine from Bani Umaiya bin Zaid who used to live in &apos;Awali Al-Medina, used to visit the Prophet in turns. He used to go one day, and I another day. When I went I would bring him the news of what had happened that day regarding the instructions and orders and when he went, he used to do the same for me. We, the people of Quraish, used to have authority over women, but when we came to live with the Ansar, we noticed that the Ansari women had the upper hand over their men, so our women started acquiring the habits of the Ansari women. Once I shouted at my wife and she paid me back in my coin and I disliked that she should answer me back. She said, &apos;Why do you take it ill that I retort upon you? By Allah, the wives of the Prophet retort upon him, and some of them may not speak with him for the whole day till night.&apos; What she said scared me and I said to her, &apos;Whoever amongst them does so, will be a great loser.&apos; Then I dressed myself and went to Hafsa and asked her, &apos;Does any of you keep Allah&apos;s Apostle angry all the day long till night?&apos; She replied in the affirmative. I said, &apos;She is a ruined losing person (and will never have success)! Doesn&apos;t she fear that Allah may get angry for the anger of Allah&apos;s Apostle and thus she will be ruined? Don&apos;t ask Allah&apos;s Apostle too many things, and don&apos;t retort upon him in any case, and don&apos;t desert him. Demand from me whatever you like, and don&apos;t be tempted to imitate your neighbor (i.e. &apos;Aisha) in her behavior towards the Prophet), for she (i.e. Aisha) is more beautiful than you, and more beloved to Allah&apos;s Apostle.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;In those days it was rumored that Ghassan, (a tribe living in Sham) was getting prepared their horses to invade us. My companion went (to the Prophet on the day of his turn, went and returned to us at night and knocked at my door violently, asking whether I was sleeping. I was scared (by the hard knocking) and came out to him. He said that a great thing had happened. I asked him: What is it? Have Ghassan come? He replied that it was worse and more serious than that, and added that Allah&apos;s Apostle had divorced all his wives. I said, Hafsa is a ruined loser! I expected that would happen some day.&apos; So I dressed myself and offered the Fajr prayer with the Prophet. Then the Prophet entered an upper room and stayed there alone. I went to Hafsa and found her weeping. I asked her, &apos;Why are you weeping? Didn&apos;t I warn you? Have Allah&apos;s Apostle divorced you all?&apos; She replied, &apos;I don&apos;t know. He is there in the upper room.&apos; I then went out and came to the pulpit and found a group of people around it and some of them were weeping. Then I sat with them for some time, but could not endure the situation. So I went to the upper room where the Prophet was and requested to a black slave of his: &quot;Will you get the permission of (Allah&apos;s Apostle) for Umar (to enter)? The slave went in, talked to the Prophet about it and came out saying, &apos;I mentioned you to him but he did not reply.&apos; So, I went and sat with the people who were sitting by the pulpit, but I could not bear the situation, so I went to the slave again and said: &quot;Will you get he permission for Umar? He went in and brought the same reply as before. When I was leaving, behold, the slave called me saying, &quot;Allah&apos;s Apostle has granted you permission.&quot; So, I entered upon the Prophet and saw him lying on a mat without wedding on it, and the mat had left its mark on the body of the Prophet, and he was leaning on a leather pillow stuffed with palm fires. I greeted him and while still standing, I said: &quot;Have you divorced your wives?&apos; He raised his eyes to me and replied in the negative. And then while still standing, I said chatting: &quot;Will you heed what I say, &apos;O Allah&apos;s Apostle! We, the people of Quraish used to have the upper hand over our women (wives), and when we came to the people whose women had the upper hand over them...&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&apos;Umar told the whole story (about his wife). &quot;On that the Prophet smiled.&quot; &apos;Umar further said, &quot;I then said, &apos;I went to Hafsa and said to her: Do not be tempted to imitate your companion (&apos;Aisha) for she is more beautiful than you and more beloved to the Prophet.&apos; The Prophet smiled again. When I saw him smiling, I sat down and cast a glance at the room, and by Allah, I couldn&apos;t see anything of importance but three hides. I said (to Allah&apos;s Apostle) &quot;Invoke Allah to make your followers prosperous for the Persians and the Byzantines have been made prosperous and given worldly luxuries, though they do not worship Allah?&apos; The Prophet was leaning then (and on hearing my speech he sat straight) and said, &apos;O Ibn Al-Khatttab! Do you have any doubt (that the Hereafter is better than this world)? These people have been given rewards of their good deeds in this world only.&apos; I asked the Prophet . &apos;Please ask Allah&apos;s forgiveness for me. The Prophet did not go to his wives because of the secret which Hafsa had disclosed to &apos;Aisha, and he said that he would not go to his wives for one month as he was angry with them when Allah admonished him (for his oath that he would not approach Mariyah). When twenty-nine days had passed, the Prophet went to Aisha first of all. She said to him, &apos;You took an oath that you would not come to us for one month, and today only twenty-nine days have passed, as I have been counting them day by day.&apos; The Prophet said, &apos;The month is also of twenty-nine days.&apos; That month consisted of twenty-nine days. &apos;Aisha said, &apos;When the Divine revelation of Choice was revealed, the Prophet started with me, saying to me, &apos;I am telling you something, but you needn&apos;t hurry to give the reply till you can consult your parents.&quot; &apos;Aisha knew that her parents would not advise her to part with the Prophet . The Prophet said that Allah had said:--&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&apos;O Prophet! Say To your wives; If you desire The life of this world And its glitter, ... then come! I will make a provision for you and set you free In a handsome manner. But if you seek Allah And His Apostle, and The Home of the Hereafter, then Verily, Allah has prepared For the good-doers amongst you A great reward.&apos; (33.28) &apos;Aisha said, &apos;Am I to consult my parents about this? I indeed prefer Allah, His Apostle, and the Home of the Hereafter.&apos; After that the Prophet gave the choice to his other wives and they also gave the same reply as &apos;Aisha did.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;This hadith is reported also in &lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/muslim/009.smt.html#009.3511&quot;&gt;Muslim 9.3511&lt;/A&gt;, and Bukhari &lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/043.sbt.html#003.043.648&quot;&gt;3.43.648&lt;/A&gt;, &lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/062.sbt.html#007.062.119&quot;&gt;7.62.119&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;The above Hadith is significant as it contains two important historic points. First it reveals, by Omar’s own admission, that&lt;FONT color=#003300&gt; “&lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;Ansari women had the upper hand over their men”.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt; Even if we consider that to be an exaggeration, it is clear that women in Medina had more rights and authority than their Quraishy counterparts. Mecca, the home of the Quraish tribe, where Omar and Muhammad came from was a religious hob. People living in religious towns are more bigots than those living in other cities. Religion has always played a role in subjugating women and taking away their human rights. So it is natural that women in Mecca were more subdued than those living anywhere else in Arabia and especially Medina that was a more cosmopolitan city having civilized nations like Jews and Christians as its inhabitants. Omar and Muhammad’s wives enjoyed this emancipating atmosphere and were starting to exercise their relative freedom. This attitude, of course, did not sit well with the two misogynist men of Mecca, namely Omar and Muhammad and as this Hadith demonstrates, they were angry of their wives newfound liberties and rebelliousness. &lt;O:P&gt; &lt;/O:P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;The importance of this Hadith is in the fact that it proves that women prior to Islam had much more freedom, which was taken away from them by Muhammad and his misogynistic khalifas. It becomes clear that the deplorable status of women in Islam is not a divine verdict but a reflection of how women were treated in Mecca 1400 years ago. &lt;O:P&gt; &lt;/O:P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;The fact that there is so much emphasis in Quran and in Ahadith about the importance of women being obedient to their husbands is indeed an indication of Muhammad’s own desire to control his young and rebellious wives. (See &lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/quran/004.qmt.html#004.034&quot;&gt;Q.4:34&lt;/A&gt;) &lt;O:P&gt; &lt;/O:P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;The other important point of the above Hadith is that it reveals yet another sexual scandal of the prophet. &lt;O:P&gt; &lt;/O:P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;One-day Muhammad goes to his wife’s house Hafsa the daughter of Omar and finds her maid Mariyah attractive. He sends Hafsa to Omar’s house, telling her that he wanted to see her. When Hafsa leaves, Muhammad takes Mariyah to bed and has intercourse with her. Meanwhile Hafsa, who finds out that her father was not expecting her, returns home much sooner than expected, and to her chagrin finds her illustrious husband in bed with her maid.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;She becomes hysteric and forgetting the station of the prophet she shouts and causes  a scandal. The prophet pleads with her to calm down and promises not to sleep with Mariah anymore and begs her also not to divulge this secret to anyone else.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;However, Hafsa would not control herself and relays everything to Ayisha who also turns against the prophet and jointly with his other wives cause him much anguish. So the prophet decides to punish all of them and not sleep with any one of his wives for one month. Depriving one’s wives sexually is the second grade of punishment recomendedn in Quran. The first level is admonishing, the second level is depriving them of sex and the third level of punishment is beating them. &lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/quran/004.qmt.html#004.034&quot;&gt;Q. 4: 34&lt;/A&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Of course when a man decides to punish a wife with sexual deprivation he can satisfy himself with his other wives. But Muhammad’s anger had made him make the oath not to sleep with any of them for one month. That of course would have been too much of hardship for the beloved messenger of God (peace be upon his immaculate soul), therefore God in his mercy came to the aid of his prophet and revealed the Surah Tahrim (Banning). In this Surah Allah rebukes Muhammad for being hard on himself and for depriving himself from what he really likes and has been made lawful for him, in order to please his wives. &lt;O:P&gt; &lt;/O:P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;This is the text of the Surah Tahrim: &lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/quran/066.qmt.html#066.001&quot;&gt;66:1-5&lt;/A&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;BR&gt;&lt;I&gt;1. O Prophet! Why do you ban (for yourself) that which Allâh has made lawful to you, seeking to please your wives? And Allâh is Oft-Forgiving, Most Merciful.&lt;BR&gt;2. Allâh has already ordained for you (O men), the dissolution of your oaths. And Allâh is your Maula (Lord, or Master, or Protector, etc.) and He is the All-Knower, the All-Wise.&lt;BR&gt;3. And (remember) when the Prophet (SAW) disclosed a matter in confidence to one of his wives (Hafsah), so when she told it (to another i.e. &apos;Aishah), and Allâh made it known to him, he informed part thereof and left a part. Then when he told her (Hafsah) thereof, she said: &quot;Who told you this?&quot; He said: &quot;The All-Knower, the All-Aware (Allâh) has told me&quot;.&lt;BR&gt;4. If you two (wives of the Prophet SAW, namely &apos;Aishah and Hafsah turn in repentance to Allâh, (it will be better for you), your hearts are indeed so inclined (to oppose what the Prophet SAW likes), but if you help one another against him (Muhammad SAW), then verily, Allâh is his Maula (Lord, or Master, or Protector, etc.), and Jibrael (Gabriel), and the righteous among the believers, and furthermore, the angels are his helpers.&lt;BR&gt;5. It may be if he divorced you (all) that his Lord will give him instead of you, wives better than you, Muslims (who submit to Allâh), believers, obedient to Allâh, turning to Allâh in repentance, worshipping Allâh sincerely, fasting or emigrants (for Allâh&apos;s sake), previously married and virgins.&lt;/I&gt; “&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Although Muhammad gave his word to Hafsa, not to have sex with her maid he could not resist the temptation. Especially now that he had taken another oath not to sleep with all of his wives. It was a difficult situation and no one but Allah could help him. Well, nothing is impossible when you are the prophet of Allah. Leave everything in the hands of the Almighty and let him take care of it. And that is exactly what happened. Allah himself intervened and gave him the green light to follow his heart&apos;s desire. In the Surah Tahrim God licensed his beloved prophet to have his flings and not pay attention to his wives. What can a prophet ask more? Allah was so concerned about Muhammad&apos;s carnal pleasures that he even allowed ALL MEN to break their oaths as a bounty. Alhamdulillah! AllahuAkbar! Subhanallah. Isn&apos;t Allah great?&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;It is also worthy of mention that Muhammad who came to know that Hafsa did reveal the secret to Aisha, lied to her by pretending that it was Allah who told him so (Ayat 3) while he actually learned it from Ayisha. But of course Muhammad is not the author of the Quran. It is Allah himself who is lying for his prophet.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;In reaction to the above verses, Aisha, who was not only young and pretty but also clever, is reported to have said to Muhammad, &quot;Your God indeed rushes in coming to your aid!&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;BR&gt;The above story must have been also embarrassing for Muhammad’s followers even when they gobbled mindlessly everything he told them that they made other hadiths to explain away those verses of the Quran that were already explained by Omar.  &lt;O:P&gt; &lt;/O:P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/muslim/009.smt.html#009.3496&quot;&gt;Muslim  9: 3496&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&apos;A&apos;isha (Allah be pleased with her) narrated that Allah&apos;s Apostle (may peace be upon him) used to spend time with Zainab daughter of Jahsh and drank honey at her house. She (&apos;A&apos;isha further) said: I and Hafsa agreed that one whom Allah&apos;s Apostle (may peace be upon him) would visit first should say: I notice that you have an odour of the Maghafir (gum of mimosa). He (the Holy Prophet) visited one of them and she said to him like this, whereupon he said: I have taken honey in the house of Zainab bint Jabsh and I will never do it again. It was at this (that the following verse was revealed): &apos;Why do you hold to be forbidden what Allah has made lawful for you... (up to). If you both (&apos;A&apos;isha and Hafsa) turn to Allah&quot; up to:&quot; And when the Holy Prophet confided an information to one of his wives&quot; (lxvi. 3). This refers to his saying: But I have taken honey.&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;The existence of the above Hadith and its difference with the one narrated by Omar reveals yet another fact that the companions of Muhammad were willing to lie, (as Muslims are today) to save the image of their prophet from blemish. It would be foolish to accept the excuse of drinking honey to justify those Ayat. First of all honey does not smell bad. But above all it is inconceivable that a trivial incident like drinking honey could cause such an upheaval in the household of Muhammad to the extend that he decides to divorce all of his wives or to punish them for one month by not sleeping with them. Could such an insignificant incident like drinking honey provoke so much uproar that the creator of this universe be forced to intervene with a warning to Muhammad’s wives that he would divorce all of them and He (Allah) would give him virgin and faithful wives? This explanation is absurd unless honey is a code name for what Muhammad drank from between the legs of Mariyah.&lt;/P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P class=MsoNormal&gt;Edited March 28, 2006 &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;Several Muslims have claimed that the Hadiths quoted above narrated by Abdullah bin &apos;Abbas are false and the correct version is the one about honey. This is a nonsense. This hadith is recorded by both Bukahri and by Muslim. Furthermore it is the only logical explanation of the sha&apos;ne nozool (context) of the Sura Tharim. According to Muslim scholar &lt;A href=&quot;http://www.renaissance.com.pk/novrefl92.html&quot;&gt;Asif Iftikhar&lt;/A&gt; &lt;I&gt;&quot;a Hadith can be regarded as a source of religious guidance only `if the basis of that Hadith exists in the Quran or the Sunnah or the established principles.&quot;  &lt;/I&gt;We can clearly see that the Quran allows having sex with the &quot;right hand possessions&quot; i.e. slaves &lt;FONT face=Arial&gt;(Q. &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/quran/004.qmt.html#004.024&quot;&gt;4:24&lt;/A&gt;)&lt;/SPAN&gt; and it was Muhammad&apos;s habit to have sex with his slave women. The text of the Sura makes it also clear that it is about having sex and not eating honey which is a silly explanation. Asif Iftikhar writes: &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&quot;Imam Ibni Ali Jauzee is reported to have said: &quot;If you find a Hadith against the dictates of common sense or contrary to a universal rule, consider it a fabrication.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;The story of honey is ludicrous and makes no sense. Why so much ado about honey? And who said honey smells bad? This hadith has been forged because obviously even in those early days, Muslims felt embarrassed about the actions of their prophet. However the hadiths about Muhammad sending Hafsa out so he could have sex with Mariyah makes perfect sense. It is in accordance with the Quran and in conformity with Muhammad&apos;s depravity of conduct. It was not unusual for Muhammad to solicit sex from women whom he found attractive.    &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;This story is also reported by Ibn Sa&apos;d in Tabaqat: &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#008000 size=3&gt;Waqidi has informed us that Abu Bakr has narrated that the messenger of Allah (PBUH) had sexual intercourse with Mariyyah in the house of Hafsah. When the messenger came out of the house, Hafsa was sitting at the gate (behind the locked door). She told the prophet, O Messenger of Allah, do you do this in my house and during my turn? The messenger said, control yourself and let me go because I make her haram to me. Hafsa said, I do not accept, unless you swear for me. That Hazrat (his holiness) said, by Allah I will not contact her again. Qasim ibn Muhammad has said that this promise of the Prophet that had forbidden Mariyyah to himself is invalid – it does not become a violation (hormat). [&lt;/FONT&gt;&lt;I&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=2&gt;Tabaqat v. 8 p. 223 Publisher Entesharat-e Farhang va Andisheh &lt;?XML:NAMESPACE PREFIX = ST1 /&gt;&lt;ST1:PLACE w:st=&quot;on&quot;&gt;&lt;ST1:CITY w:st=&quot;on&quot;&gt;Tehran&lt;/ST1:CITY&gt; &lt;/ST1:PLACE&gt;1382 solar  h &lt;ST1:ADDRESS w:st=&quot;on&quot;&gt;(&lt;ST1:STREET w:st=&quot;on&quot;&gt; 2003) Translator Dr.&lt;/ST1:STREET&gt; &lt;/ST1:ADDRESS&gt;Mohammad Mahdavi Damghani&lt;/FONT&gt;&lt;/I&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;]  &lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;Qasim ibn Muhammad of course tries to find justification for Muhammad&apos;s breach of his own premise. His words had no validity why he gave them and if they were valid why he broke them?  &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;My copy of the Qunan contains the following tafseer side by side with the Sura Tahrim.&lt;O:P&gt;  &lt;/O:P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;Also it is reported that the Prophet had divided his days among his wives. And when it was the turn of Hafsa, he sent her for an errand to the house of her father Omar Khattab. When she took this order and went, the prophet called his slave girl Mariyah the Copt who bore his son Ibrahim, and who was a gift from the king Najashi and had sexual intercourse with her. When Hafsa returned, she found the door locked. So she sat there behind that locked door until the prophet finished the business and came out of the house while pleasure[?] was dripping from his face. When Hafsa found him in that condition she rebuked him saying you did not respect my honor; you sent me out of my house with an excuse so you could sleep with the slave girl. And in the day that was my turn you had intercourse with someone else. Then the Prophet said, be quiet for although she is my slave and halal to me, for your contentment I at this moment make her haram to myself. But Hafsa did not do this and when the Prophet went out of her house she knocked at the wall that separated her room from that of Aisha and told her everything. She also gave the glad tiding about what the Prophet had promised about making Mariyah haram to himself.&lt;/FONT&gt;&lt;O:P&gt; [&lt;I&gt;&lt;FONT size=2&gt;Published by Entesharat-e Elmiyyeh Eslami  Tehran 1377 lunar H. Tafseer and translation into Farsi by Mohammad Kazem Mo’refi&lt;/FONT&gt;&lt;/I&gt;]  &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;/O:P&gt;Mariyah was a white Coptic young woman and very beautiful. She bore Ibrahim to Muhammad. I had my doubt about Ibrahim being Muhammad&apos;s son. As per my research, Muhammad, during the last years of his life was suffering from acromegaly. One side-effect of this degenerative disease is impotence. He had erectile dysfunction. Note that Muhammad had eight children with Khadijah who was already frothy years old when she married him, but no children with more than twenty young women with whom he had sex in the last ten years of his life. There are hadiths that show he actually did not have intercourse with his wives but “fondled” them, and often he would go from one wife to another in one night touching their genitals but not practicing the intercourse. Another hadith says he used to &lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/071.sbt.html#007.071.660&quot;&gt;imagine having sex &lt;/A&gt;when in reality he did not. Aisha says “none of you have the self control of the Prophet for he could fondle his wives but not have intercourse” The young and inexperienced woman did not realize that her illustrious husband, was not controlling himself, but simply could not do it. Cialis and Viagra were not yet invented. &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;There was a hole in my theory. If Muhammad was impotent how could he sire Ibrahim? I suspected that the child could belong to someone else, but had no evidence to prove it. I finally got the evidence. The same Tabaqat when talking about Mariyah says that there was a Coptic man in Medina who used to visit Mariyah and rumor circulated that he was her lover. Mariyah was relocated to a garden to the North of Medina apparently because Mo&apos;s other wives did not like her. The rumor reached Muhammad who sent Ali to kill the man. The story says that the man exposed himself and Ali saw that he was an eunuch and spared his life.   &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;Apparently this was a convenient alibi to silence the crowd. Also Aisha was accused of having an affair with Safwan a young man from Medina also. Later she claimed that Safwan was eunuch. &lt;?XML:NAMESPACE PREFIX = U1 /&gt;&lt;U1:P&gt;How could he become an eunuch in Medina and no one know? Only Aisha can explain that. &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;The story is clearly forged. How could this Coptic man know why Ali wants to kill him? Ibn Sa&apos;d the author of Tabaqat says that he saw Ali with his sword in his hand and climbed a date tree with fear and from there he exposed his genital (awrat). There is no conversation exchanged. The man simply knew why Ali wants to kill him. This does not sound a true story. Why would a messenger of God want to kill an innocent man and how did this man know why Ali wants to kill him?  Looks like this Coptic man had a better understanding of the unknown than the prophet of Allah. &lt;/U1:P&gt; &lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;If my suspicion is true Ibrahim was not Muhammad’s son but a child born to two Coptic parents. The cover up of this whole affair is very interesting. Apart from the above tale of Ali seeing the Coptic man&apos;s genital, Muhammad claimed that when Ibrahim was born, Gabriel saluted him and told him &lt;I&gt;Assalamo Alaikum ya aba Ibrahim&lt;/I&gt;, (father of Ibrahim) so he got the confirmation that Ibrahim was his son. Why he needed such confirmation? Doesn&apos;t this tell us that he was suspicious? The story of the man being eunuch could be a fabrication to silence the skeptics. But the truth is that Muhammad was very much in doubt. When Ibrahim, his one and only son died, he did not show much sadness. Incidentally on that day the Sun eclipsed. People said this had happened because the son of the prophet had died. This would have been a golden opportunity for a charlatan like Muhammad who took advantage of anything even winds (in the battle of Uhud) and flying ants (in the battle of Hunain) claiming these are the angels coming to assist Muslims to prove he is a messenger of God. But he did not take credit for such an important event. Instead he brushed it off and said the sun does not eclipse because someone dies. &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;BACKGROUND: white&quot;&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/018.sbt.html#002.018.153&quot;&gt;Bukhari 2.018.153&lt;/A&gt; Says that “The sun eclipsed in the life-time of Allah&apos;s Apostle on the day when (his son) Ibrahim died. So the people said that the sun had eclipsed because of the death of Ibrahim. Allah&apos;s Apostle said, &quot;The sun and the moon do not eclipse because of the death or life (i.e. birth) of some-one. When you see the eclipse pray and invoke Allah.&quot;  &lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/018.sbt.html#002.018.154&quot;&gt;Bukhari 2.018.154&lt;/A&gt; adds that when the sun eclipsed Muhammad “he led the people in prayer,… by then the sun (eclipse) had cleared. He delivered the Khutba (sermon) and after praising and glorifying Allah he said, &quot;The sun and the moon are two signs against the signs of Allah; they do not eclipse on the death or life of anyone. So when you see the eclipse, remember Allah and say Takbir, pray and give Sadaqa.&quot; The Prophet then said, &quot;O followers of Muhammad! &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;By Allah! There is none who has more&lt;I&gt; ghaira &lt;/I&gt;(self-respect - honor) than Allah as He has forbidden that His slaves, male or female commit adultery (illegal sexual intercourse). O followers of Muhammad! By Allah! If you knew that which I know you would laugh little and weep much.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;BACKGROUND: white&quot;&gt;&lt;O:P&gt;Ghaira is the very thing for which Muslims commit honor killing. If you look at a Muslim&apos;s wife or daughter, it is his &lt;I&gt;ghaira&lt;/I&gt;  that is being offended. If he does not react, it shows that he has little &lt;I&gt;ghaira.&lt;/I&gt; The greater is his &lt;I&gt;ghaira&lt;/I&gt; the more violent will be his reaction. &lt;/O:P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;BACKGROUND: white&quot;&gt;The discussion about adultery at this time is quite revealing. Why would he choose to talk about adultery, of all things, in this moment? It’s not hard to imagine that Muhammad was thinking about it and was not very sure whether Ibrahim was his son or not. In this sermon Muhammad talked about Allah having a lot of &lt;I&gt;ghaira &lt;/I&gt;and then speaks of prohibition of adultery. He concludes his sermon by saying he knows of very sad things that others don&apos;t know. &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;Another point to bear in mind is that despite the fact the Mariyah was the only women who bore Muhammad a child, he did not marry her. Doesn&apos;t this tell us that he was not very sure about her loyalty? &lt;O:P&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;A href=&quot;http://www.usc.edu/dept/MSA/fundamentals/hadithsunnah/bukhari/018.sbt.html#002.018.161&quot;&gt;Bukhari 2.018.161&lt;/A&gt; in another version of this hadith says. &quot;Narrated &apos;Abdullah bin Abbas: &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;The Prophet then said, &quot;The sun and the moon are two of the signs of Allah. They eclipse neither because of the death of somebody nor because of his life (i.e. birth). So when you see them, remember Allah.&quot; The people say, &quot;O Allah&apos;s Apostle! We saw you taking something from your place and then we saw you retreating.&quot; The Prophet replied, &quot;I saw Paradise and stretched my hands towards a bunch (of its fruits) and had I taken it, you would have eaten from it as long as the world remains. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;I also saw the Hell-fire and I had never seen such a horrible sight. I saw that most of the inhabitants were women.&lt;/FONT&gt;&quot; &lt;FONT color=#008000&gt;The people asked, &quot;O Allah&apos;s Apostle! Why is it so?&quot; The Prophet replied, &quot;Because of their ungratefulness.&quot; It was asked whether they are ungrateful to Allah. The Prophet said, &lt;/FONT&gt;&quot;&lt;FONT color=#ff0000&gt;They are ungrateful to their companions of life (husbands) and ungrateful to good deeds.&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#008000&gt;If you are benevolent to one of them throughout the life and if she sees anything (undesirable) in you, she will say, &apos;I have never had any good from you.&apos; &quot;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;As these hadiths reveal, in this occasion Muhammad did not speak much about his only son&apos; death. The death of his only son, must have been devastating for him, especially when we know he did not have much respect for girls and thought it is degrading for Allah to have only daughters when ordinary men have sons. But on the day of death of his only son, he chooses to speak about adultery and how women will be sent to hell because they are ungrateful to their husbands. &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal&gt;The story is not important especially since Ibrahim died at infancy and left no descendants. And of course I can&apos;t prove it either. But if true, it validates my finding that Muhammad, in his advanced age suffered from acromegaly, of which he died and was impotent. His insatiable lust for sex was due to his frustrated sexual impulse. &lt;/P&gt;&lt;/O:P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 08 May 2008 14:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mortad&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>mortad</dc:creator>
<guid>http://mortad.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غمي غمناك </title>
<link>http://mortad.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شب سردي است ، و من افسرده.&lt;BR&gt;راه دوري است ، و پايي خسته.&lt;BR&gt;تيرگي هست و چراغي مرده.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مي كنم ، تنها، از جاده عبور:&lt;BR&gt;دور ماندند ز من آدم ها.&lt;BR&gt;سايه اي از سر ديوار گذشت ،&lt;BR&gt;غمي افزود مرا بر غم ها.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فكر تاريكي و اين ويراني&lt;BR&gt;بي خبر آمد تا با دل من&lt;BR&gt;قصه ها ساز كند پنهاني.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نيست رنگي كه بگويد با من&lt;BR&gt;اندكي صبر ، سحر نزديك است:&lt;BR&gt;هردم اين بانگ برآرم از دل :&lt;BR&gt;واي ، اين شب چقدر تاريك است!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خنده اي كو كه به دل انگيزم؟&lt;BR&gt;قطره اي كو كه به دريا ريزم؟&lt;BR&gt;صخره اي كو كه بدان آويزم؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مثل اين است كه شب نمناك است.&lt;BR&gt;ديگران را هم غم هست به دل،&lt;BR&gt;غم من ، ليك، غمي غمناك است. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=cl2&gt;&lt;IMG height=20 src=&quot;http://www.sohrabsepehri.com/images/pixel.gif&quot; width=1&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG height=1 src=&quot;http://www.sohrabsepehri.com/images/bluepixel.gif&quot; width=300&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sohrabsepehri.com/poems.asp?status=showbook&amp;bookname=marg-e-rang&quot;&gt;فهرست اشعار منظومه مرگ رنگ&lt;/A&gt; &lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sohrabsepehri.com/poems.asp?status=poems&quot;&gt;فهرست كامل منظومه ها و اشعار سهراب سپهري&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 08 May 2008 09:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mortad&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>mortad</dc:creator>
<guid>http://mortad.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
